سید یونس استروشنی

اینک، سال 2018 میلادی رو به پایان است و چند روزی دیگر سال جدید 2019 فرا می‌رسد. لازم دانستم در پایان سال، اندکی دربارۀ مهمترین اتفاق در سال 2018 برای اپوزیسیون تاجیک که تأسیس پیمان ملی تاجیکستان است بنویسم.

عرایضم را در چند نکته بیان می‌دارم:

1) تولد پیمان ملی:

در تاریخ 9 سپتامبر 2018، در ورشو، پایتخت لهستان، اپوزیسیون تاجیک ائتلافی را تحت عنوان «پیمان ملی تاجیکستان» تأسیس داد. سند تأسیس این ائتلاف را نمایندگان چهار تشکل امضا کردند: علیم شیرزمانُف (از انجمن آزاداندیشان تاجیک)، شراف‌الدین گدایُف (از جنبش اصلاحات و رشد تاجیکستان)، الهام جان یعقوبُف (از جنبش مهاجرین آسیای مرکزی در اتحادیۀ اروپا) و محی‌الدین کبیری (از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان). اهداف اصلی این ائتلاف، در سند تأسیسی آن آمده است.

***

2) انگیزه‌ها از تأسیس پیمان ملی:

الف) احساس مسئولیت: مهمترین انگیزۀ مؤسسان پیمان ملی این است که آنها خود را در برابر استقلال تاجیکستان و اهدافی که 27 سال پیش، بنیان‌گذاران استقلال تاجیکستان در تظاهراتی در پایتخت کشور پیش خود گذاشته بودند، مسئول می‌دانند. و به سخن دیگر، پیمان ملی در واقع ادامه‌‌دهندۀ راه همانهایی است که 27 سال پیش در مقابل پارلمان کشور تجمع نموده، خواستار استقلال تاجیکستان شدند و سرانجام به هدف خود نایل آمدند. اما با روی کار آمدن امامعلی رحمان و تیمش، همۀ آن اهداف به فراموشی سپرده شد. و متأسفانه، کسی که به شهادت تاریخ، مخالف سرسخت استقلال کشور بود، امروز نه تنها دم از استقلال‌خواهی می‌زند، بلکه با تمام پررویی خود را «پایه‌گذار» استقلال کشور هم عنوان می‌کند. از اینرو، انتخاب تاریخ 9 سپتامبر برای اعلان تأسیس پیمان ملی، دقیقاً برای رساندن همین پیام بوده است.

ب) ممانعت از تبدیل تاجیکستان به یک کشور موروثی: انگیزۀ دیگر مؤسسان از تأسیس پیمان ملی این است که آنها نمی‌گذارند کشور عزیزمان به یک کشور موروثی و شبه سلطنتی تبدیل یابد. توضیح اینکه: اقدامها و سیاستهای امامعلی رحمان در چند سال اخیر همگی حاکی از این است که او می‌خواهد تاجیکستان را به یک کشور موروثی – که قدرت از پدر به پسر منتقل یابد – تبدیل نماید؛ هرچند با حفظ ظاهر دموکراسی که گویا در آن، پارلمان هست، انتخابات برگزار می‌شود و غیره…هدف او از منع فعالیت نهضت اسلامی و به زندان انداختن رهبرانش و ایجاد محدودیتها برای فعالیت احزاب سیاسی و جامعۀ مدنی این است که تمام موانع از سر راه تبدیل تاجیکستان به یک کشور موروثی برداشته شده و تاجیکستان برای او و خانواده‌اش تماماً خالی گردد. اما پیمان ملی با احساس مسئولیت در برابر کشور و جامعه و نسلهای آینده، هرگز نخواهد گذاشت کشور عزیزمان به یک کشور پادشاهی تبدیل گردد.

***

3) دستاوردهای پیمان ملی:

پیمان ملی، با وجود اینکه تازه تأسیس شده و از نظر زمانی فعالیت چندانی هم نداشته، ولی در همین زمان بسیار کوتاه – و آن هم در خارج از کشور به خصوص در اروپا – توانست نیروهای پراکنده را به هم آورَد و مبارزۀ خود را به صورت منسجم و برنامه‌‌ریزی شده پیش ببرد.

