سید یونس استروشنی

شاید از نظر کسی که نگاهش به سیاست، نگاهی ماکیاولیستی است، سیاستهای آقای رحمان در برابر نهضت اسلامی پس از استقرار صلح و سازش، موفقیت‌آمیز باشد، اما قطعاً از نظر انسانی، اینگونه سیاست، شیطنت است، فریب است، نیرنگ است، سوءاستفاده از اعتماد است.

امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، در سخنرانی اخیرش در کاخ «ارباب» خجند به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد برگزاری اجلاسیۀ شانزدهم شورای عالی، با متهم کردن نهضت اسلامی در جنگ شهروندی 1992-1997، گفت: «بعضی دائره‌های ذی نفع داخلی و خارجی، از جمله راهبران حزب تروریستی و افراطی نهضت و خواجگان و مبلغ‌گذاران آنها که مبتکر این جنگ برادرکُش بودند، برای نائل شدن به هدفهای ناپاک خود، یعنی به سر مردم ما تحمیل نمودن مذهب بیگانه و بنیاد دولت اسلامی، به آتش روغن می‌ریختند…»

***

یک کارشناس سیاسی وقتی نگاهی به سیاستهای امامعلی رحمان در برابر نهضت اسلامی – در خلال 25 سال حکومتش، به خصوص پس از امضای سازشنامه صلح – می‌‌اندازد، چه بسا بر اساس معیارهای ماکیاولیستی درباره «سیاست»، او را یک سیاستمدار بسیار موفق ارزیابی کند. زیرا، توانسته با توسل به هر وسیله‌ای از دروغ و فریب و کلک و نیرنگ، مخالف سیاسی خود را به تدریج از صحنه حذف و بیرون کند.

زیرا که امامعلی رحمان، پس از برقراری صلح در تاجیکستان و تا سالهای 2010، هرگز نهضت اسلامی را «تروریستی« و «مبتکر جنگ برادرکُش» عنوان نمی‌کرد، بلکه همواره از آن و رهبرانش تعریف و تمجید به عمل می‌آورد. مثلاً، در سخنرانی به مناسبت دهمین سالگرد روز وحدت ملی گفته بود: «باید مخصوص تأکید نمایم که آشتی ملی و صلح و ثبات، خدمت بزرگ و قهرمانانه مردم خِردمند، صلح دوست و آبادگر تاجیک است. با استفاده از این فرصت، باری دیگر در نزد مردم شریف و با ناموس تاجیکستان، سر تعظیم و احترام فرود می‌آرم. در کار خیر صلح تاجیکان، راهبر سابق اتحاد نیروهای مخالفین تاجیک سید عبدالله نوری (روحشان شاد باد) و هم‌صفان نزدیک او سهم ارزنده ای دارند. بنابر این، من امروز به آنها منت داری خویش را ابراز می‌دارم…»

از این نمونه‌ها زیاد است. اما ابتدا از سال 2010، وقتی مطمئن شد که نهضت اسلامی دیگر از تمامی جهات کاملاً «خلع سلاح» شده است، به تدریج شروع کرد به سیاه کردن آن، تا اینکه کار به جایی رسید که با اتهام های پوچ و بی‌پایه، فعالیت آن را در داخل متوقف و «تروریستی»اش اعلان نمود و امروز در کاخ «ارباب» عنوان می کند، اساساً این نهضت اسلامی بوده است، که «مبتکر آن جنگ برادرکُش» بوده است و اینکه مسئولیت تمامی بدبختیها و خون 150 هزار کشته‌شده در جنگ شهروندی 1992-1997، بر گردن اوست.

***

حال، با قطع نظر از نگاه پلید ماکیاولیستی به سیاست، آقای رحمان، به عنوان یک انسان و یک آدم که دارای ضمیر است، آیا پیش وجدان خودش به این حرفی که به زبان جاری ساخته که: نهضت اسلامی «مبتکر آن جنگ برادرکُش» بوده است و همۀ خونهای ریخته شده به گردن وی می‌باشد، باور دارد؟!

آیا واقعاً باور دارد که آن جنگ خانمانسوز و ویرانگر را نهضت اسلامی راه انداخته بود؟ تاریخ آن دوران که برایمان بسیار نزدیک است، هنوز از ذهنها پاک نشده و به علاوه، شاهدان زندۀ فراوانی دارد و تمامی آن تحولات روز به روزش و ساعت به ساعتش همه ثبت شده‌اند.

