مطهره احمدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسنده: زبان فارسی در حوزه تمدنی ایران اسلامی گستره وسیع و جغرافیای قابل توجهی را زیر سایه خود قرار داده است که در برخی از دوره‌ها از غرب ایران تا مناطقی از چین را در برمی‌گرفت. اما سلطه و سیطره زبان فارسی محدود به مناطقی که امروز از آن با عنوان افغانستان، تاجیکستان و ایران می‌نامیم، نبوده است؛ حتی عراق و بحرین نیز به دلیل پیوستگی‌های تاریخی و رفت ‌و آمدهای ایرانیان به این کشورها، از گذشته (از سده‌‌های چهارم و پنجم تاکنون) بی‌بهره نبوده است

نویسنده: مطهره احمدی

دیپلماسی ایرانی: متعاقب اظهار نظر رئیس جمهوری افغانستان در خصوص خاستگاه زبان فارسی، بحث های رسانه ای که بعضاً فاقد مبانی کارشناسانه در خصوص این موضوع است، جریان دارد. در نوشتار حاضر با بررسی سابقه و ریشه های تاریخی زبان فارسی در حوزه جغرافیایی ایران بزرگ و تبیین نقاط مبهم، تلاش دارم گامی کوچک در جهت این بحث بر دارم.

فارسی دری زبانی است که از اواخر دوره ساسانی تا امروز، زبان فرهیختگان ایرانی بوده و نه تنها در مدائن و سواحل اروند رود؛ بلکه در دوردست ترین شهرهای خراسان و ماوراءالنهر، بدان سخن می گفته اند. با وجود دلائل برای اثبات این مدّعا، عده ای از پژوهشگران و نویسندگان تاریخ ادبیات، برآنند که ثابت کنند فارسی دری گویش یا لهجه ای بوده محدود و منحصر به چند ناحیه در خراسان و ماوراء النهر و به وسیله پادشاهان آن ولایات؛ به ویژه ساسانیان در سراسر ایران گسترش یافته و پس از تحول و تکامل تدریجی به زبان رسمی همه اقوام ایرانی در گفتار و نوشتار تبدیل شده است. عنوان دری نیز حاکی از نسبت آن به دربارهای نواحی شرقی ایران است. در حالیکه فارسی دری زبان دربار ساسانی و نام آن صرفاً از انتساب به دربار و شهر مدائن است. (تدین، مهدی، سال 1389)

در اواخر دوره پادشاهی ساسانی، دو شاخه از زبان پارسی در میان مردم کاربرد داشت که به آنها به ‌اختصار پارسی (پهلوی) و دری (پارسی درباری) می‌گفتند. پارسی یا همان زبان (پهلوی) پارسی میانه بیشتر در میان موبدان، دانشمندان و مردم استان پارس کاربرد داشت و دری را مردم شهرهای مداین و در دربار پادشاهان ساسانی به‌کار می‌بردند. با این حال تردیدی نیست که کماکان زبان رسمی و اجرایی ساسانیان، پارسی میانه یا همان پهلوی بود. یعقوب لیث نخستین کسی بود که ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، زبان پارسی را  به‌عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. در زبان فارسی از هر دو عنوان «پارسی» و «دری» و گاه «پارسی دری» برای زبان فارسی امروزی استفاده می‌کنند. (جوادی ارجمند، محمد جواد؛ حق گو، جواد؛ عظیم زاده، جعفر، 1392)

زبان فارسی در حوزه تمدنی ایران اسلامی گستره وسیع و جغرافیای قابل توجهی را زیر سایه خود قرار داده است که در برخی از دوره‌ها از غرب ایران تا مناطقی از چین را در برمی‌گرفت. اما سلطه و سیطره زبان فارسی محدود به مناطقی که امروز از آن با عنوان افغانستان، تاجیکستان و ایران می‌نامیم، نبوده است؛ حتی عراق و بحرین نیز به دلیل پیوستگی‌های تاریخی و رفت ‌و آمدهای ایرانیان به این کشورها، از گذشته (از سده‌‌های چهارم و پنجم تاکنون) بی‌بهره نبوده است. سابقه حضور زبان فارسی در کشورهای عربی به قرون سوم و چهارم هجری می‌رسد. زمانی که ایران مسیر رشد را طی‌ می‌کرد و به گفته مورخان دوران شکوفایی و طلایی تمدن اسلامی در حال شکل گرفتن بود. از سوی دیگر، در ترکیه امروزی نیز می‌توان ردپای زبان فارسی را جستجو کرد. برای سند حضور زبان فارسی در این منطقه همین بس که گویند شاه اسماعیل صفوی در ابتدای حکومت خود به همراه نامه‌ای، سروده‌ای به زبان ترکی به شاه عثمانی فرستاد و شاه عثمانی در جواب شاه جوان، سروده‌ای به زبان فارسی ارسال کرد. آنچه از حضور زبان فارسی در دایره حکومت عثمانی برجای مانده، بیش از 1200 نسخه خطی به زبان فارسی است؛ نسخ خطی فارسی در ترکیه از نظر تعداد رتبه دوم را بعد از ایران دارد و از نظر نفاست نیز دست کمی در این زمینه ندارد. همچنین امروز در مساجد پکن که دورترین نقطه‌ چین نسبت به عالم اسلام محسوب می‌شد، کتیبه‌هایی با اشعار فارسی می‌بینید. آنها حتی نیت نمازشان را نیز به زبان فارسی بیان می‌کنند. .(رجبی، محمد، سال 1392)