و همانطوری که راقم این سطرها پیش از این نیز در مقاله‌ای یادآور شده بود، تأسیس پیمان ملی کار چندان سهل و آسانی نبود، به ویژه با توجه به موانعی متعدد که مقامات امنیتی ظرف یک سال اخیر پیش راه تأسیس آن گذاشته بودند – از رخنه در صفوف اپوزیسیون و ایجاد اختلاف و دودستگی در بین آنها گرفته تا بُردن چند تن از فعالان اپوزیسیون با روش ها و طرفندهای گوناگون به داخل کشور – اما خوشبختانه، پیمان ملی با صبر و حوصله و برنامه‌‌ریزی دقیق، توانست از همۀ این موانع و سدها عبور کند.

شرکت فعالانه در نشستهای سالانۀ سازمان امنیت و همکاری اروپا، برگزاری تظاهرات و گردهمایی های متعدد، ایجاد ارتباط با سازمانها و نهادهای بین‌المللی و پارلمانهای کشورهای اروپایی به خصوص اتحادیۀ اروپا، همچنین بین‌المللی کردن پروندۀ زندانیان سیاسی تاجیک از قبیل پروندۀ زید سعیدُف، بزرگمهر یارُف، محمدعلی هَئیت و همچنین جمعی از زندانیان نهضت اسلامی و غیره، از بارزترین دستاوردهای فعالیت پیمان ملی در این سال بود.

***

4) چالشهای پیش روی:

در زمینۀ چالشهایی که پیمان ملی با آنها رو به روست، بابا جان قیوم زاد چندی پیش مقاله‌ای به رشتۀ تحریر درآورده و مسائلی به نظرم بسیار مهمی را مورد اشاره‌ قرار داده بود. حال، در اینجا به بیان چند مسئله ای دیگر می‌پردازم:

الف) مهمترین چالشی که امروز به نظرم پیمان ملی با آن رو به روست و لازم است به سلامت از آن عبور کند این است که حکومت تمام تلاش خود را به خرج خواهد داد، تا در میان تشکلها و شخصیتهای عضو پیمان ملی اختلاف ‌اندازد و در نتیجه این ائتلاف از هم بپاشد. البته، تلاشهای حکومت در این زمینه تا این لحظه، بی‌ثمر بودند و نتیجه‌ای نداشتند، از اینرو، به روشها و شگردهای جدید در این راستا روی آورده است که به گمانش نتیجه خواهند داد.

توضیح اینکه: نگاهی به فعالیتهایی که امروزها علیه پیمان ملی در فضای مجازی صورت می‌گیرند، نشان می‌دهد که حکومت ظاهراً در شیوه‌های خود تجدید نظر کرده و روی به روشهای جدید آورده است. یعنی اگر پیشتر مقالات علیه اپوزیسیون و رهبرانش، اکثرا در رسانه‌های دولتی و توسط افرادی به نامهای مستعار نوشته می‌شد، اما امروز این نوع مقالات از سوی برخی روزنامه‌نگاران به ظاهر «مستقل» (که در تاجیکستان هم ساکن نیستند) و نیز افرادی معلوم الحال – که سابقۀ حضور در صف اپوزیسیون هم داشتند – نوشته می‌شوند، آن هم به این صورت که: این افراد مقالات خود را در صفحات کاربری خود در فیسبوک یا آدناکلاسنیک می‌کارند، سپس «فیک های» حکومتی و رسانه‌های دولتی بلافاصله این مقالات را به صورت بسیار وسیع بازنشر می‌کنند.

توجه به محتوای این مقالات، به وضوح نشان می‌دهد، که تنها با هدف کاشتن بذر اختلاف در صفوف پیمان ملی نوشته شده‌اند. مثلاً، نویسنده‌ها بیشتر افرادی از اعضای پیمان ملی را هدف حمَلات خود قرار می‌دهند که از نهضت اسلامی نیستند، مثل تیمور ورقی، روشن تیموریان، علیم شیرزمانُف، حمیرا بختیار و امثال آنها. و عجیبش آنکه زشت ترین حرفها و بدترین تُهمتها را نسبت آنها روا می‌دارند. و لابد گمانشان این است که این حرفها روی افراد مذکور و در روحیۀ آنها تأثیر‌گذار خواهد افتاد.

خلاصه، استفاده از روزنامه‌نگاران به ظاهر «مستقل» و چهره‌هایی که سابقۀ حضور در صفوف اپوزیسیون داشته‌اند، شگرد جدید حکومت در جنگ نرمش با اپوزیسیون و مخالفان سیاسی‌اش گردیده است.

و از طرفی دیگر، روشی را که برای کاستن از شمار هواداران نهضت اسلامی (و کلاً جوانان پایبند به دین و شریعت) برگزیده‌اند این است که مرتب می‌نویسند، نهضت اسلامی از «اسلامیت» خود دست برداشته است و برای «کرسی» روی از اهداف اسلامی خود برتافته و از این قبیل خزعبلات.

