نظر کارشناسان دربارۀ علت سفر غیرمنتظرۀ سراج‌الدین مهر‌الدین، وزیر امور خارجۀ تاجیکستان به ایران پس از تیرگی روابط در چند سال گذشته و اتهامات پی در پی مقامات تاجیک به دولت ایران مبنی بر پشتیبانی این کشور از مخالفین سیاسی رحمان، مختلف است.

ظفر صوفی، روزنامه‌نگار تاجیک، در یادداشتی، با بیان اینکه هنوز زود است دربارۀ علت اصلی چرخش سیاست تاجیکستان در برابر ایران چیزی گفت، اما چند احتمال را در این خصوص مطرح کرده است. او می‌پرسد، آیا علت این چرخش «درک این موضوع بوده است که سعودی و همپیمانهایش علیه ایران هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند؟! یا، بی‌اعتنایی کشورهای اروپایی به سیاست های یک‌جانبه و تندگرایانۀ دونالد ترامپ بوده است؟» و یا مقامات تاجیک فهمیدند که «دلیلهایشان برای دشمن خواندن ایران، کودکانه بوده است؟ یا شکست افراد و ژنرال هایی در حکومت امامعلی رحمان بوده است که در تصمیمگیری ها اثر‌گذار بودند و نسبت ایران و ایرانیت، حس نفرت و بدبینی دارند؟»

و این در حالی است که علیم شیرزمان اف، معاون رهبر پیمان ملی تاجیکستان، شهادت ایشان قیام‌الدین را به عنوان علت احتمالی این چرخش مطرح کرده و می‌گوید: «با شهادت ایشان قیام‌الدین که مامعلی رحمان شخصاً آن مرحوم را به «شیعه گرايي» متهم کرده، و با این کار، به نوعی فتوای قتلش را صادر کرده بود، این حادثه در ایران حساسیت ایجاد کرد، از اینرو، یکی از سببهای ملایم شدن دوشنبه نسبت به تهران را می توان همین حادثه دانست

شیرزمان اف در یادداشتی اختصاصی برای «کیمیای سعادت»، دیدگاه خود را در رابطه با این چرخش بیان داشت که مشروح آن را در ادامه‌ می‌خوانید:

***

«حرکات و سکنات این حکومت و رئیسش (رحمان) در عرصۀ سیاست خارجی، به قدری غیرمنظم است که به سختی می‌توان مورد تحلیل و ارزیابی اش قرار داد. شاید «شی جین پینگ» بتواند تحلیلشان کند! (تعریض به شعر یکی از شعرای درباری دربارۀ رحمن که سروده است:

پیامش را کند تحلیل پوتین

ترامپ از آن بها بدهد به تاجیک

به تفسیرش نشیند جین پینگ

قزاق و قیرعیز و افغان و ازبک …)

بنده تلاش می‌کنم، بعضی فرضیه‌های قریب به واقعیت روز این رژیم را در چند جمله خلاصه کنم:

اگر به سابقۀ سیاست خارجی رحمان در مدت زمان حکومتش دقت کنیم، می‌بینیم سرشار از چرخشهای نامنظم به چپ و راست و پس و پیش است، و در این پیراهۀ پُرتضاد، دیگر شرم و حیا هم فراموش می‌شود؛ و عجیب آنکه آنها تکرار می‌شوند.

یک زمان با غرب، و لحظه‌ای دیگر با شرق، گاهی با عرب و گاهی با عجم. و هر بار، از همپیمانهای جدیدش توقعات و انتظارهایی بی جایی دارد که از دایرۀ منطق بیرون است. و زمانی هم که توقعاتش برآورده نمی‌شوند، مثل یک کودک لوس رفتار می کند و روی به رقیب آن همپیمان می‌آورَد.

یک وقت می‌بینی زادروز امام ابوحنیفه را با دبدبه و کبکبه جشن می‌گیرد؛ و زمانی که انتظاراتش از سرمایه‌گذاران دولتهای عربی برآورده نمی‌شود، شروع به مسجدبندی و مبارزه با مظاهر اسلامی می‌کند.

در مورد تیره شدن روابط با ایران نیز، اگر از یک سو، مسئلۀ دو ملیارد دلار بابک زنجانی را علت آن بدانیم، از طرف دیگر اما، از چند انگیزه ای دیگر هم نمی‌توان صرف نظر کرد. و آن اینکه: زمانی که دشمنی عربستان سعودی و همپیمان ابرقدرتش امریکا با ایران به اوج خود رسید، رحمان می‌خواست از این فرصت پیش آمده سواستفاده کند و سودی به دست آورَد؛ از اینرو دیدیم، که مناسبات بین دو دولت تاجیکستان و ایران از آن زمان هر لحظه بحرانیتر می‌شد.

اخیراً به نظر می‌رسد که آل سعود و ترامپ، به همپیمانی چون رحمان، نیازی نداشته‌اند، و ظاهراً رحمان هم نتوانست مبلغی از این دو به دست آورَد. از طرف دیگر، با شهادت ایشان قیام‌الدین که مامعلی رحمان شخصاً آن مرحوم را به «شیعه گرايي» متهم کرده، و با این کار، به نوعی فتوای قتلش را صادر کرده بود، این حادثه در ایران حساسیت ایجاد کرد، از اینرو، یکی از سببهای ملایم شدن دوشنبه نسبت به تهران را می توان همین حادثه دانست.»

(پایان یادداشت علیم شیرزمان اف)

Advertisements