سید یونس استروشنی

سیاستی که حکومت تاجیکستان از پنج شش سال پیش تا به این زمان در برابر نهضت اسلامی پیش گرفته، بسیار عجیب و غریب و غیرطبیعی به نظر می‌رسد؛ به حدی که حتی برای یک کارشناس کارکشته نیز درک علل و اسباب این دشمنی مفرط حکومت علیه شهروندان خودش، بسیار دشوار است که چرا تا به این حد شمشیر را علیه این حزب از رو بسته؟! از ماجرای ژنرال «حاجی حلیم» بگیر تا قطع فعالیت حزب و سپس پخش فیلمهای عجیب و غریب و تا وادار کردن ایشان قیام‌الدین به اعترافاتی (که به تکرار و به چندین زبانها پخش شدند) و سپس اتهام حزب از سوی شخص «امامعلی رحمان» به اینکه «کاملا به مذهب شیعه گراییده» و تا نشر مقاله‌ها و گزارشهای متعدد با محتوای پُر از کذب و دروغ که حتی نویسنده‌ها و پشت پرده‌هایش می‌دانند که همه دروغند.

حال، چند نمونه از دو مقاله‌ای که اخیراً منتشر کرده‌اند، می‌‌آورم، تا ببینید، آیا این دشمنی مفرط، به نظرتان طبیعی به نظر می‌رسد؟ دو مقاله که یکی در خبرگزاری «خاور» آورده شده، و دیگری، در سایت کمیتۀ اجرائیۀ حزب حاکم خلقی-دموکراتیک در ولایت ختلان:

در سایت کمیتۀ اجرائیۀ حزب حاکم در ولایت ختلان، در مطلبی با عنوان: «تهدید تاجیکستان: ایران جنگجویان حزب نهضت را از سوریه به افغانستان انتقال می‌دهد»، می‌نویسد:

«امروز، فرستاده های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و مسئولین اطلاعاتی این کشور، اعضایان فراری سازمان تروریستی حزب نهضت اسلامی را از جهت ایدئولوژیک در کشورهای اروپایی و از لحاظ آماده‌باش نظامی و جنگی، در کمپ های نظامی در ایران، سوریه، عراق، لبنان، یمن و افغانستان تعلیم داده ایستاده‌اند…»

«چندی پیش، جنکجویان نهضت اسلامی که در فهرست گروه های تروریستی در تاجیکستان قرار دارد، به قلمرو افغانستان انتقال داده شدند. این واقعه به مقصد تهدید و ناآرام نمودن امنیت تاجیکستان و آسیای میانه عملی گردیده، خطر مستقیم آن به روسیه نیز خواهد رسید…»

«با پایان جنگهای سوریه و درخواست روسیه و ایالات متحدۀ امریکا جهت خارجسازی جنکجویان ایرانی از قلمرو سوریه، ایران صدها جنکجوی نهضت را به مرز افغانستان با تاجیکستان انتقال داده، وجود آنها را به حیث تهدید به حکومت تاجیکستان قرار داد…»

«طی یک سال اخیر، تجمع گوروه های تروریستی در قسمت شمالی افغانستان که قبلاً آرام بود، مشاهده می‌شود. داعش، نهضت اسلامی تاجیکستان، «انصار‌الله» و دیگر گوروه های افراطی، کوشش دارند، در آنجا پایگاههای تعلیمی (نظامی) راه اندازند، برای تأثیر بیشتر به آسیای مرکزی پایگاه های نظامی بسازند...»

و اما در خبرگزاری «خاور»، در مطلبی به قلم «عبدالله‌ رحمان زاده»، رئیس کمیتۀ اجرائیۀ حزب حاکم خلقی-دموکراتیک در ختلان، از جمله آمده است:

«آشکار گردید که «حزب نهضت اسلامی تاجیکستان» این نام اصلی حزب مذکور نبوده، تنها به خاطر جزئی از تاجیکستان نشان دادن خود، چنین نامگذاری شده است. در اصل، نهضتی ها بخشی از سازمان مسلح تروریستی «حزب‌الله» می‌باشند که از طرف ایران برای کارهای تخریب و انجام عملیات تروریستی در خارج کشورشان، تشکیل شده است…»

***

خوب، این اتهامات و «بزرگ سازی ها» و در کنار آن، موضع «امامعلی رحمان» در سخنرانی اخیرش در قبل از رمضان – اگر در برابر یک کارشناس آگاه و کارکشته قرار داده شود، قطعاً یکی از این سه احتمال را خواهد داد:

1) احتمال اول آنکه: واقعاً در مرز تاجیکستان با افغانستان، جنگجویانی تجمع کرده‌اند و قصد ماجراجویی دارند.

