محمدعلی عجمی، شاعر نامدار تاجیک، دیروز در سن 66 سالگی دار فانی را ترک به دار باقی شتافت.

محمدعلی عجمی زادۀ 21 ژانویه سال 1954 در روستای «غیرت» شهرستان «باختر» استان «قُرغان‌تپه» (باختر امروز) است. او فارغ‌التحصیل رشتۀ ادبیات تاجیک دانشگاه ملی تاجیکستان در سال 1981 می‌باشد.

عجمی بعد از فارغ‌التحصیلی، مدتی در روزنامۀ محلی «نوید وخش» به عنوان خبرنگار، همچنین کارمند در شعبۀ آموزش و پرورش شهر قُرغان‌تپه و نیز در شعبۀ استانی «جمعیت دوستداران کتاب»، و به عنوان رئیس شعبۀ استانی اتحادیۀ نویسندگان کشور نیز، مشغول فعالیت بوده.

در دوران جنگ شهروندی، مدتی در جمهوری اسلامی ایران زندگی و فعالیت داشته.

آثار و تألیفات

به نوشتۀ «فردوس اعظم»، شاعر تاجیک، محمدعلی عجمی، مؤلف مجموعه‌های نظم و نثری هست که در دوشنبه و تهران چاپ شده‌اند.

آثار منظوم:

1) «کاکل باران» (1984)، دوشنبه؛

2) «وطن» (1985)، دوشنبه؛

3) «سر آب» (1988)، دوشنبه؛

4) «اندوه سبز» (1997)، تهران؛

5) «آیینۀ ناز» (دوبیتی) (2000)، تهران؛

6) «بهشت آدم و گندم» (2000)، تهران؛

7) «تا فصل رنگها» (2002)، دوشنبه؛

8) «عطر شبهای خراسان»، تهران؛

9) «هر صبح، من ز عشق تو آغاز می‌شوم» (2012)، دوشنبه.

آثار منثور:

1) «اعتقاد و اعتکاف»، مجموعۀ مقالات، دوشنبه، 2003؛

2) «خطۀ معطر شعر»، بررسی اشعار مؤمن قناعت، لایق شیرعلی و سلمان هراتی، چاپ رایزنی ج ا ایران در تاجیکستان، دوشنبه 2002؛

3) «نور در زندان»، رمان، تهران، 1997 با خط فارسی.

همچنین به نوشتۀ فردوس اعظم، نوشته‌های او در حوزه نقد ادبی در قالب مقاله و رساله‌های «شگرفی های هنری و معنایی در شعر استاد رودکی»، «هر که این آتش ندارد…»، «بیدل و کلام حافظ…»، «خطۀ معطر شعر»، «حق با سکوت بود»، «مردی از جنس غزل»، «سروهای بلند اندیشه»، «جایگاه قصیده در شعر معاصر»، «گلدان هفت‌رنگ»، «تفکر و حس در شعر»، «شعر چیست؟» و … انتشار یافته‌اند.

در بارۀ شعر عجمی

علیرضا قزوه، شاعر ایرانی، در مقدمۀ دفتر شعر«اندوه سبز» می‌نویسد:

«شعر عجمی در قیاس با شعر هموطنانش بسیار پخته‌تر و امروزی‌تر است. او از تجربه شاعران نوپرداز و غزلسرایان نو اندیش این سالها به خوبی بهره برده است و در مجموعه سوم خود «اندوه سبز» این تأثیر بسیار آشکار است. اندوه سبز بی‌گمان بهترین مجموعه شعری عجمی و از بهترین مجموعه‌های این سالها در میان شاعران تاجیکستان است. لازم به یادآوری است که به اعتقاد همه ادیبان و حتی خود شاعران تاجیکستان شعر آن سامان از شعر سرزمین ما پائین‌تر است. پر واضح است که وجود مشکلات شدید فرهنگی و نفوذ ادبیات بیگانه در طول سالیان دراز به ادبیات تاجیکستان ضربات جبران ناپذیری وارد کرده است.

عجمی در دفتر شعر اندوه سبز خود به مثنوی، غزل و چهار پاره عنایت خاصی داشته و از شعر نو و سپید در این دفتر خبری نیست. بیشتر شاعران تاجیکستان این روزها قالب دلخواهشان چهار پاره است و از این بابت به شاعران سی- چهل سال پیش ایران شباهت می‌برند. در فصل غزل که نقطه اوج کار عجمی است به زیباترین و شگفت‌ترین غزل‌های معاصر تاجیکستان بر می‌خوریم و اصلا عجمی شاعر غزل است…»

* * *

نمونۀ اشعار

بانگ لبّیک:

نیزه را سرور من، بستر راحت کردی

شام را غلغله‌ی صبح قیامت کردی

به لب تشنه‌ات آن روز اشارت می‌کرد

خاتمی را که به انگشت شهادت کردی

عقل می‌خواست بمانی به حرم، امّا عشق

گفت بر نیزه بزن بوسه، اجابت کردی

بانگ لبیک، که حجّاج به لب می‌آرند

آیه‌هایی است که بر نیزه تلاوت کردی

اکبر و قاسم و عباس، کجایند، کجا؟

عشق! چون این همه را بردی و غارت کردی؟

چیست در تو، همه امروز تو را می‌جویند

ای تن بی‌سر سرور چه قیامت کردی!

باز من ماندم و صد کوفه غریبی، هیهات

گرچه آزاد مرا تو ز اسارت کردی

* * *

چه طلسم است این که…

می‌دمد در سینه‌ام طوفان آه از شش طرف

باز می‌گردد مگر بسته‌ست راه از شش طرف

هر طرف رو می‌کنم تیر و سنان و نیزه است

هر طرف سر می‌کشم چاه است، چاه از شش طرف

سدّ راهم می‌شود طوفان سرخ از چهار سو

بر زمینم می‌زند ابری سیاه از شش طرف

آسمان هم شال غم دارد به سر، در سوگ دوست

گریه دارد هاله‌ی اندوه ماه از شش طرف

چه طلسم است این که شیطان رفته است از یادها

سنگ می‌بارند بر این خانقاه از شش طرف

آه می‌ترسم که بگشایم دو چشم خویش را

می‌خورد چشم مرا تیر گناه از شش طرف

* * *

 درگذشت این فرزانه را به بازماندگانش تسلیت و برایشان صبر جمیل و برای خود او تمنای رحمت و مغفرت الهی دارم.