این نویسنده‌های جیره خوار که برای مقداری پولی ناچیز، دست به چنین کارهای پست می‌زنند، به کنار، متأسفانه اما افرادی هم احیاناً دست به اینگونه کارها می‌یازند و قلم فرسایی می‌کنند که هیچ گونه وابستگی به حکومت ندارند، و انگیزه‌اشان هم از «دشمنی» با پیمان ملی، جز این نیست که نهضت اسلامی جزئی از آن است. و این، واقعاً جایی تأسف دارد!

تأسف از این جهت که آن نویسنده‌های جیره خوار، هدفی جز به دست آوردن مقداری پولی ناچیز ندارند، اما شما چرا؟ شما – که ظاهراً هیچ وابستگی به نظام کنونی ندارید و از طرفی هم می‌خواهید عدالت در کشور برقرار شود – آیا تاجیکستان و جامعۀ آن را می‌شناسید؟ آیا شما به دنبال تاجیکستانی هستید که نهضت اسلامی در آن حضوری نداشته باشد؟ آیا این قابل تصور است که کسی در کشورمان به دنبال برقراری عدالت سیاسی و اجتماعی باشد اما بدون حضور یک حزب ریشه‌دار در صحنۀ آن؟!

بر خلاف شما اما نهضت اسلامی جامعۀ تاجیکستان را خوب شناخته است. او مثل شما هرگز به دنبال ساختن جامعۀ یکرنگ نیست. اینکه شما تاجیکستان بدون حضور نهضت اسلامی را می‌خواهید، در واقع به دنبال تاجیکستانی یکرنگ هستید؛ تاجیکستانی که فقط افراد همرنگ شما زمام ادارۀ امور آن را در دست داشته باشند. اما نهضت اسلامی مثل شما نیست. اگر نهضت اسلامی امروز جزئی از پیمان ملی و بلکه جزء فعال آن است و در کنار گروهها و شخصیتهایی قرار گرفته است که از نظر ایدئولوژیک با او اختلاف نظر دارند، و اگر نهضت اسلامی می‌گوید به دنبال ساختن تاجیکستانی آزاد و دموکراتیک است، نه به دنبال یک نظام دینی، دلیلش این نیست که دست از «اسلامیت» خود برداشته و یا به خاطر «کرسی» روی از اهداف خود برتافته، هرگز، بلکه او به این باور رسیده است که نمی‌توان تاجیکستانی ساخت که در آن یک رنگ حاکم باشد و یک فکر و عقیده سایه ‌افکند.

و به همین جهت، راقم این سطرها معتقد است پیمان ملی با توجه به حضور نهضت اسلامی در صف آن، واقع‌نگرتر از رژیم حاکم و بلکه از بسیاری از شخصیتها و احزابی است که در صحنۀ سیاسی تاجیکستان حضور و یا حرفی برای گفتن دارند. در مقاله‌ای تحت عنوان «چرا پیمان ملی واقع‌نگرتر از رژیم حاکم است؟» این موضوع را بیشتر توضیح داده‌ام.

اندکی از اصل موضوع دور شدیم. اصل موضوع این بود که یکی از بزرگترین چالشها پیش روی پیمان ملی، این، تلاش حکومت برای ایجاد دودستگی در صف آن و در نتیجه فروپاشی آن است. خوب، با توجه به روشها و شگردهای جدید حکومت در این زمینه، آیا پیمان ملی قادر خواهد بود این برنامه‌های حکومت را خنثی و به سلامت از آنها عبور کند؟ این را آینده نشان می‌دهد. اما به هر حال، شرط عبور از آنها، این شناخت آنهاست. همینکه نسبت به آنها شناخت حاصل نمود، می‌تواند برنامه هایی برای خنثا سازیی آنها بریزد که قطعاً همین کار را خواهد کرد.

***

ب) چالش بزرگ دیگر در پیش روی پیمان ملی، این حفظ رابطه با جامعه و مردم در داخل تاجیکستان است. و تا این جای کار، توانسته این رابطه را حفظ کند. اما با توجه به اینکه حکومت در سه سال اخیر تمام سعی خود را برای گسستن این رابطه به خرج داده است، پیمان ملی نیز باید برنامه هایی جهت حفظ و حتی تقویت این رابطه بریزد.

