به بهانۀ زادروز پایه‌گذار حزب نهضت اسلامی تاجیکستان

سید یونس استروشنی

امروز (15 مارس)، زادروز دانشند، سیاستمدار و پایه‌گذار حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، استاد سید عبدالله نوری است. بی تردید، او، در شمار علامه احمد دانش، استاد صدر‌الدین عینی، شیرین شاه شاه تیمور، استاد باباجان غفوراف و دیگران، از ابرمردان تاریخ تاجیکستان نوین به شمار می‌آید، هرچند بعضی ها امروز تلاش در به فراموشی سپردن یاد و خاطر او و احیاناً سیاه جلوه دادن نام وی دارند.

مرحوم استاد، هنوز در جامعۀ ما، حتی در میان فرهیخته‌ها و صاحب‌نظران، به طور باید، شناخته شده نیست. بیشتر افرادی که ادعا دارند او را می‌شناسند، تنها با سید عبدالله نوری سالهای 1997 تا 2006 آشنایی دارند، و یا حداقل با نوری سالهای 1992 تا آخرهای عمرش. و بسیار اندک و انگشت‌شمارند افرادی که با نوری سالهای 1973 تا اوایل فروپاشی شوروی، به صورت دقیق آشنا باشند. یعنی استاد نوری این سالها ناشناخته مانده، در حالی که به نظرم، شناخت شخصیت وی، بدون در نظر گرفتن زندگی و فعالیتهای مرحوم در خلال این سالها (یعنی از 1973 تا زمان فروپاشی شوروی) امکان‌پذیر نیست.

و به سخن دیگر، افرادی که در سالهای 1997 به بعد، در اطراف او جمع شده بودند و مدعی هستند او را شناخته‌اند و می‌شناسند، بیشترشان (البته نه همۀ آنها) در اطراف مردی گرد آمده بودند که به عنوان یک سیاستمدار و کسی که می‌تواند فردی را برای تصدی مقامی در یک وزارتخانه معرفی کند مطرح بود، نه فردی که سالها از عمر خود را در راه مبارزه سپری کرده و سختیها و دشواریهای را پشت سر کرده است. و این افراد که پیرامون وی جمع شده بودند، اساساً مفاهیمی چون مبارزه، آزادی‌خواهی، زندان و غیره… برایشان مفاهیمی نامانوس بود. و به همین جهت است که با درگذشت مرحوم، این افراد یا کلاً گم و گور شدند و یا احیاناً در برابر حزب تأسیس کردۀ استاد قد علم کردند. و اما افرادی که از اول با او بودند و او را خوب می‌شناسند، در حال حاضر یا در زندانند و بعضی هم در مهاجرت.

جا دارد اینجا یک گله‌ای از افرادی بکنم که در معرفی استادِ سالهای 1973 تا زمان فروپاشی شوروی، کوتاهی کرده و می‌کنند. آدمی زاد پندارش این است که آنچه او دربارۀ موضوعی آگاه است، حتماً تصور دیگران هم دربارۀ آن موضوع همانگونه است. در حالی که چنین نیست. اینان، شاید به خاطر همین پندار، به معرفی چهرۀ استاد نمی‌پرداختند، و از اینرو، کوتاهی کردند و هنوز کوتاهی می‌کنند.

این عزیزان نمی‌دانند که جامعه از استادِ سالهای 1973 تا فروپاشی شوروی، کوچکترین تصوری ندارد. کتاب «نور در زندان» محمدعلی عجمی شبیه یک رمان خیالی است، تا معرفی نامۀ چهرۀ حقیقی استاد. البته کتاب خوبی است، واقعیتها را در قالب یک رمان بیان کرده، ولی این کافی نیست.

گفتم، افرادی که استادِ سالهای 1973 تا زمان فروپاشی شوروی را می‌شناسند، بسیار اندک و انگشت‌شمارند. بعضی از آنها را نام می‌برم (کسانی را که حضور ذهن دارم و شاید بعضی از آنها از قلمم بیفتند، البته کسانی که زنده هستند را نام می‌برم). افرادی مثل داملا سید عمر (که در زندان است)، داملا قلندر صدر‌الدین، خالد عبدالسلام، مخدوم ستار (که در زندان است)، داملا سید ابراهیم گدا، داملا زبید‌الله (که ایشان هم در زندانند)، داملا عبدالرحیم کریم، شمس‌الدین سعید، داملا محمدسعید رضایی و غیره… اینها مرحوم استاد را بیش از دیگران می‌شناسند و از اول در کنار او بودند. گلۀ من از همین افراد است که در معرفی استادِ آن سالها، بسیار کوتاهی کرده و می‌کنند.

البته، هنوز هم دیر نشده است، باید دست به قلم شوند، و یا اگر اهل قلم نیستند، خاطرات خود را ضبط کنند، تا دیگران آن را روی کاغذ پیاده نمایند. زیرا، چنانکه گفتم، شناخت استاد نوری، بدون در نظر گرفتن زندگی و فعالیتهای او در آن سالها، اصلاً امکان‌پذیر نیست.

