سید یونس استروشنی

در دو هفتۀ اخیر، شاهد دو گفتگوی آنلاین محی‌الدین کبیری، رئیس پیمان ملی تاجیکستان، با شهروندان عزیز کشورمان بودیم. در این یادداشت، نمی‌خواهم دربارۀ محتوای این دو گفتگو و اینکه کبیری چه گفت بحث به عمل آورم، نوارهایش هست، هر کس می‌تواند خودش ببیند و خلاصه کند، بلکه می‌خواهم دو سه نکته را در حاشیه‌ این دو گفتگو یادآور شوم:

1) نکتۀ اول اینکه: این دو برنامه و حجم پرسشهایی که از محی‌الدین کبیری به عنوان یک سیاستمدار و رهبر اپوزیسیون شد و نیز تنوع این پرسشها – که تقریباً همۀ جنبه‌های زندگی شهروندان را دربر می‌گرفت – نشان می‌دهد مردم از یکنواختی و یکگونگی و یکرنگی که بیش از 20 سال در عرصۀ سیاسی تاجیکستان سایه ‌افکنده خسته شده‌اند؛ آنها خواهان تنوع هستند؛ می‌خواهند حرف تازه‌ای بشنوند، می‌خواهند چهره‌ها عوض شوند، تماشای فقط یک چهره در رسانه‌های تاجیکستان و حرفهای تکراری و ملال‌‌آور و وعده هایی که داده می‌شود ولی جامۀ عمل نمی‌پوشد، از اینها خسته و مانده شده‌اند. آنها می‌خواهند مثل همۀ انسانهای امروز جهان باشند که همانطور که به حرف رئیس جمهور و یا نخست‌وزیرشان گوش می‌دهند، همچنین به سخنان مخالفین سیاسی آنها و انتقادهایی که از عملکرد حکومت و مقامات در زبان مخالفین جاری می‌شود گوش فرا دهند.

اساساً، تنوع‌طلبی در سرشت و فطرت آدمی نهاده شده است؛ آدمی به اقتضای فطرتش، از یکنواختی و یکرنگی خسته می‌شود. درست به همین جهت است که خداوند در سال، چهار فصل آفریده. تابستانِ گرم اگر بیش از ‌اندازه به طول انجامد، آدم از آن خسته می‌شود. از اینرو زمستانی خلق کرده. انسان حتی از بهار که بهترین فصل سال از نظر حرارت است نیز اگر بیش از ‌اندازه ادامه‌ یابد خسته می‌شود. خلاصه، انسان تنوع‌طلب است، چه در عرصۀ طبیعت باشد و چه در عرصۀ سیاست.

اما در تاجیکستان ما، بیش از 20 سال است که مردم در عرصۀ سیاست، فقط با یک «فصل» رو به رو هستند. نمی‌دانم، این «فصل» را زمستان بنامم یا تابستان، اما هرچه هست، خسته‌کننده شده است. اگر تابستانش شماریم، مردم از گرما دیگر می‌سوزند. اگر زمستانش بدانیم، شهروندان از سردی دیگر یخ زده‌اند.

بحثِ من روی شخص جناب محی‌الدین کبیری هم نیست، بلکه به صورت کلی عرض می‌کنم که یکرنگی و یکنواختی، برای مردم، دیگر ملال‌‌آور شده است. مردم از یک سو می‌بینند که رسانه‌های تصویری (تلویزیون) و نوشتاری (هفته‌نامه و روزنامه‌ها)ی دولتی و حتی سایتهای دولتی، همه در محور یک فرد و یک چهره چرخ می‌زند؛ همه تعریف و تمجید وی. و از سوی دیگر، از طریق رسانه‌ها و سایتها، تحولات در دیگر کشورها را پیگیری می‌کنند و می‌بینند که مخالفین و اپوزیسیون در آنها آزادند، رسانه‌ها آزادند، مخالفین سیاسی در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند و آزادانه از سیاستهای حکومت انتقاد می‌کنند، مناظره‌های سیاسی متنوع برگزار می‌شود و در آنها، نمایندگان حکومت و نمایندگان اپوزیسیون رو در روی هم قرار می‌گیرند و با هم بحث و مناظره می‌کنند. بعد از این همه، آیا از خود نمی‌پرسند که چرا این تنوع در کشورشان وجود ندارد؟! چرا آنها از آن محرومند؟! برای چه قرار است فقط یک چهره «کن فیکن» در کشورشان باشد؟!

و چون آدم، فطرتا تنوع‌طلب است و تاجیک در داخل کشور از آن محروم گردیده، از اینرو، این دو برنامۀ کبیری، برای تاجیکستانی ها در واقع فرصتی شد تا حسابی خودشان را خالی کنند؛ پیشِ خود بگویند، ما هم آدم هستیم، برای ما هم امکان گوش فرا دادن به دو نظر و دو دیدگاه وجود دارد؛ اگر رسانه‌های دولتی این فرصت را برایمان فراهم نمی‌سازند، اما فضای مجازی (که اتفاقاً امروزها بیش از تلویزیون تماشابین دارد) برایمان این امکان را داده.

