(برداشتی از پایکوبی های ارتش بی‌نام تبلیغاتی حکومت تاجیکستان)

به قلم: ظفر صوفی

همیشه به صفت یک فارسی‌زبان، به هر حوادث سرنوشت‌ساز در ایران، توجه داشتم و دارم. البته بیشتر به عنوان یک تماشاگر، زیرا می‌دانم نه از نظر قانون و نه از نظر موقعیت اجتماعی، تأثیری در آن حوادث نمی‌توانم داشته باشم. مثل برخی ها به سر زانوی دریده دیگران هم نمی‌خندم، زیرا می‌بینم که جامعه خودم شلواری پاره پاره دارد. ایرانی ها را هم می‌شناسم و می‌دانم که از همزبانان تاجیکستانی اشان چندین بار سوادي بیشتر سیاسی، جسارت بیشتر و عدالت‌طلبی و حق‌طلبی بیشتر دارند. مردمی پویا و زنده هستند و آن قدر توانایی، درایت و ظرفیت دارند که برای سرنوشت خود و نظام جامعه و آینده وطنشان راحت می‌توانند تصمیم بگیرند.

همیشه گفته‌ام و می‌گویم که ایران را دوست دارم و مردم ایرانی را همزبان و همتبار خود می‌دانم. البته تلاش کرده و تلاش می‌کنم که این محبت من، در نوشته‌ها و ارزیابی هایم به عنوان یک روزنامه‌نگار تأثیري منفی نداشته باشد. برای من این مرزهای سیاسی امروزی به جز یک سد مصنوعی در رسیدنم به زیارت آستان بزرگان ملتم، مثل حکیم فردوسی، شیخ عطار نیشاپوری، حکیم عمر خیام، سعدی و حافظ شیرازی، پُر سینای بخارایی، کمال خجندی، اخوان ثالث، نیما یوشیج و دهها، بلکه صدها بزرگ دیگر نبوده و نیست.

من با نظام حاکم در این کشور هم کاری ندارم. می‌دانم که میلیونها جانبدار این نظام حاضرند در دفاع از آن جان دهند. در مقابل، هزاران نفر هم هستند که از حکومت جمهوری اسلامی خوششان نمی‌آید و آشکار و نهان علیه آن مبارزه می‌برند. این یک امر طبیعی و شاید هیچ دخلی به من ندارد. همچنین پشتیبانی میلیونها نفر از نهاد های حکومتی این کشور، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یک واقعیت جامعه ایران است و من شهروند یک کشور دیگر، حکمی به مقابل سپاه صادر کردنم حماقتی بیش نیست. اگر سپاه یا هر نهادی دیگر بد باشد، بر علیه منفعت مردم ایران فعالیت کند، مطمئن باشید این مردم گذشت نخواهد کرد. پس ما باید در پی مرهم به زخمهای چرک گرفته جامعه خود باشیم، نه اینکه به فکر خراشی سبک در بدن جامعه ایران. باید نقص را در عملهای اشتباه خود بجوییم و در پی اصلاحش شویم. تقصیر را به دوش دیگران گذاشتن، یک راه گریز موقت و پایانی جز شکست و پشیمانی ندارد. از سوی دیگر، رسم جوانمردی این نیست که از عمل دشمنانه بیگانه‌ای در برابر همتبار خود اظهار خوشحالی کنیم. ما یکی هستیم و آن گونه که شاعر بزرگ ما فرموده «آب اگر صدپاره گردد، باز با هم آشناست».

اما اصل خبر و دلیل خوشحالی بی‌دلیل و ناسنجیده مسئولان و «ارتش گمنام و بدنام تبلیغاتی» حکومت خودکامه ما چه بود؟ رسانه‌های جهان خبر دادند که حکومت امریکا در یک اقدام بی‌سابقه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را سازمان تروریستی اعلام کرد. به کجا انجامیدن این اقدام امریکا هنوز مشخص نیست. آیا تأثیری به فعالیت سپاه خواهد داشت؟ مطمئناً نه! این فقط یک اعلامیه بی‌نتیجه سیاسی بیش نخواهد بود. بیش از این، با توجه به عمل مقابله به مثل از جانب جمهوری اسلامی ایران نسبت امریکا، از احتمال دور نیست، که فعالیت های ماجراجویانه و عملیات نظامی امریکا در خاور میانه از این به بعد به مشکلات فراوان رو به رو شود.

فرصت زیاد منتظر بودن لازم نیست. چند هفته یا طی ماههای آینده شاهد حوادثی خواهیم شد و نتیجه این اقدام یک‌جانبه کاخ سفید و عمل جوابی حکومت ایران را مشاهده خواهیم کرد. پس، نباید عجولانه تصمیم گرفت و در جای خالی کفکوبی و پایکوبی داشت. این عمل را برای جشنهای کدو و زردآلو و خربزه و عسل و… خلاصه، برای همایشها و عیدهای مسخره خودمان با حضور رئیس جمهور امامعلی رحمان نگاه داریم بهتر است.

یک ضرب‌المثل حکمت آموزی داریم: اسپ را نعل می‌زدند، قرباقه هم پایهش را برداشت. خوشحالی ارتش دستگاه تبلیغاتی حکومت عیناً مثل کار همان قرباقه است.

