سیدیونس استروشنی

سؤالی که اینجا خودنمائی می‌کند و نیاز به پاسخ دارد این است که: چرا چین با رابرت موگابه که «دوست صمیمی»اش به شمار می‌رود چنین رفتار کرده است؟ آیا موگابه خواسته‌های چین در زیمبابوه را برآورده نمی‌کرد؟ آیا برایش «عنصری نامطلوب» که باید از سر راه برداشته شود، گردید؟

واکنش سرد چین به وقوع کودتا در زیمبابوه و سرنگونی رابرت موگابه – که «دوست صمیمی» و «شریک استراتژیک» چین در قاره آفریقا به شمار می‌رود – برایم بسیار سؤال برانگیز بود. نه آن را محکوم کرد و نه حتی سفارتش در هراره (پایتخت زیمبابوه) موضعی در این جهت گرفت. در حالی که در حادثه‌های مشابه در سائر کشورها که شریک به اصطلاح، استراتژیک چین باشند، این کشور زود موضع می‌گیرد و با دعوت اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد برای یک جلسه اضطراری، ضمن محکوم کردن کودتا، به حمایت از «رئیس جمهور قانونی یک کشور» برمی خیزد.

برای یافتن پاسخ چرائی موضعگیری سرد چین نسبت به «دوست صمیمی»اش، تحلیلها و گزارشهای رسانه‌های معتبر جهان را مرور کردم و با حقایق بسیار تکان‌دهنده‌ای در این زمینه رو به رو شدم.

خبرگزاری Reuters در گزارشی تحلیلی با عنوان «درسهای کودتا در زیمبابوه» (Lessons from Zimbabwe’s coup) ، با بیان اینکه «مشخص نیست چه کسی بر زیمبابوه حکومت خواهد کرد، اما هر کسی برای این کار، به حمایت چین که یکی از سرمایه‌گذاران اصلی این کشور است نیاز دارد»، نوشته است: «هیچ کس در پکن یا هراره نمی‌گوید که آیا چین پیش از کودتا از آن خبر داشته است یا نه، اما آنچه مسلم است این است که چند روز پیش از اینکه تانکهای ارتش زیمبابوه به خیابانها بیایند، رئیس ستاد ارتش زیمبابوه با همتای چینی‌اش در پکن ملاقات کرده بود. خبر این دیدار در کنار پیشرفت کودتا، به طور گسترده در جنوب آفریقا گزارش شد. برخی از ناظران منطقه‌ای به چین مظنون هستند و این کشور را در کودتای مذکور دخیل می‌دانند…»

در همین راستا، بنگاه خبرپراکن آلمانی Deutsche Welle، در گزارشی تحت عنوان «احتمال دست داشتن چین در تغییر قدرت در زیمبابوه»، نوشته است: «اکنون فاش شده که ژنرال چیونگا، رئیس ستاد ارتش زیمبابوه، هفته گذشته در چین بوده و با وزیر دفاع چین دیدار و گفتگو کرده است. دولت چین اما هر گونه ارتباطی را میان این دیدار و حوادث کنونی زیمبابوه رد می‌کند.»

این گزارش افزوده است: «چین با بیشتر کشورهای آفریقا و به خصوص زیمبابوه که دارای منابع غنی معدنی است، روابط اقتصادی و دیپلوماتیک تنگاتنگی دارد. دولت زیمبابوه در ماه آگوست سال جاری (2017) اعلام کرد که یک شرکت در چین در نظر دارد تا دو میلیارد دولار در شرکت آهن و فولاد زیمبابوه (Zisco) سرمایه‌گذاری کند. شرکت آهن و فولاد زیمبابوه در پی نابسامانی های اقتصادی در این کشور در سال 2008، به فعالیتهای خود پایان داد. چین در همین سال، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تحریم نظامی زیمبابوه و تحریمهایی علیه رابرت موگابه و 13 نفر از هیئت رهبری این کشور را وتا کرد.»