راقم این سطرها مطمئن است اگر رسانه‌های دولتی یک کمی هم که باشد، در برنامه‌های خود تنوع ایجاد می‌کردند و برنامه هایی با شرکت منتقدین سیاستهای حکومت اجرا نموده و مثلاً از «رحمت‌الله‌ زائرُف» و یا سیاستمداری دیگر دعوت به عمل می‌آوردند و مردم به حرف او نیز گوش می‌دادند، مسلماً امروز ما شاهد این حجم از توجه مردم به گفتگوهای کبیری نمی‌بودیم. اما مقامات تاجیک شوربختانه این را نمی‌فهمند، بلکه حتی تحمل یک سایت و خبرگزاری مستقل مثل «آزادگان» را هم ندارند و صاحبش را مجبور می‌کردند، تا ببندد.

این یک نکته بود.

***

2) نکتۀ دیگر آنکه: بر خلاف آنچه حکومت شب و روز چیغ و فریاد می‌کشد که اپوزیسیون تاجیک دیگر مورد توجه کسی در داخل کشور نیست، اما در عمل می‌بینیم که رفتارش خلاف گفتارش بوده است. آیا این حجم از توجه مقامات به برنامۀ گفتگوی کبیری به حدی که دستگاهی را راه انداخته‌اند تا کارش فقط «نوشتن سؤالها و پرسشها» به کبیری باشد (و به قول خود کبیری، «طویله سؤال»)، آیا اینها نشان نمی‌دهد که اپوزیسیون تاجیک و شخص محی‌الدین کبیری به عنوان رهبر اپوزیسیون، هنوز دغدغۀ رقم یک مقامات بوده است؟! این حجم از نگرانی و توجه، پرده از روی یک حقیقت دیگر هم برمی دارد، و آن اینکه: مقامات، بی‌جهت این دغدغه را در سر ندارند؛ آنها می‌دانند که اپوزیسیون تاجیک از پایگاه مردمی قابل توجهی در جامعۀ تاجیکستان برخوردار است. و الا اگر می‌دانستند که اپوزیسیون و شخص کبیری دارای پایگاه مردمی نیست، هرگز وقت خود را صرف «جنگ نرم» با او نمی‌کردند و میلیونها دلار مبلغ برای این کار از بودجۀ دولت اختصاص نمی‌دادند.

این بود نکتۀ دوم.

***

3) نکتۀ سوم و اخیر آنکه: پاسخهای جناب محی‌الدین کبیری به پرسشهایی که می‌شد به خصوص پرسشهایی که از سوی «طویله» داده می‌شدند، خیلی چیزها را برای مردم آشکار کرد. (فکر می‌کنم، مقاماتی که آن سؤالها را ترتیب داده‌اند، الآن از این کار خود پشیمانند.) مثلاً، وقتی از او به این مضمون پرسیده شد که: «شما در طول فعالیت خود در داخل کشور چه کار برای مردم کردید؟» – با اینکه همه می‌دانند، یک حزب سیاسی قوۀ اجرائیه‌ نیست که از او پرسیده شود چه کار کرده‌ای، بلکه این وظیفۀ قوۀ اجرائیه‌ یعنی دولت است و باید این سؤال از دولت بشود، اما با این همه – پاسخ کبیری خیلی چیزها را آشکار کرد که راستش خودم (راقم این سطرها) نیز چندان از آن خبر نداشتم. برای مردم آشکار شد که نهضت اسلامی در استان ختلان مدارسی ساخته بوده است؛ برای مردم آشکار شد که نهضت اسلامی به مقدار یک میلیون سامانی (300 هزار دلار) سهمیۀ راغون را خریداری کرده بوده است، و به عبارت دیگر، سهم این حزب در این پروژۀ ملی بسیار زیاد بوده است. و گذشته از این، خود کبیری به عنوان یک بازرگان، حدود نیم میلیون سامانی سهمیه خریداری کرده بوده است، فارغ از سهمیۀ سایر اعضا و فعالان نهضت اسلامی برای این پروژۀ ملی.

خوب، اینها را مردم نمی‌دانستند، اما حالا می‌دانند. و این در حالی است که چنانکه در بالا یادآور شدم، در هیچ جایی دنیا یک حزب سیاسی و حتی یک نمایندۀ پارلمان موظف نیست چیزی بسازد. این وظیفة دولت (قوۀ اجرائیه‌) است، چون بودجه در اختیار اوست. حالا فرض کنید این حزب وقتی بودجۀ دولت در اختیارش قرار بگیرد، چه کار خواهد کرد! خودتان قضاوت کنید.

***

البته چند نکتۀ دیگر هست که در حاشیه‌ این گفتگو قابل یادآوری هستند، اما نمی‌خواهم مقاله بیش از این به درازا بکشد.

سلامت باشید.

نوار گفتگوی دوم آنلاین کبیری با مردم:

Advertisements