روزگاری نیز زبان رسمی مردم شبه قاره هندوستان و بخش مهمی از عثمانی، فارسی بوده است. زبان فارسی تاریخی کهن و قدمتی چند هزار ساله دارد. فارسی از زبان های هند و اروپایی در شاخه زبان های ایرانی جنوب غربی است. زبان فارسی نو از زبان فارسی میانه یا پهلوی و آن نیز از فارسی باستان نشأت گرفته است. جمعیت فارسی زبانان دنیا حدود 110 میلیون نفر تخمین زده شده است. حدوداً در 33 کشور دنیا، فارسی زبانان به عنوان یک اقلیت و یا اکثریت فرهنگی شناخته می شوند که از نظر تعداد، ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، عراق و ترکیه به ترتیب در رده های اول تا هفتم قرار می گیرند. (ذوالفقاری، حسن، سال 1396)

از نیمه دوم قرن یازدهم میلادی کتاب های تاریخی به زبان پارسی در نواحی غربی ایران نیز نوشته شد. نفوذ و اعتبار زبان فارسی چندان عظیم بود که آثار آن زبان نه تنها در مراکز سرزمین های ایرانی زبان، بلکه در نقاط دور از آن، مراکز، مانند شمال هندوستان، ترکستان، چین و آسیای صغیر تألیف می شد. زبان فارسی به ویژه در شعر و تألیفات تاریخی نیز رواج بسیار یافت. (ارانسکی، 1358: 268)

جدول 1. کشورهای دارای جمعیت فارسی زبان(ویکی پدیا)

فهرستی از جمعیت کشورها بر پایه جمعیت فارسی‌زبان

منطقه غرب آسیا

1-    جمهوری اسلامی ایران    77,629,293
2-    ترکیه    609,000
3-    عراق    645,000
4-    امارات متحده عربی    407,000
5-    عربستان سعودی    223,000
6-    قطر    210,000
7-    رژیم اشغالگر قدس    185,300
8-    بحرین    185,000
9-    کویت     120,000
10-    عمان    76,000
11-    سوریه    59,000
12-    یمن    40,000
13-    لبنان    4,000
14-    جمهوری آذربایجان    2,200
15-    گرجستان    1,000

آسیای مرکزی

1-    ازبکستان    000/000/9
2-    تاجیکستان    200/627/7
3-    قرقیزستان    000/51
4-    قزاقستان    000/35
5-    ترکمنستان    000/20

جنوب آسیا

1-    افغانستان    000/000/25
2-    پاکستان    000/840/1
3-   هند    000/12
4-    بنگلادش    000/1

شرق آسیا

1-    ژاپن    000/51

فارسی زبانان در اروپا

1-    روسیه    000/124
2-    آلمان    000/100
3-    بریتانیا    000/80
4-    فرانسه    000/65
5-    سوئد    096/74
6-    هلند    000/30
7-    اتریش    000/17
8-    نروژ    000/15
9-    یونان    000/11
10-    اوکراین    400/4
11-    فنلاند    000/4
12-    بلژیک    700/3
13-    اسپانیا    300/2
14-    ایتالیا    100/1

فارسی زبانان در قاره آمریکا

1-    ایالات متحده آمریکا    100/328
2-    کانادا    000/136

فارسی زبانان در اقیانوسیه

1-    استرالیا    000/91
2-    نیوزیلند    200/3

منبع: پژوهشگاه مطالعات فناوری ریاست جمهوری

خط و زبان فارسی میراث مشترک ساکنان حوزه تمدنی مشترک ایران و کشورهای همسایه در بخش بزرگی از قاره پهناور آسیاست. حوزه تمدنی ایران را می توان شامل آسیای مرکزی (ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان) افغانستان، قفقاز شمالی و جنوبی (آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، داغستان و اوراسیا)، شرق چین (سین‎کیانگ)، شبه‏‌قاره (پاکستان، هند و بنگلادش) آسیای صغیر، بالکان و شامات قدیم (ترکیه، بوسنی، سوریه و عراق) دانست.

نتیجه گیری

– بر اساس آنچه گفته شد خاستگاه زبان فارسی (دری) محدوده جغرافیایی است که سه کشور فارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان که دارای قرابت و مشترکات فرهنگی در زمینه های زبان، تاریخ، فرهنگ و … هستند را در بر می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زبان فارسی از سوی هر یک از این سه کشور حوزه فاقد وجاهت تاریخی بوده و با واقعیات جهان امروز نیز تطابق نخواهد داشت.

منابع:
–    جوادی، محمد جعفر؛ حق-گو، جواد؛ عظیم زاده، جعفر، (سال 2012)، حوزه تمدنی ایران، جهانی شدن و آینده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه(فصلنامه جامعه شناسی جهان اسلام، دانشگاه شاهد
–    خدایار، ابراهیم؛ ایران زاده، نعمت الله، (سال 1394)، نشست تخصصی بررسی زمینه ها، موانع و راهکارهای گسترش خط و زبان فارسی در کشورهای حوزه تمدنی مشترک
–    رجبی، محمد، (1392)، نقش زبان فارسی در گسترش تمدن اسلامی(رئیس کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی
–    تدین، مهدی، منبع پژوهش های زبان و ادب فارسی، اصفهان، دور دوم، زمستان 1389، شماره 4
–    مهدیان، محبوب؛ نصیری، بهروز، نفوذ و گسترش زبان و ادبیّات فارسی در آسیای صغیر، (فصلنامه علمی – پژوهشی ادبیّات فارسی)، سال پانزدهم، شماره 26، پائیز 93
–    پژوهشگاه مطالعات فناوری ریاست جمهوری، 1398

–    پایگاه خبری، تحلیلی قدس آنلاین، (1395)