***

این یادداشت را بنده فقط به این خاطر نوشتم که برای این عزیزان همین نکته را یادآوری کرده باشم که به وظیفۀ خود عمل کنند. اگر امروز جامعه و بخصوص جوانان، از مرحوم استاد به طور باید، شناختی ندارند، دلیلش همین است. به نظرم، استادِ سالهای 1997 به بعد، در معرفی چهرۀ او کافی نیست. جامعه باید با استاد نوریِ زمان مبارزه و فعالیتها و زمان سختیها و دشواریهای او در راه آزادی‌خواهی آگاهی پیدا کند، آن وقت است که او را خواهند شناخت.

حال، به صورت خیلی مختصر (تا جایی که می‌دانم و از افراد آگاه شنیده‌ام) می‌خواهم از استادِ آن سالها بنویسم. استادِ آن سالها، یعنی فردی که در زمانی که حتی به خواب کسی هم نمی‌آمد که با یک رژیم سر تا به پا مجهز و یکی از ابرقدرتهای جهان آن روز (یعنی اتحاد جماهیر شوروی) مبارزه و پیکار کند و سخن از استقلال تاجیکستان به میان آورد، اما او به همراه چند جوان هم‌اندیش و شاگردانش جمع می‌شود و تصمیم می‌گیرد حزبی را تأسیس کند که یکی از اهداف این حزب، مبارزه با آن رژیم استبدادی است.

در ابتدای کار، او و شاگردانش، به کار روشنگری می‌پردازند، با صبر، حوصله، برنامه‌‌ریزی و طرحهای کوتاه‌مدت و میانمدت و درازمدت. اینکه بعضیها می‌گویند، نهضت اسلامی در واقع جزئی از نهضت اسلامی کل شوروی است، این درست نیست. نهضت اسلامی کل شوروی که در آستراخان روسیه (در آخرهای شوروی ) تأسیسش اعلان شده بود، در واقع با تلاش جوانان آزادی‌خواه تاجیک تأسیس شده بود؛ تاجیک هایی که حدود 15 سال تجربۀ مبارزه و فعالیت داشتند. در واقع این تاجیکها، یعنی همین داملا سید عمر و داملا سید ابراهیم و محیی‌الدین کبیری و شمس‌الدین سعید بودند که در تأسیس آن سهم بزرگی داشتند. و به همین خاطر است که به محض فروپاشی شوروی، نهضت اسلامی تاجیکستان به کار خود در داخل کشور ادامه‌ داد.

جامعۀ تاجیکستان که در سالهای 1990 و 1992 با نهضت اسلامی تازه و برای اولین بار آشنا شدند، در واقع با حزبی آشنا شدند که حدود 17 سال تجربۀ مبارزه و فعالیت در کارنامۀ خود داشت، و به حدی از پختگی رسیده بود که می‌توانست اختیار هدایت کشور را از نظر سیاسی به دست بگیرد. یعنی، نهضت اسلامی در سالهای 1991 و 1992، یک گروه تازه تاسیس و خام نبود، بلکه گروهی بود کاملاً «رسیده». از اینرو، به محض فروپاشی شوروی، در واقع این نهضت اسلامی بود که توانست همه را بسیج کند و حتی احزاب دموکرات و سایر احزاب تازه تاسیس را نیز با خود همراه سازد.

و این نکته را هم لازم است اینجا یادآور شوم که نهضت اسلامی و احزاب و گروههای همراه آن، هرگز خواهان جنگ نبودند. جنگ بر آنها تحمیل شد. انشاءالله در یک مقاله‌ای جدا خواهم نوشت کسانی که علیه نهضت اسلامی برخاستند و جنگ را بر وی تحمیل کردند، در واقع کسانی بودند که نمی‌خواستند تاجیکستان مستقل گردد، بلکه می‌خواستند تاجیکستان در هیئت شوروی باقی بماند. این را تاریخ نباید فراموش کند، و البته فراموش هم نمی‌کند.

اینکه گفته می‌شود، جنگ از بیرون تحمیل شده، یک حرف دروغ و تحریف تاریخ است. بلی، از بیرون، روسیه و بعضی از کشورهای همسایه، مخالفین نهضت اسلامی و کلاً احزاب همراه آن را کمک کردند، تا ضمن کُشت و کُشتار، نهضت اسلامی را از تاجیکستان بیرون برانند. این است واقعیت. در این خصوص مقاله‌ای جدا خواهم نوشت انشاءالله!

***

خوب، استاد نوری سالهای 1973 تا فروپاشی شوروی، در واقع فردی است که برای استقلال تاجیکستان، برای آزادی آن از شوروی و سربلندی و عزت کشور، پای بر عرصۀ مبارزه و پیکار گذاشته است. او در این راه بسیار سختیها و دشواریهایی را از سر گذارانیده؛ از تعقیبها، زندانها، تهمتها و اتهامات و غیره، ولی از همۀ آنها عبور کرد و به هدفش رسید که جز استقلال تاجیکستان و آزادی آن نبود.