خوب، در این صورت، نهادهای امنیتی تاجیکستان خوب می‌دانند که نهضت اسلامی هیچ ارتباطی در این ماجراجویی – اگر به وقوع بپیوندد – نخواهد داشت، و اساساً، نهضت اسلامی دارای نیروی نظامی نیست که نهادهای امنیتی تاجیکستان احتمال حضور آن را بدهند، تا نوبت به نگرانی از آن برسد! همین چند هفته پیش بود که رئیس دستگاه امنیت ملی تاجیکستان شخصاً به افغانستان سفری کاری داشت و در نتیجۀ مذاکره و گفتگو با نهادهای امنیتی افغانستان، موفق شد سه چهار نفر را که گفته می‌شود، با ژنرال «حاجی حلیم» همکاری می‌کرده‌اند، به تاجیکستان انتقال دهد. تردیدی نیست که تاجیکستان در افغانستان اشراف امنیتی کامل دارد، به علاوه، دارای جاسوسهای زیادی هم در این کشور است که جزئیات حوادث را برایش گزارش می‌کنند. و ثانیاً، گروه هایی مثل «انصار‌الله» (تاجیک) و داعش، با حکومت تاجیکستان همان ‌اندازه سر دشمنی دارند که با نهضت اسلامی دارند، اگر نگوییم دشمنی اشان با نهضت اسلامی بیشتر است، تا با حکومت.

پس، این احتمال از بیخ و بن منتفی است. یعنی، حکومت تاجیکستان هیچ خوف و خطری در این جهت از سوی نهضت اسلامی احساس نمی‌کند.

2) احتمال دیگری که برای یک کارشناس، مطرح می‌شود این است که: حکومت تاجیکستان، با این کارش، می‌خواهد افکار عمومی را در داخل کشور از مشکلات واقعی – مثل مشکلات اقتصادی و معیشتی که داد می‌زند – منصرف نموده و با ایجاد «خطر جعلی و ساختگی»، جامعه را اندرمان بسازد، تا هر شرایطی را که مردم با آن مواجه می‌شوند تحمل کنند و صدا درنیاورند که «دشمن در کمین» نشسته و قصد تخریب کشور را دارد!

این احتمال، با اینکه بعید به نظر نمی‌رسد، ولی گمان نمی‌رود به خاطر اندرمان کردن افکار عمومی، نهادهای امنیتی به حدی پیش بروند که حاضر شوند میانۀ خود را با شهروندانشان تا به این درجه خراب کنند. اگر دشمن، دشمن خارجی بود، یعنی یک بیگانه بود، آن وقت می‌توان این موضعگری تند را به نحوی توجیه کرد، ولی تو با کسی اینگونه رفتار را پیشه کرده‌ای که با تو بیگانه نیست، شهروند همین مرز و بوم است.

3) احتمال سوم که یک کارشناس می‌تواند بدهد – و منطقی تر از دو احتمال قبلی به نظر می‌رسد – این است که: اساساً، مشکل، نهضت اسلامی نیست، بلکه یک جهتی دیگر است که حکومت تاجیکستان خواسته است با او درگیر بشود (اما اینکه چرا با این طرف خواسته است درگیر بشود، به زودی دلیلش را بیان خواهم کرد)، و اما نهضت اسلامی در این میان، تنها بهانه و دستاویزی برای حکومت بوده، نه بیش از این. و به سخن دیگر، حکومت تاجیکستان وقتی خواسته وارد درگیری با آن طرف بشود، جز نهضت اسلامی، دیگر هیچ بهانه و دستاویزی نیافته، و از اینرو، چاره‌ای جز «قربانی» کردن نهضت اسلامی را نداشته، یعنی در واقع، نهضت اسلامی در این میان به اصطلاح، «کبش الفدا» است.

