سیدیونس استروشنی

(بیان چرایی حمایت از قدس و فلسطین به زبانی ساده)

این سؤال اخیراً از بنده شد که چرا منِ تاجیک باید برای قدس و فلسطین صدا بلند کنم و از آن دفاع نمایم.

پاسخ این پرسش، پس از بیان تاریخچه این سرزمین، خواهد آمد:

تاریخچه فلسطین

سرزمین فلسطین تاریخاً متعلق به ساکنین اصلی آن است که عبارتند از مسلمانان، یهود و مسیحیان. طبق آمار رسمی سازمان ملل متحد، اکثریت ساکنان آن، مسلمانان، سپس یهود و مسیحیان هستند. از اینرو، هیچ یک از این سه قومیت به تنهایی حق تشکیل دولت بدون مشارکت دیگر قومیتها را ندارد.

بلی، چند هزار سال پیش، بنی اسرائیل (یهود) در این سرزمین دولت تشکیل کرده بودند؛ در سرزمینی که ساکنان اصلی آن را عربهای کنعانی تشکیل می‌دادند، یعنی نیاکان فلسطینیان امروز. البته، لازم به یادآوری است، دولتی که بنی اسرائیل تشکیل داده بودند، بیش از اینکه دولت یهود باشد، دولت پیامبران بود؛ پیامبرانی مثل حضرت داود (ع)، سلیمان (ع) و غیره.

قبل از ظهور اسلام، حکومت در این سرزمین در دستان رم بود. جالب اینکه: هم در زمان حکومت پیامبران بنی اسرائیل و هم در دوران حکومت رم، اکثریت در این سرزمین، همیشه عربها بوده‌اند، چه عرب مسیحی و چه عرب بت‌پرست.

از اینرو، ادعای صهیونیست ها که این سرزمین تاریخاً متعلق به آنها بوده است، مثل این ادعاست که مقدونی ها امروز ادعا کنند که از یونان تا مرز چین متعلق به آنهاست؛ زیرا پس از فتح اسکندر، این سرزمینها مدتی تحت حکومت مقدونی-یونانی ها قرار داشت. و یا مغول ها ادعا کنند که از مغولستان تا روسیه و تا آفریقا، متعلق به آنهاست، زیرا زمانی در این سرزمینها حکومت کرده‌اند.

پس از ظهور اسلام، فلسطین به دست مسلمانان اداره می‌شد، و به شهادت تاریخ، مسلمانان هرگز به سایر قومیتهای ساکن در این سرزمین، چه یهود و چه مسیحیت، فشار نمی‌آوردند و بلکه در آزادی کامل زندگی و به مراسم عبادی خود مشغول بودند.

سپس، مسیحیان صلیبی به این سرزمین یورش بردند و چه مصیبت هایی به بار نیاوردند که در تاریخ ثبت شده است! صلیبی ها بیش از آنکه به مسلمانان ستم روا داشته باشند، به یهود ظلم کرده بودند. فلسطین حدود 100 سال زیر اشغال صلیبی ها بود.

سپس امیر صلاح‌الدین ایوبی، فلسطین و قدس را از صلیبی ها آزاد کرد. پس از آزادی قدس، یهود از نو توانستند نفَس آزاد بکشند.

چنانکه می‌دانید، یهود در همه جای دنیا – از آمریکا و اروپا بگیر تا روسیه و کشورهای اسلامی از جمله بخاری و سمرقند خودمان – پخش و پراکنده بودند.

حدود 130 سال قبل (یعنی در آخرهای قرن 19 میلادی) جنبش صهیونیستی – که یک جنبش صد در صد نژادپرستانه یهودی است – در اروپا به دست چند نفر یهودی از جمله «تئودور هرتسل» تأسیس شد که هدفش، تاسیس یک دولت صاف یهودی بود. این جنبش، اول قصد داشت دولت خود را یا در اروگوئه (آفریقا) و یا آرژانتین تشکیل دهد. یعنی، این جنبش در ابتدا اصلاً به فکر تشکیل دولت خود در فلسطین نبود، زیرا یهود در فلسطین در آن دوران همگی 7 در صد کل جمعیت فلسطین را تشکیل می‌دادند.

وقتی اروگوئه و آرژانتین برای صهیونیست ها سرزمینهای مناسبی دانسته نشدند، آنها به سلطان عبدالحمید (امپراتوری عثمانی) نامه نوشته و از او درخواست کردند که اجازه بدهد، یهود در گوشه‌ای از فلسطین حکومت تشکیل دهند. سلطان عبدالحمید به شدت مخالفت خود را اظهار داشت. پس از عثمانی، فلسطین مستعمره بریتانیا شد.

صهیونیست ها با بریتانیا روابط بسیار نزدیک و گرمی داشتند، از اینرو، ضمن یک همکاری با آنها، بر آن شدند، تا بریتانیا به آنها اجازه دهد حکومتشان را در فلسطین تشکیل کنند. اما از آنجا که در صد یهود در فلسطین بسیار اندک بود، جنبش صهیونیستی تصمیم گرفت به تدریج از عربهای فلسطینی زمین خریداری کند و از تمام گوشه و کنار دنیا یهودها را به فلسطین منتقل سازد. بنابر این، از ابتدای قرن 20، یهودیان آمریکا و اروپا و روسیه و غیره به تدریج به فلسطین کوچ داده شدند، البته با همکاری دولت استعماری بریتانیا که فلسطین جزء مستعمره آن بود.