پایگاه خبری-تحلیلی روسی «ویزگلیاد» نیز در تحلیلی با عنوان «سایه قدرتمند چین در پشت شورشیان در زیمبابوه»، با اشاره‌ به سفر یک هفته پیش ژنرال چیونگا، رئیس ستاد ارتش زیمبابوه به چین و دیدار و گفتگوی وی با وزیر دفاع این کشور و اینکه چین از وقوع کودتا کاملاً باخبر بود و کودتا با چراغ سبز وی به وقوع پیوسته است، از زبان «جان آکاکپیری»، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه کییپتاون، نوشته است: «چیونگا با هدف متقاعد کردن چینیها به اینکه تغییرات سیاسی در زیمبابوه هرگز خشم چین را برنخواهد انگیخت، به این کشور سفر کرده است، زیرا روابط بین این دو کشور بسیار نزدیک و تنگاتنگ است.»

***

حال، سؤالی که اینجا خودنمائی می‌کند و نیاز به پاسخ دارد این است که: چرا چین با رابرت موگابه که «دوست صمیمی»اش به شمار می‌رود چنین رفتار کرده است؟ آیا موگابه خواسته‌های چین در زیمبابوه را برآورده نمی‌کرد؟ آیا برایش «عنصری نامطلوب» که باید از سر راه برداشته شود، گردید؟

پاسخ این است که: چین در زیمبابوه – و یا هر کشوری دیگر که در آن سرمایه‌گذاری می‌کند – نه به دنبال تثبیت پایه‌های قدرت کسی مثل رابرت موگابه است و نه به دنبال کمک به مردم و ملت فقیر زیمبابوه، یعنی نه عاشق چشم و ابروی موگابه است و نه غمخوار مردم آن سرزمین، بلکه فقط به دنبال بردن منابع غنی و سرمایه‌‌های آن کشور است. و به نوشته بنگاه خبرپراکن Deutsche Welle در گزارشی تصویری تحت عنوان «چین، حاتم طائی در آفریقا به دنبال چیست؟»، سخاوتمندی های چین در زیمبابوه که بنای پارلمان آن را ساخته و یا ورزشگاه های بزرگی در آن بنا نهاده، تسلط بر منابع غنی و به خصوص بردن آهن و فولاد زیمبابوه است.

روشن است که شرط اساسی برای دستیابی به این هدف، تسلط کامل بر آن کشور از نظر سیاسی است. چین، به نوشته پایگاه خبری-تحلیلی روسی « ویزگلیاد»، از دهه 1980 هنگامی که رابرت موگابه به قدرت رسید، روابطش را با زیمبابوه نزدیک و به سرمایه‌گذاری های کلان در این کشور پرداخت، و موگابه تکیه اش به چینیها همیشه بیش از تکیه اش به روسها بوده است.

جالب اینکه چین از زمانی که پایش به زیمبابوه گشاده شد، به علاوه موگابه، روابطش را با اعضای ارشد حزب حاکم و به خصوص مقامات نظامی نزدیک کرده و به نوعی آنها را به خود وابسته کرده است. به گفته بعضی از ناظران، چین از آغاز روابطش با زیمبابوه، به دنبال جایگزین برای موگابه بوده است؛ کسی که بیش از موگابه سرسپرده و وابسته به چین باشد. چینیها، با اینکه نفوذ خود در زیمبابوه را مدیون موگابه هستند به گونه‌ای که اگر موگابه نبود، بعید بود چین تا به این حد در زیمبابوه تسلط و نفوذ پیدا بکند، ولی رابرت موگابه هرگز فرد مورد نظر آنها نبوده است، زیرا هرچه هست، رابرت موگابه از پایه‌گذاران استقلال کشور خود و فردی به اصطلاح آزادی‌خواه است. چینیها آزادی‌خواه نمی‌خواهند، آنها وابسته می‌خواهند. از اینروست که همزمان با ایجاد روابط تنگاتنگ با شخص موگابه، در درون حزب حاکم و ارتش این کشور نفوذ پیدا کرده و در سه دهه اخیر افرادی را در درون این مؤسسه برای «روز مبادا» پرورش می‌کردند.

تعامل و برخورد چین با رئیس جمهور هر کشوری که در آن به دنبال نفوذ است و سرمایه‌گذاری می‌کند، جز این نخواهد بود.

Advertisements