هر وقت برای پیدا کردن تیتر برای یادداشت و یا مقاله‌ای که می‌خواهم بنویسم گیر کردم، واژه‌های کلیدی بحث را پشت سر هم می‌گذارم و دیگر برای یافتن تیتری مناسب برای یادداشت مورد نظر، ذهنم را خسته نمی‌کنم. چهار واژه‌ای که در عنوان این یادداشت آورده شده است – واژه‌های نوروز، نظربایف، رحمان و دعا – در واقع واژگانی کلیدی هستند که محور بحثهای نگارنده در این یادداشت به شمار می‌آیند.

اساساً، قصدم فقط نوشتن پیام تبریکی به مناسبت نوروز بود، ولی یکدفعه که خبر استعفای «نورسلطان نظربایف» منتشر و غافلگیرمان کرد – رخدادی که بی‌تردید در خور توجه است و لازم است مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد – بر این شدم که تا پیام تبریک نوروزی امسال را با یادآوری دو سه نکته راجع به استعفای نظربایف و تأثیری که احیاناً روی همپیمانهایش در سایر کشورهای منطقه از جمله روی «امامعلی رحمان» خواهد داشت، بیامیزم، تا دیگر نیازی به نوشتن یک یادداشت جداگانه در این موضوع باقی نماند.

***

1) نکتۀ اول دربارۀ نوروز: نوروز – که گاهی مورد بحث و جدل و تبادل نظر ما، دینداران قرار می‌گیرد، که آیا جایز است جشن گرفته شود یا نه – در درجۀ اول، یک جشن طبیعت است. فصل بهار برای طبیعت، در واقع فصل تجدید حیات برای اوست. طبیعت در این فصل، زنده می‌شود.

نیاکان ما اگر نوروز را که آغاز فصل زیبای بهار است به عنوان یک جشن برای خود «اعتبار» کرده‌اند، آنها – صرف نظر از گرایش خود به این یا آن دین و آیین – خواسته‌اند این «اعتبار» صِرف قرارداد هم نباشد، بلکه اعتباری باشد که ریشه در یک حقیقت در جهان هستی دارد.

اینکه بهار، رستاخیز طبیعت و زنده شدن طبیعت و تجدید حیات اوست، این یک حقیقت است، خداوند طبیعت را به همین صورت پدید آورده. و چون هر قوم و ملتی برای خود جشنی دارند – و جشن هم یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است – نیاکان ما با درایت و ظرافت کامل، آن روز از سال را برای خود به عنوان جشن انتخاب کرده‌اند که جشن حقیقی طبیعت است. چه نیک انتخاب و قراردادی! قراردادی بهتر از این قابل تصور نیست. زمانی از سال را تو برای خوشحالی و شادمانی ات انتخاب نمایی که طبیعت در آن زمان همراه با تو شادمان است، خوشحال است، جشن می‌گیرد. آیا چیزی بهتر از این قابل تصور است؟!

***

2) اما نکتۀ دوم دربارۀ استعفای «نورسلطان نظربایف»، رئیس جمهورِ اینَک سابق قزاقستان. بی‌تردید، این خبر یک خبر خوشحال‌کننده نه تنها برای مردم قزاقستان که تمامی مردم منطقه است؛ مردمی که رُبع قرن است در عرصۀ سیاسی کشورهای خود شاهد فقط یک فصل هستند، و این فصلِ یکنواخت و یکرنگ – صرف نظر از اینکه گرم بوده است یا سرد – برایشان بسیار ملال‌‌آور و خسته‌کننده گردیده. زیرا، برای انسان که تنوع‌طلب است، نه تابستان طولانی و بیش از حد دلپذیر است و نه زمستان دور و دراز، خوشایند. انسان، به مقتضای طبیعتش، خواهان تنوع در همۀ عرصه ها از جمله عرصۀ سیاست است. بنابر این، استعفای نظربایف از این نظر، خوشحال‌کننده است.

اما با این همه، لازم است یادآوری نمایم که «استعفا» به این صورت و به این شکل که در قزاقستان شاهدش هستیم و چه بسا در آیندۀ نزدیک در تاجیکستان خودمان هم تکرار شود، متأسفانه جایی برای خوشحالی باقی نمی‌گذارد. چرا؟

دلیلش این است که: با توجه به جایگاهی که در قانون امروز قزاقستان برای «نورسلطان نظربایف» تعریف شده است، این «استعفا» هرگز به معنای رفتن او از عرصۀ سیاسی کشور و از تصمیمگیری ها و از دخالت در امور کشورداری نیست. یعنی، مثل آنچه در کشورهای واقعاً دموکراتیک رایج است نیست که با پایان یافتن مدت زمان ریاست جمهوری یا نخست‌وزیریِ آقای X یا Y، او دیگر رود پی کارش و به لحاظ قانونی حق هیچ گونه دخالت در تصمیمگیری ها نداشته و مثل سایر شهروندان گردیده باشد. چنین نیست، متأسفانه.

«نورسلطان نظربایف»، طبق قانون موجود، هنوز به اصطلاح «ایل باشی» (پیشوای ملت) است. برای «ایل باشی» در قانون اساسی، اختیاراتی تعریف شده است که او را حتی از مقام ریاست جمهوری نیز بالاتر می‌گذارد و رئیس جمهور آینده، هر که باشد، در واقع یک عروسکی بیش نخواهد بود در دستان «ایل باشی»!

برای اینکه مسئله برای خواننده روشنتر بشود، به پاره ای از اختیارات «پیشوای ملت» اشاره‌ بکنم که برای امامعلی رحمان، رئیس جمهور کنونی تاجیکستان، در قانون کشور تعریف شده است. (البته نمی‌دانم آیا اختیارات «ایل باشی» در قزاقستان، دقیقاً همان اختیاراتی است که برای «پیشوای ملت» در قانون تاجیکستان تعریف شده است یا نه، با آن فرق می‌کند، این را دقیقاً نمی‌دانم، اما با این همه، برای فهم اصل مطلب، کمک می‌کند.)

