گروهی انبوهی از فعالان تاجیک از جمله سید محی‌الدین دوست‌محمدیان، حفیظ بابایار اف، اسفندیار نظر، عبدالقادر رستم، سفر عبدالله، لقمان بایمت اف، اسفندیار آدینه و داریوش رجبیان، در نامه‌ای سرگشاده به رئیس مجلس نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان شکورجان ظهور اف، رئیس مجلس ملی مجلس عالی جمهوری تاجیکستان محمدسعید عبیدالله ‌اف و نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان، خواستار به کرسی اعتبارِ رسمی برگرداندن «نام راستین زبانمان که پارسی است» شدند.

متن این نامه به شرح زیرین است:

به رئیس مجلس نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان شکورجان ظهور اف

به رئیس مجلس ملی مجلس عالی جمهوری تاجیکستان محمدسعید عبیدالله ‌اف

به نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان

رئیس گرامی مجلس نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان جناب ظهور اف!

رئیس گرامی مجلس ملی مجلس عالی تاجیکستان جناب عبیدالله ‌اف!

نمایندگان گرامی مجلس عالی جمهوری تاجیکستان!

شما بر مسند نمایندگی از سرزمینی نشسته‌اید که خاستگاه یکی از بزرگترین و توانمندترین زبانهای جهان به شمار می‌آید و پاسداری از آن وظیفۀ یکایک شماست.ابوحفص سغدی سمرقندی و ابوعبدالله رودکی نخستین چامه سرایان چیره‌دست به این زبان بوده‌اند.

صحبت از زبانی است که پس از استیلای عرب از زبانهای گوناگون ایرانی مایه گرفت و بر کرسی نشست و تمدن شکوهمند سامانیان را ساخت و صفت آن «درباری» یا «دری» شد، چون زبان کارگزاری دربار بود؛ زبانی که از آغاز پیدایش خود «پارسی» نام داشت و امروز هم در سراسر جهان با همین نام شناخته می‌شود.

دانشنامۀ معتبر Britannica  در توصیف دوران سامانیان نوشته است: در زمان سامانیان «ادبیات پارسی با آثار رودکی و فردوسی شکوفا شد، علوم فلسفه و تاریخ رشد کرد و پای‌بست فرهنگ اسلامی ایرانی گذاشته شد.» (Encyclopaedia Britannica, Sāmānid dynasty)

تمام بزرگانی که به این زبان نوشته‌اند، چه رودکی و فردوسی و چه پور سینا و بیرونی، چه خیام و مولوی و چه حافظ و سعدی، خود را پارسی‌زبان می‌دانستند و در سراسر جهان «پارسی‌زبان» به شمار می‌آیند. پارسی زبانی است که امروز هم با آفریده‌های تازۀ خود مایۀ افتخار ماست.

زبان ما برای صدرالدین عینی هم پارسی بود و او علی‌رغم فشار دستگاههای شوروی می‌کوشید از اصطلاح «زبان تاجیکی» حتی‌الامکان استفاده نکند و نام اثر معروف خود را «نمونۀ ادبیات تاجیک» نامید، نه «دبیات تاجیکی». یعنی ادبیات متعلق به مردم تاجیک که زبانشان پارسی است. همانگونه که در بسیاری از مقاله‌های خود بر پارسی (فارسی) بودن زبان ما و شما اشاره‌ و تأکید داشته است. او در مقاله‌ای دربارۀ یک کتاب درسی سعید رضا علیزاده در روزنامه «آواز تاجیک» در تابستان 1926 (05.06.1926) می‌نویسد:

«در صفحۀ 38، سطر 5 «70 دانه آلوهای کلان» تعبیر یافته است و حال آنکه جمعْ نیامدن اسم بعد از الحاقش به عدد از قاعده‌های معلوم فارسی است. چنانچه، در همین صفحه، سطر 8 «صد دانه سیب سرخ چیده بود» تعبیر یافته است که موافق قاعده است».

