سید یونس استروشنی

پروندۀ جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی، و پروندۀ شهید حاج عمرعلی قوت اف، مؤسس و رهبر «گروه 24»، همانطور که در مواردی از هم جدا می‌شوند (نقاط افتراق)، در مواردی اما، با هم دارای نقاط مشترکی هستند.

1) نقاط افتراق این دو پرونده، یکی این است که حاج عمرعلی شهروند تاجیکستان – کشوری نسبتاً فقیر و نانمایان در نقشۀ جهان – بود، و جمال شهروند عربستان سعودی – کشوری بسیار نمایان، با برخورداری‌اش از نفتی سرشار و ثروتی هنگفت. و به همین جهت، قتل مرحوم حاج عمرعلی، در مقایسه با ماجرای جمال، مورد توجه جهانیان و افکار عمومی و کشورهای کلیدی دنیا قرار نگرفت و برای هیچ یک از سران کشورها و سیاستمداران جهان و حتی سازمانهای مطرح حقوق بشری، اهمیتی نداشت که حاجی که بود، چرا ترور شد، چه کسی پشت ترور او قرار داشت و غیره… بر خلاف ماجرای جمال خاشقجی که امروزها اخبار مربوط به او و کُشته شدنش، علاوه بر اینکه سرخط تمام رسانه‌های نوشتاری و دیداری جهان گردیده، به داغ ترین موضوع سازمانهای حقوق بشری و بحث و گفتگوهای سیاستمداران و سران کشورها بدل شده است.

2) و اما وجوه اشتراک: این دو پرونده، با هم دارای نقاط مشترک فراوانی هستند، از جمله اینکه: هر دوی این جنایت و ترور، در یک روز روشن، در کشوری به نام ترکیه اتفاق افتاده.

و نقطۀ مشترک مهمی دیگر بین این دو پرونده – که بحث من در این نوشتار، بیشتر روی آن است – اینکه: جسد هر دو، برای دولت ترکیه متأسفانه یک «کالای تجاری» جهت داد و ستدهای سیاسی با دولتی که گمان می‌رود پشت ترور قرار دارد، بوده است.

و هرچند در حال حاضر نمی‌توان با قاطعیت گفت که ترکیه با پروندۀ خاشقجی چگونه برخورد خواهد کرد (و قطعاً تا یکی دو روزی دیگر روشن خواهد شد)، اما با این همه، آنچه تا این ساعت از گزارش و تحلیلهای رسانه‌های مطرح دنیا به مشام می‌رسد این است که ترکیه در صدد بهره‌برداری از آن بوده است.

در همین راستا، قدیر خاص، استاد دانشگاه روابط بین‌الملل در ترکیه، به شبکۀ «الجزیره» گفته است: «ترکیه در ماجرای ناپدید شدن جمال خاشقجی، ساز و کارهای سیاسی و دیپلماتیک را، بر پیگیری قضایی و قانونی ترجیح داده است و تلاش دارد از این طریق پرونده را پیش ببرد

او افزوده است: «اگر مقامات ترکیه با این رخداد به عنوان یک مورد قضایی رفتار می‌کردند، آنها باید شواهد را در معرض عموم قرار می‌دادند

وی در ادامه‌ اظهار داشته است: «ترکیه در حال تلاش برای شکل‌دهی به افکار عمومی و اعمال نفوذ بر برخی دولتها و از جمله آمریکا و عربستان برای راه‌اندازی مذاکرات سیاسی با آنهاس

همچنین، احمد یاووز، ژنرال بازنشستۀ ترک نیز به این شبکه گفته است: «مقامات ترکیه با یک رویکرد سیاسی و نه قضایی، فقط بخشی از اطلاعات ماجرای خاشقجی را به بیرون درز دادند، تا از این طریق بتوانند اهرم فشاری بر سعودی ها برای مذاکره با آنها در موضوعات مختلف را در اختیار داشته باشند

از نظر این ژنرال بازنشسته، یکی از مواردی که ترکیه می‌تواند از عربستان امتیازگیری کند، به شمال سوریه مربوط می‌شود؛ جایی که عربستان از واحدهای مدافع خلق کُرد (YPG) حمایت می‌کند و ترکیه احتمالاً از پروندۀ خاشقجی برای قطع کمکهای ریاض به این گروه، استفاده خواهد کرد.