و اما آن طرف کیست که حکومت تاجیکستان با او وارد درگیری شده، و آن هم به حد بسیار مفرط؟ پُرروشن است که آن طرف، ایران است. حالا چرا ایران؟

***

حکومت تاجیکستان، متأسفانه، از ماه می سال 2017، خود را وارد بازی ای کرده که معلوم نیست چگونه از آن بیرون شود. یعنی، با اینکه برنامۀ قلع و قمع نهضت اسلامی از سالهای 2010، به خصوص پس از تصویب پروتکل منحوس 32-20 کلید خورده است، ولی در ابتدا، حکومت تاجیکستان از ایران چندان سخن به میان نمی‌آورد، مگر به اشاره‌، ولی از یک سال پیش، به شدت پای ایران را در این ماجرا به وسط کشیده. و علتش هم این است که: 21 ماه می سال قبل (2017)، در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مهمان مقامات سعودی بود. ضمناً، از رؤسای چند کشور اسلامی هم در این نشست دعوت به عمل آمد، از جمله از «امامعلی رحمان».

مراسم افتتاحیه مرکز «مبرازه با تروریسم» در ریاض در می 2017

هدف عربستان سعودی به همراه رئیس جمهور جدید آمریکا، تأسیس یک ائتلاف متشکل از چند کشور اسلامی به منظور «مبارزه با تروریسم» بود که مقصود، جز ایران اسلامی و اخوان المسلمین و گروههای مقاومت فلسطینی مثل حماس و جهاد اسلامی نبود. و این ائتلاف، تشکیل شد. عربستان سعودی و امارات، مسئولیت تأمین مالی این ائتلاف را بر عهده گرفتند. و هر کشوری هم که عضو این ائتلاف می‌شد، سعودی و امارات مبالغی هنگفت در اختیارش می‌گذاشتند، (لازم به یادآوری است، وقتی سعودی می‌گوییم، یعنی محمد بن سلمان، و وقتی امارات می‌گوییم، یعنی محمد بن زاید)، تا اینکه کشورهای واردشده به این ائتلاف، به هر راه ممکن، شمشیر مخالفت و درگیری با ایران و گروههای همراه ایران مثل حزب‌الله و حماس را از رو ببندند. البته، هر کشوری به یک روشی؛ مثلاً مالزی، سودان و پاکستان با نیروی نظامی، و بعضی دیگر به روشی دیگر، مثل قطع رابطه و از این قبیل روش ها. (لازم به یادآوری است، یک هفته پیش، ماهاتیر محمد، نخست‌وزیر جدید مالزی، کشورش را از این ائتلاف بی‌معنی بیرون آورد. و پاکستان هم از ابتدا درک کرد که کار این ائتلاف به جایی نخواهد رسید، از اینرو پایش را در همان آغاز بیرون کشید.)

حکومت تاجیکستان هم که وقتی در برابر پول قرار می‌گیرد، ظاهراً دیگر هیچ چیز را نمی‌شناسد. دقیقاً از همان زمان بود که ماجرا رنگی کاملاً دیگر به خود گرفت. حکومت تاجیکستان دیگر هیچ «خط قرمزی» بین خود و دولت ایران باقی نگذاشت. ظاهراً، هدف از تمامی اقدامهای جنجال برانگیز مقامات تاجیکستان در یک سال اخیر، این بود که ایران را در یک حالت انفعال قرار بدهد و آنگاه ایران مجبور به قطع رابطه شود. شما امروز می‌بینید، هیچ نهادی در تاجیکستان (حتی آکادمی علوم) نمانده، مگر اینکه کارش «مبارزه علیه شیعه و ایران» شده. اگر شیعه ستیزی و ایران هراسی قبلاً تنها در شبکه‌های اجتماعی (مثل فیسبوک و آدنا کلاسنیک)، و آن هم از سوی عده‌ای سلفی، محدود بود، اما امروز می‌بینید که دقیقاً همان کارها (یعنی شیعه ستیزی و ایران هراسی) توسط رسانه‌های دولتی و حتی نهادهای «علمی» تاجیکستان در حال انجام است، و آن هم به صورت غیرطبیعی و به حد مفرط.