سرانجام، سال 1948 (پس از پایان جنگ جهانی دوم) صهیونیست ها با همکاری بریتانیا و آمریکا و شوروی (یعنی کشورهای پیروز‌ جنگ) دولت خود را در فلسطین اعلان و سازمان ملل هم آن را رسماً به رسمیت شناخت. البته، سازمان ملل یعنی سه کشور آمریکا، بریتانیا و شوروی.

پس از اعلان این دولت جعلی، صهیونیست ها شروع به قتل عام سایر ساکنان فلسطین، یعنی مسلمانان و مسیحیان نمودند که در نتیجه صدها هزار فلسطینی کُشته شده و میلیونها فلسطینی دیگر به دیگر کشورها مهاجرت کردند. قتل عام این مردم بیچاره خودش نیاز به نوشتن یک مقالۀ جدا دارد که سر فرصت می‌نویسم.

این است تاریخچه بسیار مختصر این سرزمین.

حال، چرا برای قدس باید صدا بلند کنیم؟ به دو دلیل:

1) به دلیل آنکه انسان هستیم:

از آنجا که انسان هستیم، باید از فلسطین دفاع نماییم؛ زیرا در قرن 21، دیگر هیچ جایی در دنیا باقی نمانده که به عنوان «سرزمین اشغالی» خوانده شود به جز فلسطین.

به کدام دلیل و کدامین حق، یک جنبش نژادپرست (صهیونیسم) سرزمینی را اشغال و ساکنان اصلی آن را بیرون رانده و یهود را از اقصا نقاط عالم جمع آورده و در این سرزمین ساکن سازد؟ به کدام دلیل؟ این اقدام، اقدامی غیرانسانی است که باید بشر و انسان متمدن جلو آن را بگیرد.

اینکه صهیونیست ها در تمام جهان به خصوص آمریکا نفوذ دارند و پول دارند و زور دارند و رسانه دارند، دلیل نمی‌شود که برایشان این حق را بدهیم که مردمان بیچاره را از خانه و کاشانه خود بیرون برانند و سرزمین آنها را غصب نمایند. این کمال وحشانیت و توحش است.

از اینرو، ما، صرف نظر از اینکه مسلمان هستیم، به عنوان انسان باید در کنار مظلوم و بیچاره بیستیم و از حقش دفاع نماییم.

ما مسلمانها و حتی خود فلسطینی ها هرگز نگفته‌اند که فلسطین فقط متعلق به آنهاست. بعضی ها مغالطه می‌کنند و عمداً و یا نادانسته این پندار را القا می‌کنند که مسلمانان گویا ضد یهود باشند. هرگز چنین نیست. ما ضد نژادپرستی و ضد صهیونیسم هستیم، نه ضد یهود. تمام حرف فلسطینی ها این است که در این سرزمین، دولتی بنا شود که توسط ساکنان اصلی آن، یعنی مسلمانان و یهود و مسیحیان، اداره شود، نه توسط یک قوم خاص. حرف فلسطینی ها این است که ساکنان اصلی به خانه و کاشانه خود برگردند و «مهمانان ناخوانده» به کشورهای خود برگردند.

اینکه مسلمانان می‌گویند، «اسرائیل باید محو و نابود شود»، مرادشان یهود نیست، نباید خلط شود، بلکه منظورشان دولت جعلی و ساختگی «اسرائیل» است که از سوی صهیونیست ها تشکیل شده.

ما مطمئن هستیم که چنانکه دولت آپارتاید در آفریقای جنوبی محو شد، دولت خودخانده و نژادپرستانه «اسرائیل» هم دیر یا زود از بین خواهد رفت، و سپس مسلمان و یهود و مسیحی در کنار هم زندگی مسالمت‌آمیزی خواهند داشت.

2) به دلیل مسلمان بودن:

دلیل دوم چرایی دفاع از قدس و فلسطین و اینکه برایش صدا بلند کنیم، مسلمانی ماست. قدس، قبله اول مسلمانان است و برایمان قداست دارد. مسلمانان هرگز اجازه نخواهند داد که قبله‌اشان به دست چند نژادپرست صهیونیست تخریب شود و به جایش «هیکل سلیمان» بنا گردد؛ کاری که صهیونیست ها قصد دارند بکنند. دین ما، شریعت ما و هویت ما، برایمان این اجازه را نمی‌دهد که در برابر این جنایت سکوت کنیم. هرگز! قدس فقط متعلق به فلسطینی ها نیست، متعلق به یک و نیم میلیارد مسلمان است، از مراکش تا اندونزی.

و از آن طرف هم، مسلمانان، به فرموده حضرت پیامبر (ص)، اعضای پیکری واحد هستند که وقتی عضوی در آن به درد آید، سایر اعضا هم به درد می‌آید. این است مسلمان. وقتی برادران و خواهران فلسطینی آنها رنج می‌کشند، دیگر مسلمانان نیز شریک رنج آنها هستند.

«کسی که صبح کند و به اندیشه مسلمانان دیگر نباشد، او مسلمان نیست». (حدیث)

این بود بیان مختصر این مسئله.

Advertisements