از نظر این ژنرال، دلیل دیگر ترکیه در این رویکرد آن است که عربستان را در یک وضعیت سخت و مخمصۀ بزرگی گرفتار کند، تا از این طریق از یک طرف مسئلة اصلاحات محمد بن سلمان در عربستان را در نزد غربیها زیر سؤال ببرد، و از طرف دیگر، با ایجاد مسائل حقوق بشری برای عربستان، میان واشنگتن و ریاض شکاف ایجاد کند؛ شکافی که می‌تواند به انتخاب ترکیه به عنوان متحد اصلی آمریکا در خاور میانه و دوری از عربستان منجر شود.

گزارش اخیر شبکة خبری CNN نیز همین توجه را تأیید می‌کند. این شبکه به نقل از منابع خود گفته است، عربستان سعودی، با اینکه در حال ایجاد زمینه‌های لازم برای قبول مسئولیت قتل جمال خاشقجی است، اما می‌خواهد مرگ این روزنامه‌نگار منتقد سعودی را نتیجۀ «اشتباهات صورت گرفته در حین بازجویی» اعلام کند، به گونه‌ای که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، انگار اطلاعی از آن نداشته و هیچ تقصیری هم متوجه او نیست.

از این گزارشها چنین به دست می‌آید که میان عربستان سعودی و آمریکا از یک طرف، و میان ترکیه از طرف دیگر، مذاکراتی صورت گرفته که بر اساس آن، نتایج تحقیقات، طوری اعلان شود که به اصطلاح، «نه سیخ سوزد و نه کباب»؛ به این معنا که عربستان به قتل خاشقجی اعتراف می‌کند، ولی تقصیر و کوتاهی متوجه چند «عوامل خودسر» (به قول ترامپ) می‌شود و چند نفر در این وسط قربان می‌شوند. و از قضا، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مصاحبۀ اخیر خود گفت، که قتل خاشقجی شاید کار «عوامل خودسر» باشد.

اگر این سناریو که CNN می‌گوید درست باشد، قطعاً آمریکایی ها و سعودی ها ضمن یک داد و ستد سیاسی و دادن امتیازهای لازم به دولت ترکیه، او را متقاعد کرده‌اند که نتایج تحقیقاتش در کنسولگری سعودی با آنچه قرار است اعلان شود، متطابق باشد.

(هنگام نوشتن این یادداشت، در رسانه‌ها خواندم که یک منبع در دادستانی ترکیه از کشف شواهدی از قتل جمال خاشقجی و همچنین شواهدی از دستکاری عمدی شواهد و مدارک مربوط به قتل وی در ساختمان کنسولگری سعودی خبر داده است.)

***

ماجرای ترور شهید حاج عمرعلی قوت اف، از این نظر، به ماجرای ترور جمال خاشقجی بسیار شباهت دارد، یعنی از نظر مورد بهره‌برداری و داد و ستدهای سیاسی قرار گرفتن.

در ماه مارس سال 2015 حاج عمرعلی قوت اف در ترکیه به دست چند آدمکش ترور شد، سپس یکی دو نفر از جمله «سلیمان قیوم اف» بازداشت و بقیه فرار کردند؛ برای سلیمان قیوم اف دادگاهی برگزار گردید و به حبس ابد محکوم شد. و با همین، پروندۀ شهید حاج عمرعلی بسته شده و دیگر حرفی از پشت پرده‌ها و اینکه چه افراد و جهاتی به سلیمان و همدستانش سُفاریش ترور حاجی را کرده‌اند و اینکه آیا مقامات امنیتی تاجیکستان در این میان دستی داشتند یا نداشتند، دادگاه ترکیه هیچ اشاره‌ای به این موارد نکرد. چرا؟

آیا واقعاً چیزی در این زمینه دستگیرش نشد – که بعید است و با منطق جور درنمی آید – و یا اینکه بده بستانی در این میان بین دولت ترکیه و حکومت تاجیکستان صورت گرفت؟ بده بستانی که بر اساس آن، ترکیه یک سری امتیازهایی از حکومت تاجیکستان در قبال بستن پرونده و دم نزدن دربارۀ آن، گرفته؟

ترکیه ای که (تا این ساعت البته) با پروندۀ جمال خاشقجی اینگونه برخورد کرده، بعید نیست با پروندۀ شهید حاج عمرعلی – کسی که سکوت دربارۀ این پرونده هزینۀ چندانی هم برایش نداشت – برخورد مشابهی کرده باشد.

Advertisements