سید یونس استروشنی

دو روز پیش، امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، برقیۀ تسلیتی به اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، به خاطر حادثۀ اسف انگیز کابل فرستاد؛ حادثه‌ای که در آن، حدود 50 نفر از گردآمدگان در جشن مولود حضرت پیامبر (ص) در پی حملۀ انتحاری، به شهادت رسیدند.

شکی نیست که این حادثۀ غم‌انگیز دل هر انسانی باوجدان را داغدار کرده است و از این رو کار جناب رحمان شایستۀ تقدیر است، در این تردیدی نیست.

دو هفته پیش اما در تاجیکستانِ خودمان – کشوری که جناب امامعلی رحمان رئیس جمهور آن و به تعبیر هوادارانش، پیشوای آن به شمار می‌آید – حادثۀ مشابهی رخ داد؛ حادثه‌ای که در آن، بنا بر آمار هرچند غیررسمی ولی موثق، بیش از 50 نفر کُشته و حدود 180 زخمی گردیدند. بلی، فرقی که بین این دو حادثه وجود دارد این است که در حادثۀ کابل، یک مشت ابله و تروریست به آدمان بی‌گناه حمله و قتل عام راه انداختند، ولی در حادثۀ زندان خجند، مأموران دولتی – «آمان» و «آلفا» – به زندانیان حمله و مرتکب قتل عام شدند.

ولی تا هنوز، جناب رحمان، به عنوان رئیس جمهور کشور، نه برقیۀ تسلیت که حتی یک اظهار تسلیت به خانواده‌های این کشته‌شده‌ها به خصوص مادران داغدیدۀ این حادثۀ دلخراش، نفرستاد.

آیا این مادران، شایستۀ تسلیت گفتن و دلبرداری از سوی رئیس جمهورشان نبودند؟!

شاید گفته شود، زندانیها داعشی و تحریری و انصاری و غیره و هکذا بودند و سزاوار تسلیت گفتن نیستند!

اما، اولاً، در این حادثه، نه تنها «زندانیها« که چند کارمند زندان هم کُشته شدند.

و ثانیاً، همۀ زندانیهای کشته‌شده هم که داعشی و تحریری نبودند، بلکه بسیاری از آنها، نه ارتباطی به داعش داشتند و نه با تحریر و غیر آن، بلکه فقط زندانی بودند و به تصریح جناب سراج‌الدین مهر‌الدین، وزیر خارجۀ کشور، «شش نفر آنها محکوم به جنایات سنگینی مثل راهزنی و کُشتار و قاچاق مواد مخدر بودند.» (البته، هنوز به طور دقیق شمار کشته‌شده‌های غیرداعشی معلوم نشده است که به احتمال زیاد، شمار آنها بیشتر از این است که وزیر امور خارجه می‌گوید.)

و رابعا، گیرم (بر فرض محال) که تمام کشته‌شده‌ها «داعشی» و «تحریری» باشند، اما بحث ما که خود آنها نیستند، بلکه خانواده‌های آنها – پدر و مادرانشان، همسر و فرزندانشان، خواهر و برادرانشان است. فرزند برای مادر، فرزند است، چه او داعشی باشد و چه تحریری و چه قاچاقچی مواد مخدر… وقتی جگرگوشه‌اش می‌میرد و یا کُشته می‌شود، او غمگین است، اندوهگین است، دنیا برایش تاریک است، نیاز به دلبرداری و تسلیت دارد. او که مقصر نیست اگر آن فرزند «داعشی» و یا قاچاقی گردیده.

در پی این حادثۀ دلخراش، امروز، حدود 300 خانوادۀ تاجیک (کشته‌شده‌ها و زخمیها) ماتم دارند. آیا این بنده‌های خدا شایستۀ دلبرداری و اظهار تسلیت نیستند، جناب پرزیدنت؟! به خصوص با توجه به اینکه جنازۀ فرزندان و عزیزانشان به گونه‌ای دفن شده که بر داغ این مادران افزوده؛ به آنها حتی اجازه داده نشد با جسد کشته‌شدۀ فرزند خود درست خداحافظی کنند.