اما در این میان، عده‌ای موج سواری کردند و تمام آن دستاوردها را به نام خود ثبت نمودند و امروزه به عنوان «ناجی» تاجیکستان معرفی می‌شوند؛ افرادی که در اصل، یکی از مخالفان سرسخت استقلال تاجیکستان بودند.

حال، با این حساب، آیا می‌توان استاد سید عبدالله نوری را به عنوان فردی که برای استقلال کشور و آزادی آن، پیکار کرده است، به فراموشی سپرد و احیاناً سیاه نشان داد؟!

در پایان این یادداشت، باری دیگر از افرادی که استاد نوری سالهای مبارزه و پیکار را می‌شناسند، خواهش می‌کنم به وظیفۀ خود عمل کنند و نگذارند این ابرمرد ناشناخته بماند.

* * *

زندگینامه

سید عبدالله نوری بنیانگذار حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، 15 مارس سال 1947 در روستای آشتیان سابق ناحیه‌ی سَنْگوار (طویل‌دره) به دنیا آمد. بعداً خانواده‌ی او به همراه دیگر مردم کوهستان به وخشان‌زمین کوچانده ‌شدند. سید عبدالله سال 1964 مکتب تحصیلات همگانی را ختم کرد. سپس دوره‌ی مهندسی را در مؤسسه‌ی آمار شهر قرغان‌تپه به اتمام رسانده در اداره‌ی مذکور به عنوان مهندس تا سال 1986 ایفای وظیفه نمود.

وی نزد دانشمندان معروف، مانند صیام‌الدین نجم‌الدین و قاری محمدجان خوقندی، معروف به مولوی هندوستانی علوم مختلف مثل «صرف و نحو»، «معانی»، «منطق»، «تاریخ اسلام»، «حدیث»، «تفسیر قرآن» و غیره را آموخت.

استاد سید عبدالله نوری در ماه جون سال 1986 از جانب مقامات امنیتی سابق اتحاد شوروی به جرم فعالیت سیاسی بازداشت شد. او در سال 1987 به حکم دادگاه ولایت قرغان تپه بر اساس مادۀ 203 قانون جنائی تاجیکستان به اتهام «انتشار اخبار دروغین که ساختار جامعه و دولت سوسیالیستی را بدنام می‌کند»، به مدت یکسال و نیم به زندان محکوم شد. او مدت محکومیت را در زندانهای سیبری و شرق دور گذراند.

سیدعبدالله نوری به همراه چهار نفر از شاگردانش در 20 اپریل سال 1973 سازمان «نهضت جوانان اسلامی تاجیکستان» را در وادی وخش تأسیس کرد که بعداً به حزب نهضت اسلامی تاجیکستان تبدیل شد. این نهضت نخستین سازمان سیاسی اسلامی در بین کشورهای آسیای میانه بود. آقای نوری از سال 1989 تا سال 1992 مسؤولیت سردبیری مجله «منبر اسلام»، نشریه‌ی اداره مسلمانان جمهوری تاجیکستان را به عهده داشت و همزمان رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به طور غیررسمی بود. سید عبدالله بر اثر جنگ داخلی، در آغاز سال 1993 به افغانستان هجرت نمود و در آنجا حرکت نهضت اسلامی تاجیکستان را تأسیس کرد و به مبارزه سیاسی و نظامی پرداخت و برای بازگرداندن حقوق از دست رفته‌ی مهاجرین و آوارگان تاجیک کوشش‌های زیادی به خرج داد. این سازمان سیاسی و نظامی با رهبری او در آغاز شدن مذاکرات صلح بین تاجیکان در ماه اپریل سال 1994 نقش اساسی داشت.

روند مذاکرات صلح بین تاجیکان (اپریل 1995 تا جون سال 1997) تحت رهبری سید عبدالله نوری با موفقیت انجام یافت. به منظور هرچه سریعتر رسیدن به توافق نهایی، وی هفت بار در خارج از تاجیکستان با رئیس جمهور تاجیکستان امام‌علی رحمان‌ دیدار و ملاقات نمود. این ملاقات‌ها در روند مذاکرات صلح در تاجیکستان نقش مهمی داشت.

از ماه جولای سال 1997 تا 31 مارس سال 2000، سید عبدالله نوری ریاست کمیسیون آشتی ملی را به عهده داشت و در استقرار صلح و آشتی و وحدت و تفاهم مردم تاجیکستان سهم بزرگی داشت.

او از 18 سپتامبر سال 1999 تا هنگام درگذشت، رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بود. وی همچون سیاستمداری دانا و ورزیده، باتمکین و دوراندیش و همچون فقیه و دانشمند علوم اسلامی در عرصه‌ بین‌المللی شناخته شده است. هم‌چنین در زمان حیات چندین اثر علمی، سیاسی، دینی و فلسفی را به چاپ رسانده بود.

Advertisements