اینها یا نمی‌دانند و یا خودشان را به نادانی می‌زنند که امریکا انتقام شکستهای پی در پی اش طی چند سال اخیر در لُبنان، افغانستان، عراق، سوریه و دیگر نقاط خاور میانه را از ایران گرفتنی است. همه کارشناسان می‌دانند که یک عامل قوی و مؤثر در این شکستها همین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می‌باشد. امریکا یک ابرقدرت جهانی است. ده‌ها سال ست که ایران در برابرش قد علم کرده و ثابت ساخته که یک قدرت اثر‌گذار منطقه است و تسلیم زورگویی نمی‌شود. منظور، اختلاف آنها نو نیست و تجربه با هم در این یا آن مسئله ساختن را هم داشتند. البته مسائل اصولی و اختلاف اساسی، امثال مسئلة قدس و جانبداری سردمداران کاخ سفید و پنتاگون از رژیم اسرائیل استثنا بوده و ظاهراً استثنا خواهد ماند. حالا، این موضوع بحث دیگری است. ولی با توجه به کاملاً سیاسی و اثر آنچنان کارساز نداشتن این اعلام تروریستی خواندن سپاه و جواب آنگونه جمهوری اسلامی ایران از احتمال دور نیست که بعد چند صباحی یک نرمش از این یا آن سو زمینه ساز گردد و آنها با هم سر سازش بیایند. پس آن هنگام شما چه خواهید کرد؟ روسیاهی اتان را کجا پنهان می‌کنید؟ فکر می‌کنید ایرانی مثل مخالفین تاجیک است که فریب شما را می‌خورد و این همه سویش سنگ زدنهایتان را فراموش می‌کند؟

تصور کنید که دو فیل بزرگ با هم در حال قوه‌آزمایی هستند. خرگوشی در این میان خود را به میدان حرب می‌‌اندازد. حالا زیر پای هر کدام از این دو فیل ماند، حتماً استخانهایش ریزه ریزه خواهند شد. فکر نمی‌کنید کار حکومت ما با فریاد شادمانی سر دادنهای ارتش تبلیغاتی اش امروز مانند رفتار همان خرگوش است؟! مطمئن باشید ایرانی ها باور نخواهند کرد که این همه «فیک» های بدنام و بی‌نام و روسیاه، بی دستور ژنرالها و وزیرهای تاجیکستان فعالیت می‌کنند. پشت این موج بدخواهی کی ها نشسته‌اند و طراحی این همه تلاش دشمنسازی کی هایند، همه می‌داند و ایرانی ها هم از آن بی‌خبر نیستند.

دلیل خوشحالی نماینده‌های بی‌نام حکومت کشور ما گویا حزب فعالیتش در کشور ممنوع نهضت اسلامی تاجیکستان را پشتیبانی کردن سپاه است.

نمی‌دانم شاید نهادهای امنیتی کشور دلیلهای موثق داشته باشند که ثابت کند سپاه واقعاً حزب نهضت را پشتیبانی می‌کرد یا می‌کند. امیدوارم دلیل هایشان موثق و بر پایه حجت و سندها باشد. آنچه تحت فشار و تضییق و شکنجه این یا آن شهروند کشور را به بستن اتهام وادار کرده باشند، بدانند که دلیل محکم پسند نیست. آنگونه شواهد و دلیل فقط در محکمه‌های تاجیکستان بدرد می‌خورد و بس!

به هر صورت بنده به ادعای طرفداران حکومت کشور شک دارم. زیرا فقط یک مثال پشتیبانی سپاه از حزب‌الله نشان می‌دهد که اگر سپاه از حزب و گروهی پشتیبان باشد حتماً با جایی می‌رساند. امّا می‌بینیم که فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در کشور ممنوع اعلام شد. صدها عضو قطاری و رهبران نهضت زندانی شدند. مشکلات به سر اعضای این حزب آمده، نشان می‌دهد که پشتیبان قوی ندارد. به ویژه با توجه به فعالیت سپاه در چند کشور دیگر خاور میانه در پشتیبانی از حرکتهای اسلامی و ملی و آزادی‌خواهی می‌توان نتیجه گرفت که ادعای پشتیبانی سپاه از نهضت اسلامی بی‌اساس می‌باشد.

در برابر مشکلات به سر نهضتی ها آمده (حالا به علت و عامل هایش نمی‌پردازیم که این خود یک موضوع بحث طولانی است!) همه شاهدند که سپاه کاری نکرد.

با توجه به همکاری مؤثر سپاهیان با روسیه در سوریه، می‌توانستند از طریق مسکو هم به قولی در سرنوشت نهضت و نهضتی ها تأثیر رسانند. اما همه دید که چنین نشد. پس سپاه پشتیبان نبوده، اگر واقعاً نهضت اسلامی در ایران پشتیبانی داشته باشد یا نیرویی یا گروه دیگری بوده است.

حکمت و ضرب‌المثلهای مردمی همیشه برای اشتباه نکردن و خطا تصمیم نگرفتن، راهنما و هشدار خوبی است. و این ضرب‌المثل دقیقاً افاده‌گر فردای نه چندان دور و عاقبت رفتار ناسنجیده و عجولانه دستگاههای تبلیغاتی کشور می‌باشد: زمستان می‌گذرد و روسیاهی به زغال می‌ماند!

منبع: فیسبوک