باباجان غفوراف، یکی دیگر از قهرمانان ملی تاجیکستان، در اوج دوران شوروی هم، سال 1973 در گفتگو با سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار ایرانی، در تهران گفته بود:

«ما، تاجیکها، نمی‌توانیم از ادبیات فارسی در مقیاس جهانی برکنار بمانیم. باید همۀ اینها را با یکدیگر متحد کرد. هرچه رابطه و برخورد دانشمندان در بین ما در مقیاس جهانی زیادتر شود، هم ایران و هم تاجیکستان از این ارتباط (بیشتر) بهره خواهند گرفت». (BBC Persian, 08.04.2004)

باباجان غفوراف در اثر ماندگار خود «تاجیکان» به صراحت زبان ما را «فارسی» می‌نامد:

«نوشتجات فارسی (دقیقترش، فارسی میانه) عصرهای 7-8 که در قریبی مرو یافت شد، روشن دلالت می‌کند که در این دوره در این جایها با زبان فارسی حرف می‌زدند… در نیمۀ اول عصر 7 در بلخ زبان فارسی پهن شده بود… زبان فارسی از مرو، بلخ و دیگر مرکزهای مأموری، اقتصادی و مدنی خراسان شمالی، به تمام ماوراءالنهر انتشار یافته، به تدریج جای زبانهای شرقی ایرانی آسیای میانه – سغدی، تخاری (باختری) را گرفت… احتمال، زبان فارسی چندین عصر پیش از استیلای عربها به آسیای میانه برابر مانویه آمده باشد.» (غفوراف، تاجیکان، قسم 2، ص. 75-76)

تمام آثار تاریخی و ادبی، گواه است که نام رسمی زبان ما تا سال 1928 هم «فارسی» بوده و در زبان مادری یا ملی ما اصطلاح «زبان تاجیکی» نه رسماً و نه عرفاً به معنای زبان پارسی به کار نمی‌رفته است. کوچکترین شکی در این مورد وجود ندارد که اصطلاح «زبان تاجیکی» با انگیزه‌های سیاسی برای درهم شکستن زبان پهناور پارسی، کم‌زور کردن آن در برابر زبان روسی و تحقیر تاجیکان پدید آمده است و ساختۀ تاجیکان نیست. به دور از این توطئه‌های سیاسی، زبان ملی ما، تاجیکان، همیشه پارسی بوده، هست و می‌ماند، هرچند امروزه هستند تاجیکانی که بر اثر یک دورۀ طولانی مغزشویی «پارسی» را بیگانه می‌دانند و در دفاع از آن، اصطلاح سیاسی بیگانه آورد سینه سپر کرده‌اند. به همین دلیل بود که «لایق شیرعلی» با درد و حسرت کنایه‌آمیز سروده بود:

تاجیکی با فارسی حرفی نگوید، فخر کن،

جوهر خود، اصل خود را گر نجوید، فخر کن.

لایق در آثار خود بارها و بارها نام زبانش را «فارسی» خوانده است:

پارسی خواندند نماز خویشتن،

در زمانی که عرب جرار بود!

رئیس گرامی مجلس نمایندگان مجلس عالی جمهوری تاجیکستان جناب ظهور اف!

رئیس گرامی مجلس ملی مجلس عالی تاجیکستان جناب عبیدالله ‌اف!

نمایندگان گرامی مجلس عالی جمهوری تاجیکستان!

از شما خواهشمندیم که با احیای نام زبان ملی ما در قانون اساسی تاجیکستان، در برقراری عدالت تاریخی سهیم باشید. زبان ملی ما، تاجیکان، باید رسماً هم «پارسی» نامیده شود. وگرنه:

1) حق معنوی به تمام ادبیاتی را که به زبان پارسی نوشته شده، از دست می‌دهیم و تاریخ زبانمان از 1928 آغاز می‌شود. جهان زبان و ادبیات ما را با نام «پارسی» می‌شناسد، نه هیچ نام دیگری. هیچ کس باور نمی‌کند که فردوسی »شاهنامه» را به «تاجیکی» نوشته است، چون هیچ دلیلی برای اثبات این حرف غلط وجود ندارد. زبان تاجیکان زبان فردوسی است. و زبان فردوسی پارسی است که می‌گوید: عجم زنده کردم بدین پارسی.