همین مقالۀ سایت کمیتۀ اجرائیۀ حزب حاکم خلقی-دموکراتیک در ولایت ختلان، که پاره‌ای از جملاتش در بالا نقل شد، در اصل در سایتی به نام «صوت الدار»، که متعلق به اماراتی هاست، نشر شده و حزب حاکم خلقی-دموکراتیک آن را به تاجیکی ترجمه و نشر کرده. یعنی، تمامی آن چرندیات که مثلاً ایران جنگجویان نهضت اسلامی را در مرز با افغانستان گرد آورده بوده است و این قبیل اراجیف، ساخته و پرداختۀ این سایت اماراتی است. اگر می‌خواهید بدانید پشت سر این «شیطان سازیهای» نهضت اسلامی و ایران، چه جهاتی ایستاده‌اند، لطف کنید و سری به این سایت عربی بزنید، که چه اراجیفی بافته!

راقم این سطرها که به دقت این اعمال غیرطبیعی را دنباله می‌کنم، هیچ تفاوتی بین چرندکاری های آن عده سلفی و بین یادداشت هایی که حزب حاکم خلقی-دموکراتیک و یا سخنگوی آکادمی علوم در سایت ها و شبکه‌های اجتماعی می‌نویسند، نمی‌بینم. هر دو طرف حرفهای یکسان و یکنواخت می‌نویسند. و به علاوه، سفیر عربستان سعودی در تاجیکستان نیز در یک سال اخیر بسیار فعال شده؛ هر از گاهی با خبرگزاری های دولتی و حتی رسانه‌های مستقل تاجیک مصاحبه می‌آراید؛ مصاحبه هایی که وقتی دقت می‌کنید، می‌بینید حرفش فقط این است که «ایران دشمن تاجیکستان» است، حتی سؤال خبرنگار دربارۀ یک موضوعی دیگر هم که باشد، سفیر سعی می‌کند آن مطلب را جا ‌اندازد. البته، وقتی یکی دو مصاحبۀ این سفیر را که خواندم، برایم کاملاً آشکار شد که یک آدم بی‌سواد و بی‌تجربه‌ای بوده است، که البته بحث این جداست. و بنا بر اخباری که از داخل دارم، همین جناب سفیر، تعدادی از روزنامه‌نگاران تاجیک را هم اجیر کرده است که کارشان شیعه ستیزی و ایران هراسی باشد.

***

البته، مقامات ایرانی این واقعیت را خوب درک کرده‌اند که حکومت تاجیکستان به خاطر اندکی پول ناچیز، ناخواسته خود را وارد این ‌بازی کرده است و دیر یا زود متوجه اشتباه خود خواهد شد. ایران می‌داند، گرداننده گان اصلی این توطئه چه اطرافی هستند، از اینرو، هیچ واکنشی به اقدامهای نابخردانۀ حکومت تاجیکستان نشان نداد و نخواهد داد؛ زیرا تاجیکستان برای ایران، فقط مقامات و حکومت کنونی که نیست، بلکه پیش از همه، مردم تاجیکستان است. ایران می‌داند، نقشۀ شیطانی گرداننده گان اصلی این توطئه (یعنی ترامپ، «اسرائیل»، محمد بن سلمان و محمد بن زاید) را در کجا خنثا کند. نه زمینش زمین تاجیکستان است، و نه افرادش هم مقامات کنونی تاجیک. و خدا را شکر، تمامی آن توطئه‌ها یکی پس از دیگری در حال خنثا شدن هستند؛ که این بحثش البته جداست.

به هر صورت، لازم است مقامات تاجیک یک کمی به خود آیند، پول در این دنیا چیزی نیست که آدم به خاطر آن، همه چیز را خراب کند. تمام این توطئه‌ها همراه با توطئه چینانش مثل ترامپ و بن سلمان و بن زاید خام و بی‌تجربه می‌روند، اما هم ایران می‌ماند و هم تاجیکستان و هم نهضت اسلامی که بی جهت این حزب را در این وسط آزار و اذیت کردید.

هنوز که دیر نشده است، دست بردارید!

Advertisements