سیدیونس استروشنی

شماری از مسلمانان بر این باورند که برگزاری جشن مولد حضرت رسول اکرم (ص) بدعت ضلالت می‌باشد. راقم سطور، در این نوشتار کوشش کرده است، تا با استناد به داده‌های شرعی و گفتار علمای اسلامی، بی پایه و اساس بودن این ادعا را ثابت نماید.

***

مفهوم بدعت

در آغاز لازم است مفهوم «بدعت» به دقت مورد بررسی قرار بگیرد. در تاج العروس می‌خوانیم:

البِدْعَةُ: كُلُّ مُحْدَثَةٍ. وفي حَدِيثِ قِيَامِ رَمَضَانَ نِعْمَت البِدْعَةُ هذهِ وقالَ ابنُ الأَثِير: البِدْعَةُ بِدْعَتَانِ: بِدْعَةُ هُدىً، وبِدْعَةُ ضَلالٍ، فَمَا كانَ في خِلافِ ما أَمَرَ اللهُ به فهو في حَيِّزِ الذَّمِّ والإِنْكَارِ، وما كَانَ وَاقِعاً تَحْتَ عُمُومِ ما نَدَبَ اللهُ إِلَيْهِ، وحَضَّ عَلَيْه، أَوْ رَسُولُه، فهو في حَيِّزِ المَدْحِ، وما لَمْ يَكُنْ لَهُ مِثَالٌ مَوْجُودٌ كنَوعٍ مِن الجُودِ والسَّخَاءِ، وفِعْلِ المَعْرُوفِ، فهو من الأَفْعَالِ المَحْمُودَةِ، ولا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ ذلِكَ في خِلاَفِ مَا وَرَدَ الشَّرْعُ به، لأَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّمَ قد جَعَلَ له في ذلِكَ ثَوَاباً، فقالَ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنّةً كَانَ لَهُ أَجْرُها وأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا. وقال في ضِدِّهِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئةً كَانَ عليهِ وِزْرُهَا ووِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا

«بدعت، هر نوآوری می‌باشد. در حدیثی درباره قیام شب رمضان آمده است: «چه نیکوست این بدعت!» ابن اثیر می‌گوید: «بدعت دو نوع است: بدعت هدایت و بدعت ضلالت. آنچه خلاف دستور خدا باشد، مورد مذمت و نکوهش و انکار است، و آنچه داخل در تحت عموم مستحبات بوده و خدا و رسولش بر آن تشویق نموده باشند، مورد مدح و ستایش می‌باشد. آنچه هم که برایش نمونه‌ای پیدا نشود، مثل نوعی دستگشادگی و سخاوت و یا انجام کار نیکو، اینها از جمله افعال پسندیده بوده و نمی‌توان آن را خلاف آنچه شریعت آورده است دانست؛ زیرا پیامبر (ص) برای این نوع کار هم، ثواب و پاداشی قرار داده، فرموده است: «هر آن کسی که عادت نیکویی گذارد، برای وی پاداش آن و پاداش کسانی که به آن عمل کرده‌اند خواهد بود.» (1) در ضد آن هم فرموده: «هر آن کسی که عادت بدی گذارد، بر وی خواهد بود گناه آن و گناه کسانی که به آن عمل کرده‌اند.» (2)

فقها در تعریف بدعتی که بر خلاف شریعت باشد، می‌گویند:

إدخال ما ليس من الدين في الدين

بدعت، «داخل کردن چیزی در دین است که از دین نباشد»، یعنی، هرگاه چیزی را که از دین نیست، در دین وارد کنیم و آن را دستور الهی بشماریم، بدعت گذارده‌ایم. مثلاً، حلالی را حرام و یا حرامی را حلال، سنتی را واجب و یا واجبی را سنت بدانیم، بدعت نموده‌ایم. این، در عبادات مصداق روشنی پیدا می‌کند.

