به قلم ظفر صوفی

به نظر می‌رسد زمستان نزدیک به پنج‌سالۀ روابط تاجیکستان و جمهوری اسلامی ایران رو به پایان است. در این فضا، نفس بهار می‌دمد. امید است که این نفسِ بهار، آغاز شکفتن ها و بالیدن ها می‌شود. زیرا برای هر شخصی که دیدگاههایش مردم محور و ملی است، بهبود روابط این دو کشورِ همزبان و همتبار، باعث خوشحالی بوده و هست.

در این میان، واکنش دستگاه تبلیغاتی حکومت تاجیکستان واقعاً دیدنی و حیرت‌انگیز است. نوشته‌ها در مورد روابط کشور با جمهوری اسلامی ایران پس از سفر وزیر خارجۀ تاجیکستان به تهران را می‌خوانم و غیراختیار این ضرب‌المثل به یادم می‌آید: « نه به آن شوری شور، نه به این بی نمکی » یعنی از این گوشه به آن گوشه، از افراط به تفریط.

واقعاً افراط در همه کارها زشت و نفرت‌انگیز است. یک انسان آزاده هیچگاه به خود اجازه نمی‌دهد که افکار و گفتار و کارهایش در قالب افراط و یا تفریط باشد. اگر کسی را تعریف می‌کند، حتماً بر اساس دلیل و عملهای مشخص، و اگر گنهکار می‌کند، حتماً بر اساس دلیل و سند موثق خواهد بود. بر پایۀ آوازه و احساسات و پیشداوری ها در مورد شخصی یا گروهی یا کشوری، اظهار نظر کردن، و بدتر از این، حکم صادر نمودن، کاملاً کار افراطیین است، حالا فرقی نمی‌کند این افراطی به چه دیدگاهی، به چه کیش و جهان‌بینی معتقد باشد.

طی چهار سال اخیر، حکومت تاجیکستان بارها ایران را به پشتیبانی از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که از سال 2015 فعالیتش در حدود کشور ممنوع اعلان شده، گنهکار می‌کرد. این اتهام، هم از جانب ایران و هم از جانب مسئولین نهضت اسلامی انکار می‌شد. حالا این همه خوشحالی مسئولین حکومت تاجیکستان و دستگاه های تبلیغاتی اش به چه دلیل است؟

عملهای شتابزده و نسنجیدۀ حکومت تاجیکستان همیشه به یاد من یک روایت را می‌آورد. ملا نصرالدین هر وقت برای ناهار به خانه‌اش می‌آمده، کودکان محله نزد خانه‌اش ‌بازی می‌کرده‌اند و برای استراحت او خلل می‌رسانده‌اند. این بار هم برمی گشته که همان وضع، فکر کرده، باید چاره‌ای بیابد؛ خواست با فریب، کودکها را از نزد دروازۀ خانه‌اش دورتر فرستد. گفت، بچه‌ها! چه کار می‌کنید اینجا، بیهوده وقت می گذرانید، بروید سر کوچه که گردوی فلانی ریخته و کسی نیست جمع کند. کودکان به او باور نکردند، ملا نصرالدین جدی تر این سخن را تکرار کرد و گفت: هر که سریعتر برود، گردوی بیشتر نصیبش می‌شود. بچه‌ها همه با سر و صدا به سمت مکان مورد نظر ملا نصرالدین دویدند. ملا نصرالدین اندکی از پس آنها نگاه کرد و از شوق و ذوق بچه‌ها متأثر شد و با خود گفت، یکی راست باشد؟! و رفت خانه و به زنش گفت که یک ظرف بدهد، تا برود که شاید سر کوچه گردوی همسایه ریخته باشد.