یک نکته را لازم است در اینجا عرض کنم. و آن اینکه: جهان در قرن 20 شاهد انقلابهای متعددی بود که در شیوه‌ها و روشها با هم چندان اختلاف و تفاوت نداشتند، اما در آخرهای قرن 20 و با ورود به قرن 21، اینترنت، همانطور که در روابط بین انسانها تحولی ریشه‌ای پدید آورد، در شیوه‌ها و روشهای انقلابها نیز تحولی اساسی ایجاد نمود که در انقلابهای عربی (بهار عربی) می‌توان به روشنی این تغییر و تحول را احساس کرد. یعنی، اگر در انقلابهای پیشین نقش اساسی را در رسیدن جنبشها به اهدافشان، این تحرک آنها در فضای حقیقی از طریق رساندن «ورقه‌ها» به دست مردم و برگزاری جلسات با آنها می‌بازید، اما امروزه آنچه آنها را به هدفشان زودتر می‌رساند، این فعالیت و تحرک آنها در فضای مجازی است؛ با توجه به اینکه امروز اینترنت وارد هر منزلی شده و نزیک به 90 درصد مردم روی زمین از جمله تاجیکستان سر و کارشان با آن است.

بنابر این، یکی از اساسی ترین وسیله‌ها جهت حفظ و تقویت رابطه با داخل و مردم در این روزگار، این حضور پررنگتر در فضای مجازی و در صورت امکان، راه‌اندازی یک شبکۀ تلویزیونی است.

البته، حکومت نیز به نقش فضای مجازی در ایجاد افکار عمومی در این روزگار آگاه است و به همین جهت است که دیده می‌شود امروزها بیشترین نیروی خود را در همین زمینه صرف می‌کند. بنابر این، ما باید توجه داشته باشیم که حضور و فعالیت ما در فضای مجازی برنامه‌‌ریزی شده و جهت دار باشد، نه پراکنده و بی برنامه. یعنی، باید حواس ما جمع باشد که یک وقت فعالیت ما در فضای مجازی، طبق نقشه‌ای که حکومت ترسیم می‌کند صورت نگیرد. حکومت، برای اینکه توجه اپوزیسیون را از اهداف اصلی‌اش منصرف سازد، گاهی موضوعی را جعل می‌کند یعنی «می‌سازد»، تا شما به آنها اندرمان شوید. حالا یک مثال بزنم: مسئلۀ قانون منع ورود خواهران با ستر به ادارات، به نظر من، یک موضوع کاملاً «ساختگی» برای اندرمان کردن اپوزیسیون است، با توجه به اینکه بیشتر اعضای اپوزیسیون، جوانان پایبند به دین و شریعت اند. وقتی اپوزیسیون تمام هم و غمش همین شود و فعالیت خود را روی همین مسئله متمرکز نماید، قطعاً از اهداف اصلی‌اش منصرف خواهد شد. و همینکه این موضوع به جایی رسید، باز یک موضوع دیگری را جعل می‌کنند و اپوزیسیون را با آن اندرمان می‌سازند. این شوخی‌بردار نیست. باید حواسمان جمع باشد.

من نمی‌گویم این مسئله از نظر شرعی، یک مسئلۀ کم اهمیت است، هرگز، یک وقت سوء برداشت نشود. بلکه مرادم این است که اولاً، اولویتها جابجا نشوند، و ثانیاً، به دام اینگونه نقشه‌های شیطانی نیفتیم. وگرنه، حکومت با این کارش، یعنی با وضع اینگونه قانونها، در واقع قبر خود را کنده است و بر صف دشمنانش افزوده است. ثانیاً، در تاجیکستانی که ما می‌شناسیم، هرگز این قبیل قانونهای ضد مردمی (نمی‌گویم، ضد دینی، بلکه بالاتر از آن، ضد مردمی) به اجرا درنمی آیند و در صورت قبول، انشاءالله روی ورقها می‌مانند، همانطور که تا به امروز خیلی از قانونهای اینچنینی روی کاغذ مانده‌اند. لذا، هیچ جایی نگرانی وجود ندارد.

***

یکی دو تا چالش دیگر پیش روی بود که می‌خواستم دربارۀ آنها نیز بحث کنم – مثل ایجاد رابطه با کشورهای همسایه و همچنین انتخابات سال 2020 و مسئلۀ نهضت اسلامی و اسلامیت آن – که دیگر فرصت نیست، مقاله هم به درازا کشیده شد، از اینرو همینجا بحثم را به پایان می‌رسانم و به این چند موضوع در یک فرصتی دیگر می‌پردازم.

Advertisements