2) اگر زبانمان را «تاجیکی» بخوانیم، آن در چارچوب یک کشور و برای حدود 6 میلیون تن محدود می‌ماند و رسماً جزء دهها میلیون تنی نخواهیم بود که زبانشان پارسی است. زبان در چنان محدوده‌ای در جهان پویای امروزی زنده نمی‌ماند و سرانجام می‌میرد. تنها از روی ناآگاهی یا خصومت با تاجیکان می‌شود طرفدار راهی بود که به محدودتر شدن زبان و سرانجام مرگ آن می‌انجامد. با کوچک و محدود نگه داشتن زبان ملی امان باعث مرگ تدریجی آن نشویم!

3) با «تاجیکی» نامیدن زبان خود، به پیامدهای استعمار و تجاوز فرهنگی روسیه تن می‌دهیم و سر ‌افکنده‌امان هرگز بلند نخواهد شد. همۀ دلایل و مدارک ثابت می‌کند که «زبان تاجیکی» تحمیلی است و نامی نیست که تاجیکان برای زبان خود برگزیده باشند. نام آن «پارسی» است؛

4) «تاجیکی» نامیدن زبان ملی امان در میان تاجیکان تفرقه ایجاد می‌کند و تمامیت ارضی و ملی تاجیکان را تهدید می‌کند؛ زیرا «تاجیکی» نامیدن فقط یکی از زبانهای تاجیکان به معنای پشت کردن به همۀ زبانهای مادری دیگر تاجیکان است. منِ یغنابی، منِ شغنی و روشانی، منِ یزگولامی، «تاجیکی» دانستن پارسی را، بیگانه خواندن زبان مادری خود برای تاجیکان دیگر تلقی می‌کنم. در حالی که همۀ پامیریها و یغنابیها تاجیکان نژاده‌ای هستند که زبانهای کهن و باستانی ما را حفظ کرده‌اند. پس به این دلیل هم نمی‌شود فقط زبان پارسی را «تاجیکی» نامید و بر یکپارچگی ملت تاجیک آسیب رساند.

5) اصطلاح «زبان تاجیکی» نمی‌تواند معرف ادبیات بزرگ گذشتۀ ما در عرصۀ جهان باشد، در صورتی که برقرار کردن نام «زبان پارسی» به عنوان زبان دولتی تاجیکستان، حق تاجیکان را به میراث تألیف شده به این زبان ثابت می‌کند و شناسنامه‌ای برای ملت و کشور تاجیکستان خواهد بود.

در زمانی که بسیار کشورها و ملتهای تازه‌استقلال در جستجوی و ایجاد هویت خود هستند، از کاربرد انداختن «زبان پارسی» که مهمترین رکن هویت ملی و مایۀ افتخار است، کفران نعمت می‌باشد.

دلیلهای بیشتری وجود دارد که باخت تاجیکان در اثر پایبندی به اصطلاح سیاسی «زبان تاجیکی» و محرومیت آنها از تعلق به پیشینۀ درخشان ملت را ثابت می‌کند. اما مهمترین آنها این حقیقت تاریخی است که تنها نام درست و راستین زبان ما «پارسی» است و «زبان تاجیکی» صرفاً برای تضعیف و تصغیر پارسی، تقویت زبان استعمار و تحکیم تمامیت ارضی شوروی بر سر مردم ما تحمیل شده بود. تاریخ گواه این حقیقت است.

از اعضای مجلس عالی تاجیکستان انتظار می‌رود که این اشتباه فاحش تاریخی را اصلاح کنند و نام راستین زبانمان را که پارسی است، بر کرسی اعتبارِ رسمی برگرداند.

Advertisements