درست مثل ملا نصرالدین، مقامات تاجیکستان در خیلی از موارد، نسبت این یا آن شخص، گروه، سازمان یا کشوری، خودشان اتهام را بسته و خودشان به آن افسانه باور کرده‌اند. همین حال در مورد مناسبت به ایران هم صدق می‌کند. دیروز اتهام می‌بستند، امروز خوشحالی دارند. یعنی طرف مقابل افسانۀ اینها را به لحن دیپلماسی گویا تاید کرده و حرفی را که سالهاست تکرار می‌کند، باری دیگر گفته است. واقعاً ایران همیشه این اتهام را انکار می‌کرد. همیشه تأکید کرده که از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان پشتیبانی نمی‌کند و برای فعالیت این حزب در حدود ایران اجازه نمی‌دهد. از سوی دیگر، مسئولین نهضت اسلامی هم همیشه گفته و تأکید می‌کنند که آنها پس از ممنوع اعلان شدن از سوی دادگاه تاجیکستان، نماینده ای در حدود کشورهای سابق شوروی و برخی کشورهای جهان، از جمله ایران، ندارند و در آنجاها فعالیت نمی‌کنند. طبق اعلان آنها، ریاست و نمایندگی های نهضت اسلامی در حال حاضر اساساً در کشورهای اروپایی فعالیت دارند. حالا با این وضع، این همه طبل خوشحالی کوبیدن دستگاههای تبلیغاتی حکومت تاجیکستان و «یادداشت تفاهم» با وزارت خارجۀ ایران را یک «فاجعه» برای نهضت اسلامی عنوان کردنشان مگر عملی شتابزده و چنگ پیش از پاده را نمی‌ماند؟

از سوی دیگر، همیشه دستگاههای تبلیغاتی حکومت تأکید می‌کنند که مخالفین حکومت و از جمله نهضت اسلامی یک گروه فریب‌خورده، خیانتکار و دشمن هستند که مردم تاجیکستان از آنها بیزار است. حالا گیرم این حرف درست باشد، پس، چرا مقامات این قدر در ترس و هراس افتاده‌اید؟ چرا این قدر انرژی و مبلغ صرف می‌کنید و هزارها معلم و ژورنالیست و مهندس و پولیس … و خلاصه هزاران شهروند را بسیچ کرده‌اید که بر ضد مخالفین و دگراندیشان مطلب بنویسند و آنها را به اعمال ناکرده اتهام بندند؟ چرا این قدر به مردم می‌خواهید هشدار بدهید که از این افراد و گروهها بپرهیزند، و اگر کسی به مطالب نوشته این افراد یا گروهها در شبکۀ اجتماعی «لایک» بزند، او را برای چند سال زندانی می‌کنید؟ وقتی به حرف خودتان باور دارید، وقتی می‌دانید این افراد و گروه، تأثیری در جامعه ندارند و کار حکومت در راستای منافع مردم و برای رفاه مردم است، چرا نگرانید؟ اگر حکومت، خانوادگی نیست، اگر منافع دامادهای امامعلی رحمان بالاتر از منافع تمامی شهروندان تاجیکستان نیست، اگر خویش و تبار امامعلی رحمان همۀ منصب و بخشهای کلیدی و درآمدزا را در انحصار خود نگرفته باشند، چرا از سخن مخالفین و دگراندیشان در این مورد، این قدر به شور می‌آیید؟ شما کی را می‌خواهید فریب بدهید؟ یا گمان دارید مردم نفهمند؟ از هیچ چیز خبر ندارند؟ چرا تاجیکان و عموماً همۀ شهروندان کشور را تحقیر می‌کنید؟ تا کی به آنها دروغ می‌گویید و انتظار دارید به این دروغهایتان باور کنند؟

تاجیک را حکومت تاجیکستان در کشورهای دیگر به حیث تروریست و افراطگرا معرفی کرد. در تمامی ملاقات و جلسه‌های نماینده‌های حکومت تاجیکستان، از رئیس جمهور تا وزیر و جا‌نشین وزیر، رئیس و معاون کمیته‌ها، با همتایان خود از دیگر کشورهای جهان، موضوع اساسی و محوری همین تروریسم و افراطگرایی ست. حالا، روی سخن من، به این فعالان دستگاه تبلیغاتی حکومت است، اگر این ادعایتان که غلام حکومت خانوادگی امامعلی رحمان‌اف نیستید و برایتان آبروی تاجیک و تاجیکستانی و شرف وطنداری بالاتر از همه چیز است، پس بیایید، یک بار مطالب همۀ جلسات مسئولین حکومت تاجیکستان در سفرهای رسمی و دولتی اشان به کشورهای دیگر یا سفرهای رهبران و مسئولین کشورهای جهان و سازمانهای بین‌المللی را به تاجیکستان، از نظر گذرانید. هیچ یک ملاقاتی نبوده که موضوع تروریسم و افراطگرايي در محور گفتگو قرار نگرفته باشد. مگر نصف تاجیک و تاجیکستانی به گروههای تروریستی و افراطی ارتباط دارد؟ مگر تاجیک و تاجیکستانی پایه‌گذار کدام سازمان تروریستی است؟ به حدی حکومت ناشایسته و خانوادگی برای پنهان کردن مشکلاتی که از ناتوانی مدیریت خودش به بار آمده، این موضوع را داغ کرد که دیگر نزدیک است نام تاجیک و تاجیکستانی با تروریسم و افراطگرايي توأم شود. ازبس در روسیه صدها شهروند کشور را که در اصل، هیچ ارتباطی به هیچ گروه تروریستی نداشته و اکثراً با اتهام ساخته و برخی را به خاطر انتقاد حکومت چنین تهمت کرده، با کمک نیروهای قدرتی روسیه بازداشت و به کشور آورده و زندانی کردند، دیگر دست نیروهای امنیتی روسیه در بازداشت و شکار و کُشتار بی‌پشت و پناه ترین مهاجران در این کشور، یعنی تاجیک و تاجیکستانی، بیش از هر وقت بازتر شده است.