یک نکتۀ بسیار مهم هست که لازم است برای نسل جدید که شاهد جنگ شهروندی در تاجیکستان نبودند، یادآور شوم. و آن اینکه: پس از فروپاشی شوروی، نه تنها تاجیکستان، بلکه بیشتر کشورهای پساشوروی – از کشورهای بالتیک (لاتویا، لیتوانی، استونی) بگیر تا آذربایجان، گرجستان، مولداوی، ارمنستان و غیره – شاهد تظاهرات و گردهمائی های مردمی بودند. تاجیکستان مستثنا نبود. در آن مرحله از تاریخ که یک مرحله گذار بود، این پدیده، یک پدیده بسیار طبیعی بود. زیرا، مردمی که در این کشورها، از جمله تاجیکستان، به خیابانها ریخته بودند، هرگز قیامشان به قصد جنگ و درگیری نبود، بلکه خواستار اصلاحات و تغییرات ریشه‌ای در ساختار کهنه بودند. اما نخبه‌های باقیمانده از دوران شوروی که نمی‌خواستند با کورسی های خود خداحافظی کنند، در برابر مردم ایستادند.

حال، در بعضی از این کشورها، خوشبختانه کار به درگیری نظامی کشیده نشد، ولی در تاجیکستان متأسفانه منجر به جنگ شد. و سببش هم این بود که در برابر قیام مردمی، نخبه‌های سیاسی باقیمانده از دوران شوروی در تاجیکستان، برای آنکه از منصب و مقام خود محروم نشوند، یک قسمتی دیگر از مردم کشور عزیزمان را به خیابان کشاندند و آنها را در برابر مردمی که خواستار اصلاح و تغییر بودند قرار دادند، و شعارشان نیز، دفاع از شوروی و لنین و این جور چیزها بود، نه استقلال و نه صلح و نه چیزی دیگر. تمام لیدرهای طرف مقابل، از جمله جناب امامعلی رحمان، عدالت رحمان اوا، سنگَک، فیض‌علی، لنگوری یُف و غیره، تنها هدفی که داشتند این بود که نگذارند شوروی از هم بپاشد، و این را پنهان هم نمی‌کردند.

خوب، این وقایع همه در تاریخ ثبت شده و کسی هم نمی‌تواند آنها را تحریف کند. سپس، این گروه – یعنی گروهی که می‌خواست شوروی از نو برقرار شود – با حمایت و پشتیبانی روسیه و ازبکستان، اجلاسیه شانزدهم را در خجند برگزار و امامعلی رحمان را به عنوان رئیس شورای عالی تعیین کرده و از خاک ازبکستان وارد پایتخت شدند و حکومت مراسای ملی را سرنگون کردند. و از آن تاریخ به بعد، جنگ و درگیری جدّی تازه شروع شد. لیدرهای آنها مثل سنگَک و فیض‌علی به قتل عام مردم بی‌پناه دست زدند و مردم هم چاره‌ای جز فرار به افغانستان را نداشتند. این است واقعیت.

سپس، این در افغانستان بود که اتحادیه نیروهای مخالف تشکیل و برای بازگشت به میهنشان دست به مبارزۀ مسلحانه بردند و بالاخره وقتی موفق شدند، حکومت تن به صلح داد و سال 1997 سازشنامه صلح منعقد و مخالفین به میهن برگشتند.

حالا، با این همه، جناب رئیس جمهور، امروز افسانه می‌بافند که نهضت اسلامی «مبتکر آن جنگ برادرکُش» بوده است.

***

مخالفین، به خصوص شخص استاد نوری (ره) ، به وعده‌های جناب رحمان باور کردند و سلاحشان را زمین گذاشتند و هرگز فکر نمی‌کردند که روزی رحمان آنها را فریب خواهد داد.

آنها واقعاً باور کردند که رحمان در وعده‌های خود صادق خواهد ماند و به مفاد سازشنامۀ صلح خیانت نخواهد کرد.