مثلاً، در مورد کیفیت نماز، حضرت پیامبر (ص) فرموده‌اند:

صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِى أُصَلِّى

«شما به همان کیفیت نماز گذارید که می‌بینید من نماز می‌گذارم». (3) حال، اگر یک نفر از پیش خودش چنین گذارد، که مثلاً به جای سوره فاتحه، سوره ناس را بخوانید، یا یک نفر بگوید، به جای ماه مبارک رمضان در ماه صفر روزه بگیرید، یا به جای اینکه در کعبه مناسک حج را انجام دهید، در مصر این کار را انجام بدهید و از این قبیل کارها… اینها، قطعاً بدعت در دین به حساب رفته و از نوع بدعت ضلالت و گمراهی شمرده شده و انجام‌دهنده آن در قیامت، جایی جز آتش جهنم نخواهد داشت.

قسمی دیگر از بدعت و نوآوری که به گفته ابن اثیر «بدعت مورد ستایش» می‌باشد، اعمالی است که داخل در تحت عموم مستحبات بوده و خدا و رسولش بر آن تشویق نموده‌اند.

مثلاً: در قرآن، بعد از بیان احکام و مراسم حج، خدا به طور کلی فرموده:

ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ

«این است (فرایض خدا). و هر کس شعائر خدا را بزرگ دارد، در حقیقت این بزرگداشت، از تقوا و پرهیزگاری دلهاست.» (سوره حج، آیه 32) شعائر خدا، یعنی علامتها و نشانه هایی که خدا را به یاد می‌‌آورند. و این، یک دستور کلی بعد از بیان موارد جزئی آن است. یعنی، خدا یک سلسله احکام و مراسم حج را برمی شمارد و می‌گوید، اینها از مصادیق شعائر الهی می‌باشند، و آنگاه به صورت کلی می‌گوید، هر آن کسی که شعائر الهی را بزرگ دارد، این از تقواست.

حال، پرسش این است که آیا بزرگداشت مولد حضرت پیامبر (ص)، از مصادیق شعائر الهی به شمار نمی‌رود؟ پاسخ روشن است، قطعاً از مصادیق آن است؛ زیرا، در آن روز، مگر مردم رقص و ‌بازی می‌کنند؟ یا اینکه با گوش سپردن به مولد برزنجی که تاریخ و سیره آن جناب (ص) در آن ذکر شده است، به یاد خدا و پیامبر (ص) مشغول اند؟

***

کسانی، که برگزاری جشن در روز مولد آن جناب (ص) را بدعت می‌شمارند، می‌گویند، چون این نوع اعمال به قصد «تقرب الهی» انجام می‌گیرند، نوعی عبادت بوده و از اینرو باید موقوفی باشند. و حتی معتقد‌اند که این کار، عبادت غیر خداست.

پاسخی که در این مورد باید به اینان داده شود این است:

اوّلاً: به قصد تقرب خدا انجام دادن، تنها خاص اعمال عبادی که موقوفی هستند نمی‌باشد، بلکه انسان هر کاری را، چه بزرگ و چه کوچک، می‌تواند به قصد قربت انجام دهد، و این، در حد ذات خود کار نیکوست. مثلاً، در همین طعام خوردن هایمان، اگر به قصد تقرب الهی بخوریم، ثواب و پاداش خواهد داشت. یعنی انسان می‌تواند هر کاری را، از جمله جشن مولد حضرت پیامبر (ص) را، به قصد تقرب به خدا انجام دهد، و با این کار، نائل به ثواب و پاداش الهی گردد.

ثانیاً: چرا برگزاری جشن میلاد آن جناب (ص) با قصد تقرب به خدا، عبادت غیر خدا بوده است؟ یعنی، کسانی که در این روز گرد هم آمده و به یاد پیامبر خود می‌شوند، آیا غیر خدا را پرستش کرده‌اند؟ آیا خود پیامبر (ص) را پرستش کرده‌اند؟

اصلاً چنین نیست، بلکه بعکس، برگزاری آن، سبب می‌شود مردم با خدا و پیامبر (ص) و دین بیشتر آشنا شوند.