مشکلات تاجیک و تاجیکستانی را باید خود تاجیک و تاجیکستانی حل کند. اگر مخالفین و دگراندیشان بر این نظرند که کشوری یا سازمان هایی از جهان می‌آیند و در سرنگون کردن حکومت تاجیکستان به جایی آنها اقدام می‌کنند، سخت اشتباه کرده‌اند و این اصلاً امکان ندارد. اگر حکومت تاجیکستان بر این باور است که با بزرگنمایی موضوع تروریسم و افراطگرايي و بدنام ساختن مخالفینش، می‌خواهد بقای خود را تضمین کند، اشتباه عظیمی کرده است. این امر، یعنی به اتکا به بازو دیگران، زور خود را نشان دادن و با نیروی دیگران تلاش به هدف رسیدن داشتن، یک خود فریبی بیش نیست. شاید در کوتاه مدت به نفع این یا آن طرف باشد، ولی در دراز مدت، به منفعت هیچ یک از این طرفها و مهمتر از همه به منفعت مردم نیست. مردم تاجیک، دوست داشتنی ترین، بی‌آزارترین و صبورترین مردم دنیاست. البته این بدان معنی نیست که بلاخره همیشه چنین می‌ماند. یک روز به پایان خط می‌رسد و آنهایی را که منافع شخصی و گروهی اشان را بالاتر از منافع مردم مانده‌اند، مجازات می‌کند.

حالا اگر خیلی روشنتر بگویم، اگر مخالفین و دگراندیشان با پشتیبانی دیگر کشورها حکومت را سرنگون کنند، طبیعی است پیش آن کشورها زبانکوتاهند؛ درست مثل حالتی که حکومت کنونی تاجیکستان نزد «اسلام کریم اف» داشت و نزد روسیه دارد. پس، یک روز حتماً این امر آشکار می‌شود و مردم اعتراض خواهند کرد و عمر این حکومت به سر خواهد آمد. حالا حکومت تاجیکستان با به دوش مخالفین بار کردن همۀ گناهها و تبلیغات گسترده، ظاهراً تا امروز بقای خود را در قدرت نگاه داشته، ولی حتماً روزی آخر خط می‌رسد.

