به قلم ظفر صوفی

من، به عنوان شخصی که ایران را وطن تاریخی خود می‌داند، همیشه طرفدار روابط خوب تاجیکستان و ایران بودم و هستم. من، تاجیک و ایرانی را برادر هم می‌دانستم و می‌دانم. همیشه مقابل دستخوش بازیهای سیاسی شدن روابط تاجیکستان و ایران بودم و هستم و تا زنده‌ام مخالف آنم.

نمی‌گویم، روابط دو کشور هیچ مشکلی ندارد، حتماً دارد و این طبیعی است، اما فریفۀ فتنۀ بدخواهان شدن و بر پایۀ اطلاعات دروغ، تصمیمهای عجولانه گرفتن مقامات تاجیک، همیشه باعث خجالت بوده است. توقع بی‌خود و بی‌جهت مقامات تاجیک از همتایان ایرانی اشان و فکر کودکانۀ آنها مبنی بر اثرگذاری بر سیاست ها و تصمیمگیری های حکومت ایران، همیشه خنده دار و باعث شرمساری بوده است.

حالا پس از پنج شش سال قهر و عتاب، هم اکنون وزیر خارجۀ تاجیکستان به تهران سفر کرده. در شرایط امروز جهان که بر اثر زیادخاهی ها و زیاده‌روی های رئیس جمهور امریکا تا دیروز وضعیت خیلی متشنج بود و احتمال جنگ علیه ایران خیلی زیاد بود، تغییر سیاست تاجیکستان نسبت ایران واقعاً غیرمنتظره و یک چرخش بوده است.

این چرخش، در ذات خود جالب است. تا دیروز مقامات تاجیک طبل شادی می‌زدند که کار ایران تمام شده است و اینکه روزگارِ به قول خودشان «حامی نهضتی ها» و «خواجه خارجی نهضتی ها» که سیست های ظالمانه حکومت تاجیکستان را انتقاد می‌کند، به پایان رسیده. و تا دیروز مقامات تاجیک در کمال آسیمه‌سری تمام جرم و جنایت را به نام ایران بسته و ایران را «دشمن» اعلام کرده بودند؛ از جنگ شهروندی سر کرده تا همۀ ناتوانی های حکومت در راستای تأمین رفاه و زندگی آسوده و فراوان برای مردم تاجیک را بر دوش ایران بار کرده بودند.

امروز با کدام روی، دست دوستی دراز می‌کرده باشند؟ آیا این عبرت و درسی برایشان می‌شده باشد، تا از این به بعد کمی ملاحظه کنند؟

حالا علت این نزدیک شدن مقامات تاجیک به تهران چیست؟ آیا درک این موضوع که سعودی و همپیمانهایش علیه ایران غلطی نمی‌توانند انجام دهند؟ یا بی‌اعتنایی کشورهای اروپایی به سیاست های یک‌جانبه و تندگرایانۀ دنالد ترامپ؟ یا اینکه فهمیدند دلیلهایشان برای دشمن خواندن ایران، کودکانه بوده است و روسیه نپذیرفته؟ یا شکست افراد و ژنرالهایی در حکومت امامعلی رحمان که در قبول قرارها اثر‌گذار بودند و نسبت ایران و ایرانیت حس نفرت و بدبینی دارند؟

نمی‌دانم، حالا برای نتیجه‌گیری کمی زود است. حتماً اسراری نهفته است، وگرنه شکست خود، و کاملاً حسابنشده بودن سیاست خود نسبت ایران را پذیرفتنشان غیرممکن بود.

البته اقدامهای بعدی، باز اسرار دیگری را آشکار خواهد کرد. در هر صورت، باملاحظه بودن و قبل از اعلام دشمنی، اندیشه کردن، از منفعت خالی نیست. ما همتباریم، همزبانیم، همفرهنگیم. تاریخ مشترک داریم. حکومتها می‌آیند و می‌روند، اما مردم ماندگارند. نباید فریفتۀ وعده و پول این و آن کشور بدخواه ایران و ایرانیت شد. نباید دنبال دشمنی و انداختن اختلاف بود. سیاستی که بر پایه نفرت و دشمنی طرح ریزی شود، عاقبتی جز خرابی و بدنامی نخواهد داشت.

Advertisements