و حتی اگر بپذیریم که سلف صالح چنین نکرده‌اند و برگزاری جشن میلاد آن جناب (ص) از مصادیق شعائر الهی نباشد، ولی لااقل داخل در دائرة «سنت و عادت حسنه و نیکو» که ابن اثیر آن را قسم سوم از انواع بدعت شمرده و در تأیید آن، روایت امام احمد را آورده ست نیست؟ روایتی، که می‌گوید:

مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنّةً كَانَ لَهُ أَجْرُها وأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا

«هر آن کسی که عادت نیکویی گذارد، برای وی پاداش آن و پاداش کسانی که به آن عمل کرده‌اند خواهد بود.» (4)

مثالی دیگر: امروزها در بسیاری از کشورهای اسلامی، مسابقات و آزمونهای قرآنی برگزار می‌کنند و در آنها قاریان و حافظان قرآن کریم مورد تشویق قرار می‌گیرند، از جمله در خود مملکت عربستان سعودی. آیا برگزاری چنین مسابقه هایی در زمان سلف صالح بود؟ در کجا خوانده‌ایم و یا شما خوانده‌اید که صحابه و یا تابعین یک روز در سال را برای برگزاری مسابقه قرآنی تعیین کرده و برای قاریان، در آن روز، جوائز نفیسه داده باشند؟ مگر غیر از این است که این مسابقه‌ها نیز به قصد تقرب به خدا برگزار می‌شود؟ آیا برگزارکنندگان، از آن امید ثواب و پاداش الهی را ندارند؟ کسی هم به ذهنش خطور نمی‌کند که در این روز مردم قرآن را پرستش می‌کرده باشند. قطعاً چنین کارها، از مصادیق عادت های حسنه و نیکوست که انجام‌دهندگان آن پاداش خواهند گرفت.

مثالی دیگر: در ایران، اهل سنت یک عادت خوبی دارند. روزی را در سال برای مجلس «ختم بخاری» تعیین کرده و در این روز کسانی را که صحیح بخاری را یا حفظ و یا از اول تا به آخر مطالعه کرده‌اند تشویق می‌نمایند. مگر در زمان سلف صالح همچنین عادتی بوده است؟ در زمان صحابه، نه خود بخاری بود و نه مسلم، تا چه رسد به برگزاری جشن ختم کتاب آنها!

***

سخنان علمای اسلام درباره مشروع بودن برگزاری جشن مولد:

1) حافظ ابن حجر عسقلانی، با اینکه می‌گوید، هیچ نقلی نداریم که بگوید، سلف صالح در روز میلاد سرور عالم (ص) جشن گرفته باشند، ولی با این همه، این عمل را مشروع دانسته و آن را دارای اجر و پاداش الهی می‌حسابد. امام جلال‌الدین سیوطی در کتاب شریف «الهاوی للفتاوی» پس از نقل این روایت – که هنگامی که رسول خدا (ص) به مدینه تشریف آوردند، دیدند یهود در روز عاشورا روزه می‌گیرند، از یهود درباره این کارشان پرسیدند، آنها پاسخ دادند: «این روز همان روزی است که خداوند حضرت موسی و بنی اسرائیل را بر فرعون پیروز‌ گردانید و ما به جهت بزرگداشت آن، روزه می‌گیریم»، پس رسول خدا (ص) فرمودند: «مایان سزاوارتریم به موسی! و آنگاه به روزه گرفتن در این ایام امر فرمودند.» (صحیح مسلم 1130، صحیح بخاری 7/215) – امام جلال‌الدین سیوطی پس از نقل این روایت از ابن حجر آورده است:

فيستفاد منه فعل الشكر لله على ما من به في يوم معين من إسداء نعمة أو دفع نقمة، ويعاد ذلك في نظير ذلك اليوم من كل سنة، والشكر لله يحصل بأنواع العبادة كالسجود والصيام والصدقة والتلاوة، وأي نعمة أعظم من النعمة ببروز هذا النبي نبي الرحمة في ذلك اليوم

«از این روایت چنین استفاده می‌شود که بندۀ مؤمن، در برابر آنچه خداوند در یک روزی معین بر او منت نهد – یعنی نعمتی را در آن روز بر او عطا نماید و یا بلائی را از سر او در آن روز بردارد – باید همه‌ساله در آن روز، به درگاه خداوند عمل شکرانه‌ای انجام بدهد… عمل شکرانه، به انواع عبادات مثل سجده، روزه، صدقه، تلاوت قرآن حاصل می‌شود. و چه نعمتی بزرگتر از نعمت به دنیا آمدن پیامبر رحمت در آن روز!»

سپس اینچنین ادامه‌ می‌دهد:

وأما ما يعمل فيه فينبغي أن يقتصر فيه على ما يفهم الشكر لله تعالى من نحو ما تقدم ذكره من التلاوة والإطعام والصدقة وإنشاد شيء من المدائح النبوية والزهدية المحركة للقلوب إلى فعل الخير والعمل للآخرة

«در این روز (روز مولد پیامبر (ص)) ما باید عملی انجام بدهیم که از آن، شکرانه به درگاه خدا فهمیده شود، از قبیل تلاوت قرآن، اطعام نیازمندان، سرودن مدحیه‌های نبوی به گونه‌ای که دلها را به سوی عمل های خیر و به سوی عمل برای روز آخرت تحریک نماید، و انجام عمل مباحی که خوشحالی به این روز را نشان می‌دهد، باکی ندارد…»

***

2) و هم او (امام جلال‌الدین سیوطی) در همین کتاب (الهاوی للفتاوی، ص. 189) می‌گوید:

أن أصل عمل المولد، الذي هو اجتماع الناس وقراءة ما تيسر من القرآن، والأخبار الواردة في بداية أمر النبي صلى الله عليه وآله وسلم وما وقع له من الآيات، ثم يُمد لهم سماط يأكلونه، وينصرفون من غير زيادة على ذلك-هو من البدع الحسنة التي يثاب عليها صاحبها لما فيها من تعظيم قدر النبي صلى الله عليه وآله وسلم وإظهار الفرح بمولده الشريف

«اصل عمل مولد (همان جشن مولد)، که عبارت است از: گرد هم آمدن مردم و قرائت قرآن و خواندن اخبار وارده در آغاز کار حضرت پیامبر (ص) و آنچه از آیه ها و نشانه‌ها که در آن روز به وقوع پیوسته، سپس سفرۀ غذا که برای مردم در آن روز آراسته می‌شود و آنها تناول می‌کنند و پس از آن همگی پی کارشان می‌روند بدون کار زیادتی – این اعمال از بدعتهای حسنه‌ای است که صاحب آن اجر و پاداش داده می‌شود؛ زیرا در این کارها، بزرگداشت منزلت و جایگاه حضرت پیامبر (ص) است با اظهار خوشحالی به مناسبت مولد شریف سرور دو عالم (ص)...»

***

3) حافظ ابن ناصر‌الدین دمشقی در کتاب خود موسوم به «مورد الصادی فی مولد الهادی»، پس از آنکه می‌گوید: «از طرق صحیح روایت شده است که عذاب آتش جهنم برای ابولهب در روزهای دوشنبه سبُک گردانیده می‌شود بدین خاطر که وی کنیزک خود ثویبه را به جهت خوشحالی از تولد حضرت پیامبر (ص) آزاد کرده است»، چنین شعری ایجاد کرده سروده است:

إذا كان هذا كافر جاء ذمه وتبت يداه في الجحيم مخلدا

أتى أنه في يوم الاثنين دائما يخفف عنه للسرور بأحمدا

فما الظن بالعبد الذي طول عمره بأحمد مسرورا ومات موحدا

یعنی، «اگر این (ابولهب) کافر که در قرآن کریم مذمتش وارد شده و دستانش در آتش جهنم همیشه سوزان (و بریده) است، اما در روز دوشنبه به جهت خوشحالی اش به (تولد) احمد (ص)، عذاب آتش برایش سبُک کرده شود، پس، چه گمان داری نسبت به بنده‌ای که تمام عمر به احمد (ص) خوشحال و در حال موحد و یکتاپرست بودن از دنیا می‌رود؟»

***

4) حافظ ابن رجب حنبلی در کتاب خویش موسوم به «لطائف المعارف» (ص. 98) بعد از نقل این روایت – که: «از رسول خدا (ص) درباره روزه روز دوشنبه پرسیدند، حضرتش (ص) پاسخ فرمود: «این روز، روزی است که من در آن تولد شدم و هم روزی است که به پیامبری فرستاده شدم (یا در این روز بر من وحی فرود فرستاده شد).» (صحیح مسلم 2/819) – می‌گوید:

فيه إشارة إلى استحباب صيام الأيام التي تتجدد فيها نعم الله على عباده، فإنّ أعظم نعم الله على هذه الأمة إظهار محمد صلى الله عليه وآله وسلم وبعثته وإرساله إليهم، كما قال تعالى: لَقَدْ مَنَّ الله عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ…فصيام يوم تجددت فيه هذه النعمة من الله سبحانه وتعالى على عباده المؤمنين حسن جميل، وهو من باب مقابلة النعم في أوقات تجددها بالشكر

«در این حدیث، اشارتی هست به مستحب بودن روزه گرفتن در ایامی که نعمتهای خداوند در آن روزگار بر بندگانش تجدید می‌یابند؛ زیرا بزرگترین نعمت های خدا بر این امت، به ظهور آوردن حضرت رسول اکرم (ص) و به پیامبری فرستادن اوست به سوی ما، چنانکه خداوند می‌فرماید: “همانا منت نهاد خداوند بر مؤمنان آنجا که به سوی ایشان فرستاده‌ای از جملۀ خودشان برانگیخت»، پس، روزه گرفتن در روزی که این نعمت از جانب خدا بر بندگان مؤمنش تجدید می‌یابد، نیکو و زیباست. و این روزه گرفتن (به خودی خود موضوعیت ندارد، بلکه) از باب روبروی نعمت است به واسطه ابراز شکرانه در آن واوقاتی که این نعمت تجدید می‌یابد…»

***

البته، اگر بخواهیم گفتار تمام علما را در این باب بیاوریم، بحث به طول می‌انجامد. بسیاری از علما در این باره حتی کتابهای جداگانه‌ای تألیف کرده‌اند.

فقط در پایان می‌خواهم این نکته را یادآور بشوم، که اگر به نظر شماری از علمای اسلامی این عمل بدعت بوده است، خوب، این یک نوع برداشت و اجتهاد آنهاست. و در برابر آنها، صدها علمای دیگر جهان اسلام – که نمونه‌هایی از آنها ذکر گردید – در این موضوع دیدگاهی دیگر دارند. یعنی اجتهاد ایشان چیزی دیگر است و آن را بدعت ضلالت نمی‌شمارند. بنابر این، آیا بهتر آن نیست که مسلمانان در شبیه این موضوعها، پایبند این اصل باشند که: اگر کسی اجتهاد کرد و اجتهادش درست بود، دارای دو اجر است، و اگر کسی اجتهاد کرد و اجتهادش مطابق با واقع نبود، او دارای یک اجر و پاداش است. خوب، با این حساب، آیا جنجال و کشمکش معنا دارد؟!

***

پاورقی:

1) مسند احمد، 39/203، الشامله.

2) تاج العروس، 20/309، الشامله.

3) سنن بیهقی، 2/298، الشامله.

4) مسند احمد، 39/203، الشامله.

Advertisements