از سوی دیگر، حکومت ادعای مردمی بودن دارد، در حالی که با رفتار خود، دروغ بودن این ادعا و بی و اساس بودن آن را اثبات می‌کند. در یک حکومت مردمی، داشتن پیشوا و امتیازهای زیادی برای او قائل شدن و این همه امتیاز را از طریق تصویب قانون در پارلمان «قانونی» کردن، یکی از روشن ترین دلیل ها بر غیرمردومی و دیکتاتوری بودن حکومت است. 27 سال در سر قدرت ماندن یک شخص و تلاش برای میراثی کردن حاکمیت، یک اثبات دیگر غیر مردمی بودن حکومت است. فکر می‌کنم همین دو مثال کافی است، حال آنکه اگر همه مثالها برای ثابت کردن دیکتاتوری و غیر مردمی بودن حکومت را ذکر کنم، چند صفحه می‌شود و صحبت به درازا می‌کشد. اما ذکر یک نکته را لازم می‌دانم. یک حکومت مردمی، در عمل، خادم مردم خود است. یک حکومت غیر مردمی خود را مخدوم مردم خود می‌داند. آیا حکومت تاجیکستان خادم مردم کشور هست؟ اگر هست، پس چرا این همه برای خودش امتیاز قائل شده؟ چرا از مردم این همه می‌ترسد؟ چرا مردم را با اتهام به زندان می‌‌اندازد؟ چرا مردم را فریب می‌دهد؟ چرا در شاهراه «دوشنبه-چناق» از مردم پول می‌ستاند اما مردم نمی‌گوید که صاحب این شرکت چه کسی است و میلیونها دلار مبلغ این شرکتی غارتگر به کجا می‌رود؟ اگر حکومت خادم مردم است و کارمندانش مردم را غارت نمی‌کنند، از کدام حساب است که پس از چند روزی از تکیه زدن به منصب، صاحب ماشین و خانه و قصر و سرمایۀ هنگفت می‌شود؟ اگر خادم مردم باشد، پس چرا رئیس جمهور وقتی به این یا آن گوشۀ کشور سفر می‌رود، این قدر مردم را اذیت می‌کنند و در زمستان و بهار دختران مردم را اطلس و چکن به تن و راست می‌مانند تا در وصف امامعلی مدحیه‌ خوانند و خوشامد گویند؟ اگر این خادم مردم است، پس چه ضرورتی دارد که حتی در داخل زمین کشت و یا دامداری و یا باغ، زیر پایش فرش پهن کنند؟ مگر گهوارۀ این از آسمان افتاده؟ مگر این خادم مردم نیست؟ اگر هست، پس چرا این همه واهمه و ساخته‌کاری؟ چرا مزد ماهانه‌اش اعلام نمی‌شود، تا همه بدانند که او بالاترین معاش را می‌گیرد و هیچ کارش نباید باعث منت گذاشتن به مردم باشد. باید او و اطرافیانش بار منت مردم را بکشند.

* * *

کُشتن شخصیتهای شناختۀ کشور مثل عاصمی، اسحاقی، منهاج غلام اف، آته‌خان لطیفی، سفرعلی کینجه‌یف و چند تن دیگر را کار دست ایران اعلام کرده بودند. این ادعای پوچ و بی‌اساس در رسانه‌های دولتی گفته شد. نواری برای این اتهام، ثبت و از طریق شبکه‌های تلویزیون حکومتی پخش شد. ایران را بارها «‌خواجه ‌و پشتیبان» گروههای تروریستی اعلام کردند. حالا حکومت آمده با این «بدترین بدترینها» یک یادداشت تفاهم امضا کرده و دستگاه تبلیغاتی اش که این همه اتهام را مطرح می‌کردند، ندای دوستی و برادرخاندگی سر می‌دهد. جالب آنکه حتی نام و فامیل همانهایی که تا دیروز تمامی بدیها را به ایران نسبت می‌دادند و سببگار تمامی مشکلات تاجیکستان را «دسیسه‌های ایران» می‌خواندند، امروز زیر مطالبی که ایران را برادر می‌خوانند، گذاشته شده است.

از برای خدا، شرمتان نمی‌آید؟ حداقل یک نام و فامیل دیگر می‌گذاشتید. شما که «فیک» هستید، اقلاً با عوض کردن نام و فامیل ساخته، زمینه را برای شرمساری و به یاد آوردن نوشته‌های قبلی اتان فراهم نمی‌کردید…

طرف حکومت ادعا دارد که نهضت اسلامی، حزبی تروریستی و عامل همۀ مشکلات در تاجیکستان است، ولی برای اثبات این ادایش تا حال هیچ دلیل و مدرکی ارائه نکرده است. هیچ دادگاهی اشکاری برای محکمه اعضا و رهبران این حزب دایر نشده است، حتی به خاطر دفاع از اعضای محکوم شدۀ نهضت اسلامی در دادگاهها و راضی نشدن به توطئۀ حکومت علیه آنها، وکیل دفاع مشهور «بزرگمهر یاراف» و همکارش «نور‌الدین محکما ف» به زندان محکوم شدند. اداهای بی‌اساس و اتهامی بی سند و مدرک را هیچ کسی نپذیرفته و نمی‌پذیرد. اگر واقعاً سند و دلیلی دارند، چرا ارائه نمی‌دهند؟ چرا آشکار نمی‌کنند که تا همه خود نتیجه گیرد که این حزب یا گروه تروریستی و خطرناک است و از او بپرهیزد؟ با سخنهای بی‌پایه، مقاله گونه‌های بی‌دلیل و با اسلوب سالهای «ترایکۀ استالینی» نوشته شده مگر می‌توان دیگران را متقاعد کرد؟ باور کنید، به این یا آن روزنامه‌نگار، شرایط برای تجارتش فراهم آوردن و او را بر ضد مخالفین شوراندن، هیچ منفعتی برای شما ندارد و هیچ ضربه‌ای هم به جایگاه مخالفین هم نخواهد بود. دلیل عقل پسند بیاورید! البته محکمه‌های تاجیکستان را در نظر ندارم. منظور، دادگاههای آزاد است! دادگاهی که فرمانبردار حاکمیت اجرائیه‌ باشد، شایسته صحبت کردن نمی‌کند.