برای «پیشوای ملت» در قانون موجود در کشور ما، از جمله اختیارات زیرین تعریف شده است:

– محدودیتی که قانون برای انتخاب شدن به مقام ریاست جمهوری برای دیگران قائل است – دو سال متوالی -، شامل «پیشوای ملت» نمی شود. او در این جهت، هیچ محدودیتی ندارد.

– در صورت توصیۀ «پیشوای ملت» به مردم و یا مقامات دولتی در مسائل مهم دولتی، امنیت کشور، سیاست داخلی و خارجی، توصیه های او، لازم الاجرا خواهند بود.

– جمیع مسائل مهم دولتی و اجتماعی و تصمیمگیری های اساسی راجع به سیاست داخلی و خارجی کشور، با موافقت «پیشوای ملت» قبول و به مرحلۀ اجرا درمی آیند.

– «پیشوای ملت» و خانوادۀ او (زن و فرزنذان) دارای مصونیت قانونی هستند.

– «پیشوای ملت» به خاطر عملکردهایش چه در دورۀ ریاست مجلس و چه در زمان ریاست جمهوری، مورد بازخواست قرار نمی گیرد.

– بازداشت و بازپرسی و حبس «پیشوای ملت»، ممنوع است.

این بود تنها پاره‌ای از اختیارات «پیشوای ملت» که در قانون تاجیکستان برای امامعلی رحمان تعریف شده است. (خوانندۀ عزیز می‌تواند با تمام این قانون در اینجا آشنا شود.)

خوب، با این اختیارات که برای رحمان به عنوان «پیشوای ملّت» در قانون تعریف شده است، اگر بر فرض فردا به «استعفا» برود، آیا او در واقع رفته است؟! مسلّماً نه.

سخنانی که «نورسلطان نظربایف» همین دیروز هنگام اعلان استعفای خود نمود، در این زمینه بسیار قابل توجه است. او، با بیان اینکه «من تصمیم گرفتم صلاحیت های خود را به عنوان پرزیدنت کشور کنار گذارم»، گفت: «اما من، بر اساس قانون، دارندۀ مقام نخستین رئیس جمهور قزاقستان هستم، مقام «ایل باشی» و پیشوای ملت را دارم. من رئیس شورای امنیت ملی باقی می‌مانم که بر اساس قانون، صلاحیت های جدی برای تعیین سیاستهای داخلی و خارجی کشور را دارد. من رئیس حزب «نور آتان» و عضو شورای قانونگذاری باقی می‌مانم. یعنی همچون یک شهروند کشور، همچون انسانی که مردم و کشورش را دوست می‌دارد، با شما می‌مانم

این یعنی من هنوز جایی نرفته‌ام، بی‌خود خوشحال نشوید.

***

مشکل اصلی در این است که هم در قزاقستان و هم در تاجیکستان، متأسفانه قانون بازیچۀ دست این «پیشواها» قرار گرفته. و به سخن دیگر، آنها به جایی اینکه تابع قانون باشند و از چارچوب آن خارج نشوند، قانون را تابع خود و خواسته‌های خود نموده‌اند. این یک مصیبت است.

بنابر این، تا زمانی که قانون در این کشورها از اساس بازبینی نشود و تمام تغییر و علاوه هایی که در مدت 25 سال گذشته وارد قانون شده حذف نگردند، اینگونه «رفتنها» و «استعفاها» جز کلاه گذاشتن بر سر مردم، چیزی دیگر نیست.

***

3) حالا در پایان، با چند جمله دعا به درگاه الهی در سال جدید، یادداشتم را به پایان می‌رسانم:

خدایا! از تو مسئلت می‌کنم، سال نو را برای تاجیکستان عزیزمان، سالی برای شکوفایی، سالی برای پیشرفت، سالی برای آزادی همۀ زندانیهای سیاسی قرار بدهی!

خدایا! از تو می‌خواهم، خودت دل مقامهای کشورمان را نرم و ملاییم ‌گردانی، تا بر اساس ترازوی عدالت بر مردم حکومت برانند و تابع قانون باشند، نه اینکه قانون را تابع خود و خواسته‌های خود نمایند!

خدایا! از تو مسئلت می‌نمایم، برای جوانان این سرزمین، آگاهی و بیداری و دانش و معرفت عطا بفرمایی!

خدایا! از تو می‌خواهم، برای روحانیت تاجیکستان بصیرت و بینش لازم در تشخیص درست از نادرست، صحیح از غلط و صواب از ناصواب عطا بکنی، تا بدانند، راه کدام است و چاه کدام؟! توفیق فهم درست و عمیق آیین انسانساز اسلام، درک مسائل روز و تشخیص اولویت ها نصیبشان بفرمایی، تا بدانند که آیین حضرت محمد (ص) برای وصل کردن آمده، نه برای فصل کردن!

خدایا! رهبران و فعالان احزاب سیاسی را با اندیشه‌ای روشنگر و ذهنی برنامه‌‌ریز و مهارت مدیریت صحیح بهره‌مند سازی!

حلول سال نو و تولد دوبارۀ طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت است را به تک تک عزیزان تبریک می‌گویم.

ای دگرگونگر دلها و دیده‌ها!

ای گردانندۀ چرخ روزان و شبان!

ای بهبودبخش روزگار مردمان و زمین!

حال ما را به بهترین حال دگرگون بفرما!

سال نو بر شما مبارک!

با کمال احترام،

سید یونس استروشنی