جا دارد اینجا یک نکته را یادآور شوم، و آن اینکه: یک تصور و یک فرهنگ بسیار پرغلط و پُراشتباه در میان مقامات تاجیکستان – و چه بسا بسیاری از شهروندان – حاکم است. و آن اینکه: وقتی یک نفر مرتکب جرم و جنایتی بشود (البته جنایت از نظر مقامات، آنها مخالف بودن را هم «جنایت» می‌شمارند)، تمام خانوادۀ او را – از پدر و مادرش بگیر تا خواهر و برادر و حتی فرزندانش را – شریک «جرم» او می‌شمارند و آزار و اذیتشان می‌کنند که مثلاً چرا پسر تو یا پدر تو یا خواهر و یا برادر تو، چنین و چنان است؟! حتی اگر «مجرم» سنش 50-60 سال هم که باشد، پدر و مادر 90 ساله‌اش پیش اینها باید پاسخگوی عملکردهای فرزند 50 ساله باشد. شاید در هیچ جایی از دنیا یکچنین فرهنگ مزخرفی دیده نشود.

پدر و مادران این کشته‌شده‌ها جرمی مرتکب نشده‌اند که پیش شما از جملۀ «آدمان» خط زده شده با آنها رفتار غیرانسانی بشود. اینها آدمند، دل دارند، از عاطفه‌ و احساسات انسانی برخوردارند. اینها شایستۀ دلبرداری و تسلیت بودند، جناب پرزیدنت!

یک مطلب را هم بگویم و این یادداشت کوتاه را به پایان برسانم. آیا عزیزان می‌دانند چرا وقتی در کشوری مثل افغانستان یا کشوری شبیه آن، اتفاق ناخوشایندی رخ بدهد و شماری از شهروندان کُشته شوند، تمام رؤسا و پادشاهان دنیا به رئیس جمهورش برقیۀ تسلیت می‌فرستند و اظهار همدردی می‌کنند، اما وقتی در کشوری مثل تاجیکستان (یا شبیه آن) حادثۀ مشابهی رخ دهد و دهها و بلکه صدها آدم کُشته شود، نه از برقیۀ تسلیت خبری هست و نه از اظهار همدردی؟! می‌دانید علتش چیست؟

علتش این است که در کشوری مثل افغانستان، شهروندانش پیش مقامات این کشور قدر دارند و حقوقشان محترم شمرده می‌شود، و چون پیش مقامات خود محترم هستند، از اینرو وقتی حادثه‌ای روی دهد، اول این مقامات آن کشور – از رئیس جمهورش بگیر تا پاینترین مقامات دولتی – هستند که تمام توجهشان به قربانیها و داغدیده‌ها روانه می‌شود و روزی را روز ماتم اعلان می‌کنند و رسانه‌هایشان، بدون استثنا، با دعوت از مسئولان، آنها را مورد بازپرسی قرار می‌دهند که چرا چنین شده، چرا شما بی‌توجهی کردید، مقصّر کیست…

شما نگاهی به رسانه‌های افغانستان پس از همین حادثۀ اخیر بیندازید که چگونه پیگیری می‌کنند! بی هیچ ترس و هراس، این رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران، شخص اشرف غنی، رئیس جمهور این کشور را مقصر حادثه اعلان می‌کنند و از او تفسیر و توضیح می‌خواهند و او (اشرف غنی) هم با کمال تواضع و فروتنی به پاسخ این سؤالها می‌پردازد.

این است که دنیا هم به آنها احترام قائل است و «برقیۀ تسلیت» می‌فرستد.

اما در کشوری مثل تاجیکستان، وقتی اتفاق ناخوشایندی روی می‌دهد و شماری از شهروندان کُشته و یا زخمی می‌شوند، میژه‌ای تکان نمی‌خورد؛ نه رئیس جمهور حرفی می‌زند و نه حتی یک مقام مسئول ذیربط چیزی به دهان می‌آورد؛ انگار هیچ اتفاقی روی نداده! در همین حادثۀ دلخراش زندان خجند، مقامات تا دو هفته هیچ حرفی دربارۀ آن به زبان نیاوردند و به این دلیل که چون افتتاح «راغون» در پیش است و نباید افکار عمومی از آن منصرف شود، کلوخ بر لب نهادند. خون شهروندان پیش اینها هیچ قدری ندارد. و یا در روسیه همه ساله صدها اتفاق ناخوشایند با شهروندان تاجیکستان رخ می‌دهد، ولی مقامات تکان نمی‌خورند.

این است که تا کنون هیچ رئیسی و حتی سفیری، وقتی حادثه‌ای در ما روی می‌دهد، نه «برقیۀ تسلیت» برای رئیس جمهور می‌فرستد و نه اظهار همدردی می‌کند.

خدایا! خودت به داد این ملت برسی!

Advertisements