* * *

همینجا به یک نکتۀ دیگر هم لازم می‌دانم اشاره‌ی شود. به نظر می‌رسد در عملی کردن نظریۀ توطئه یا فتنه که معمولاً بر پایۀ برانگیختن نفرت و دشمنی شکل داده می‌شود، برخی نهادهای حکومت تاجیکستان موفق شده‌اند. هرچند من کاملاً مخالف نفاق انگیختن در میان تاجیکان و عموماً انسانها هستم، اما با توجه به وظیفه‌اشان مسئولین این نهادها را باید تبریک گفت. آنها توانستند در میان مخالفین و آزاداندیشان تاجیک نفوذ کنند و طرح توطئه را راه ‌اندازند. حالا در دل برخی از مخالفین و دگراندیشان نسبت به همدیگر شک و شبهه وجود دارد. شاید در کوتاه مدت این تئوری توطئه کارساز باشد، ولی در دراز مدت آنهایی را که از این تئوری یا نظریه‌ کار گرفته‌اند، شرمنده خواهد کرد. مخالفین و دگراندیشان هم بلاخره یک روز از اصل قضیه و پشت پرده آگاه می‌شوند و گذشته از این، همه عمر انسان صدها سال نیست و برخی با همان شک و شبهه به دیگران از عالم می‌گذرند. اما وضعیت تغییر نخواهد کرد. یعنی مخالف و دگراندیش از بین نمی‌رود. نسلهای نو با دیدگاه های نو به میدان وارد می‌شوند. تنها راه ضعیف کردن و حتی از صحنه بیرون راندن مخالفین، این در عمل خدمتگار مردم شدن حکومت است و بس! باقی همه اقدامهایش محکوم به شکست می‌باشد. حکومت مردمی، مردم‌سالار، خادم مردم، تلاشگر برای رفاه و فراوانی مردم، خادم رعایت شدن حقوقه مردم در همه رشته، حمایت شدن مردم در داخل و خارج کشور و با خدمت صادقانه به دست آوردن رضایت مردم است که بقای حکومت را تضمین می‌کند و ضرورت گرویدن به گوروه و احزاب مخالف را از دلهایشان پاک می‌گرداند. مخالفین را گنهکار کردن، تلاش برای ایران را سببگار همه مشکلات کشور جلوه دادن و با کمترین نرمش، ندای دوستی و برادرخواندگی سر دادن، گاه به نعل و گاه به پاشنه زدنها، بین مخالفین و دگراندیشان بر پایۀ تئوری توطئه تلاش نفاق و اختلاف انداختن، خلاصه برنامه‌‌ریزی های غلط، فقط شرمساری به بار می‌آرد و بس!

مهمتر از این همه، اگر مخالفین به کشورهای دیگر تکیه کنند و به کمک کشورهای دیگر تلاش به سر قدرت آمدن دارند، محکوم به شکستند و در صورت به سر قدرت آمدن هم، دیر نخواهند پایید! تکیه‌گاه مخالفین باید مردم کشور باشند. همچنین اگر حکومت بر این باور باشد که با یارگیری این یا آن حکومت و یا سازمانهای منطقه‌ای و انجام تئوری توطئه می‌تواند مخالفانش را از بین برد، کاملاً اشتباه می‌کند. تنها راه درست برای تضعیف مخالفین، در عمل خادم مردم شدن حکومت است. نیازهای مردم را برآورده سازید، منفعت مردم را از منفعت خود و خانواده‌اتان عملاً بالا گذارید، وظیفۀ خدمتگار مردم بودنتان را صادقانه انجام دهید، قانون اساسی کشور را زیر پا نکنید، حکومت را میراثی نسازید و از خود بت نتراشید، خلاصه، اصول و معیار یک حکومت دموکراتیک و مردم محور را عملاً رعایت نمایید، مخالفین هیچ تهدیدی نخواهند بود.