آنها به این قبیل سخنان آقای رحمان جداً باور کردند، که:

«باید تذکر داد که در این مرحله، نیروهای گوناگون سیاسی در تاجیکستان کاملا درک نمودند که صلح و استقلال، بزرگترین دستاوردهای ملت هستند و در برابر این دو نعمت بی‌بها، منافع محدود حزبی، گروهی و غیره، مقام دومین درجه دارند…« (پیام تبریکی به مناسبت سومین سالگرد به امضا رسیدن سازشنامۀ عمومی استقرار صلح و رضایت ملی)

«هر کسی که نهالی را کاشته باشد، می‌داند درخت سالی یک بار حاصل می‌دهد. اما نهالی نیز هست که همیشه میوۀ شیرین به بار می‌آورد. این نهال، نهال دوستی و وحدت است. ما میوۀ شیرین این نهال کاشته امان را چشیدیم، جامعۀ ما از آن بهره‌ور گردید و ما هرگز راه نمی‌دهیم که دیگر تیشه بر ریشه آن رسد…» (پیام تبریکی به مناسبت سومین سالگرد به امضا رسیدن سازشنامۀ عمومی استقرار صلح و رضایت ملی)

«در اجرای سند صلح، همچنین کمیسیون آشتی ملی سابق که به هیئت آن نمایندگان هر دو جانب شامل بودند، نقش مؤثر و سازنده را اجرا کرد… کمیسیون آشتی ملی همچون مکانیزم اجرایی نمودن سازشنامۀ عمومی استقرار صلح و رضایت جامعه، در مدت بیشتر از دو نیم سال، کار خیلی مشکل و مهم را اجرا کرد. اسناد سازشنامۀ عمومی درباره مسایل حقوقی، سیاسی، نظامی، برگردانیدن مهجرین، محض با گفت و شنید و مذاکره‌های اعضای کمیسیون آشتی ملی عملی گردیدند. اعضای کمیسیون، زیرکمیسون و گروههای کاری آن برای استوار کردن صلح و آرامی جامعه خدمت ارزنده کردند…» (سخنرانی به مناسبت دهمین سالگرد روز وحدت ملی)

«ما باید افتخار داشته باشیم که ملت تاجیک تاریخاً و طبیعتاً صلح دوست، فرهنگ‌پرور و سازنده می‌باشد. صلح دوستی ما در طول تمام تاریخِ چندین هزارساله‌امان نشان‌دهنده عقل و خرد و صبر و تحمل مردم ماست که این هم دلیل قاطع فرهنگ قدیمه و سنتهای سازندگی ماست. با وجود مشکلات و مانعه‌های سخت و سنگینی که این ملت فرزانه در تمام عمرِ دراز خود همیشه روبرو گشته است، همین اصالت سازنده و ذکاوت ازلی اش را حفظ کرده است. محض همین فضیلتهای نیک ازلی و افتخار ملی است که مردم ما را به همدیگرفهمی، همدیگربخشی و صلح و آشتی هدایت نموده، امروز راه ما را به سوی سازندگی و بنیادکاری، آبادانی وطن، حفظ دستاوردهای استقلال و تحکیم آنها روشن می‌کنند…» (سخنرانی به مناسبت دهمین سالگرد روز وحدت ملی)

***

شاید از نظر کسی که نگاهش به سیاست، نگاهی ماکیاولیستی است، سیاستهای آقای رحمان در برابر نهضت اسلامی پس از استقرار صلح و سازش، موفقیت‌آمیز باشد، اما قطعاً از نظر انسانی، اینگونه سیاست، شیطنت است، فریب است، نیرنگ است، سوءاستفاده از اعتماد است.

راقم سطور، همانند انبوهی از انسانهائی که دنیا را بی حساب و کتاب نمی‌دانند و برای عدل و داد اصالت قائلند و برای باطل نقشی جز «کف روی آب» قائل نیستند، به جدّ معتقد است که روزی این خیانتها گریبان خیانتکار را خواهد گرفت.

أَنزَلَ مِنَ السمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَه بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السيْلُ زَبَدًا رابِيًا وَمِما يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النارِ ابْتِغَاء حِلْيَه أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الْحَق وَالْبَاطِلَ فَأَما الزبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَما مَا يَنفَعُ الناسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الأَمْثَالَ

«(خداوند) از آسمان آبی فرو فرستاد، پس رودخانه‌هایی به اندازه گنجایش خودشان روان شدند، و سیل کفی بلند روی خود برداشت، و از آنچه برای به دست آوردن زینتی یا کالایی در آتش می‌‌گدازند هم، نظیر آن کفی برمی‌آید. خداوند حق و باطل را چنین مثل می‌زند؛ اما کف، بیرون افتاده از میان می‌رود، ولی آنچه به مردم سود می‌رساند، در زمین باقی می‌ماند. خداوند مثلها را چنین می‌زند.»

(سوره رعد، آیت 17)

Advertisements