سیدیونس استروشنی

یادم هست، پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در تاجیکستان، وقتی انتقادها زیاد شد مبنی بر اینکه که چرا امامعلی رحمان برای چندمین بار نامزد می‌شود، «جمعه‌خان دولت اف»، مشاور حقوقی رئیس جمهور، با تشبیه امامعلی رحمان به رابرت موگابه در این جهت، به افتخار گفته بود: «پرزیدنت 89 ساله زيمبابوه رابرت موگابه نیز 33 سال است که پرزیدنت می باشد و دارای نفوذ و موفق است.»

رابرت موگابه، رئیس جمهور 93 ساله زيمبابوه، پس از 37 سال «پیشوایی» در این کشور، طی یک کودتا سرنگون و هم اینک در حصر خانگی قرار دارد. با اینکه بین تاجیکستان و زيمبابوه تفاوتهای زیادی هست، اما از نظر تحولات سیاسی در سه دهه اخیر، شباهتهای فراوانی میان دو کشور وجود دارد، از این قرار:

1) تاریخ استقلال هر دو، بسیار به هم نزدیک هستند. زيمبابوه سال 1980 استقلال خود از بریتانیا را اعلان کرد و تاجیکستان اما سال 1991 با فروپاشی شوروی سابق به استقلال رسید؛

2) همانطور که رابرت موگابه از آغازهای به استقلال رسیدن این کشور، در رأس قدرت قرار دارد (یا بهترش، داشت)، همینطور جناب امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان نیز پس از استقلال تاجیکستان، بر کرسی ریاست جمهوری کشورمان نشسته و حالا حالاها رفتنی نیست، چنانکه موگابه نیز رفتنی نبود، بلکه همسرش را پس از خودش برای این مسند آماده می‌کرد، ولی روزگار، وفق مراد وی نچرخید، زیرا هم حزبی ها و هم رزمانش پس از آن همه سالهای وفاداری و خدمت به وی، کاسه صبرشان لبریز شد و علیه او کودتا انجام دادند و برکنارش کردند؛ گویی زبان حالشان این بود که: رفیق موگابه! دیگر شورش را درآوردی، این قدر منتظرت ماندیم، تا قبل از مُردن، به اختیار خود کنار بروی و پیش ما و ملت محترم باقی بمانی، تو اما، مقام ریاست جمهوری را به پادشاهی تبدیل دادی و تصمیم داشتی پس از مُردن، همسرت «پیشوای» ما باشد! اگر علیه تو قیام کردیم، تقصیر و کوتاهی خودت است، نه ما!

3) یکی دیگر از وجوه تشابه و مانندی تاجیکستان و زيمبابوه از نظر سیاسی، این است که هم جناب رابرت موگابه و هم جناب امامعلی رحمان، هر دو، با «رأی» مردم و طی انتخابات «آزاد» و «شفاف»، بقای خود بر ارش را تضمین کرده‌اند. خواننده عزیز تاجیک از انتخاباتهای ریاست جمهوری طی 25 سال گذشته در کشور عزیزمان آگاه است، حالا می‌خواهم برایش آنچه را که در زيمبابوه در مدت 37 سال گذشته در این راستا اتفاق افتاده پیشکش کنم، تا خودِ خواننده به وجوه تشابه این دو کشور از نظر سیاسی پی ببرد:

***

سال 1987، رابرت موگابه رفیقش انكومو را مجبور می‌کند، تا از حزب حاکم زانو-پی‌اف (اتحادیه ملی آفریقایی زيمبابوه-جبهه میهنی، یعنی چیزی شبیه حزب حاکم تاجیکستان) دست بکشد. در همان سال موگابه قانون اساسی را تغییر می‌دهد و خود را تبدیل به رئیس جمهور زيمبابوه می‌کند. تا آن زمان او نخست‌وزیر بود.

سال 1991، موگابه مرامنامه‌ای را در زيمبابوه به تصویب می‌رساند که هدفش «تقویت صلح و امنیت، دموکراسی، آزادی افراد و حقوق برابر برای همه اقشار» است.

سال 2000، حزب حاکم (زانو-پی‌اف) به رهبری موگابه، با یک چالش جدی از سوی جنبش تغییر دموکراتیک (اپوزیسیون) به رهبری مورگان تيسوانگيري رو به رو می‌شود.

سال 2002، مجلس (پارلمان) قانون آزادی رسانه‌ها را به شدت محدود می‌کند. اتحادیه اروپا تحریمها علیه زيمبابوه را اعمال می‌کند. در همان سال موگابه با وجود مخالفتها، یک بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کند به گونه‌ای که ناظران داخلی و خارجی به شدت اقدام وی را محکوم می‌کنند.

سال 2003، اعتصاب عمومی به طور گسترده‌ای در کشور شکل می‌گیرد که با برخورد شدید نیروهای امنیتی مواجه می‌شود. رهبر جنبش تغییرات دموکراتیک (مورگان تيسوانگيري) دستگیر می‌شود. تيسوانگيري متهم به «خیانت و برنامه‌‌ریزی برای کودتا و قتل رئیس جمهور» می‌شود. سال 2005 مورگان تيسوانگيري محاکمه می‌شود.

از آنجایی که مخالفان به طور کامل انتخابات زيمبابوه را بنا به خواست رهبرشان تحریم می‌کنند، حزب حاکم (زانو-پی‌اف) اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را در مجلس نمایندگان و سنا کسب می‌کند.

در می سال 2006، تورم به بیش از هزار درصد می‌رسد. اپوزیسیون تظاهرات گسترده‌ای را به راه می‌‌اندازد. پلیس رهبران اپوزیسیون را بازداشت و تحت شکنجه قرار می‌دهد.

سال 2007، تظاهرات به مدت سه ماه در زيمبابوه ممنوع می‌شود. در ماه می همان سال، خاموشی برق در زيمبابوه به 20 ساعت در روز می‌رسد و برق بیشتر برای کارخانه‌های دولتی مصرف می‌شود.

سال 2008، حزب مخالف رسماً اعلام می‌کند که در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان پیروز‌ شده است. در ماه می همان سال اعلام می‌شود که مورگان تيسوانگيري بیشترین آرا را در انتخابات ریاست جمهوری به دست آورده، اما حزب حاکم اعلان می‌کند که رأی تيسوانگيري به اندازه‌ای نبوده است که بتواند حکومت تشکیل بدهد. مورگان تيسوانگيري پیش از برگزاری مرحله دوم انتخابات، مورد تهدید حزب حاکم قرار می‌گیرد، از اینرو از رقابت کناره‌گیری می‌کند. در شورای امنیت سازمان ملل تلاش می‌شود، تا قطعنامه‌ای علیه زيمبابوه تصویب شود که روسیه و چین آن را وتا می‌کنند. با این وجود، به صورت یک‌جانبه رهبران آمریکا و اتحادیه اروپا به صورت جداگانه تحریمهای گسترده‌ای علیه رهبران زيمبابوه اعمال می‌کنند. فشارهای خارجی به سمتی می‌رود که موگابه مجبور می‌شود قدرت را با مورگان تيسوانگيري تقسیم کند.

در فوریه سال 2009، مورگان تيسوانگيري به عنوان نخست‌وزیر سوگند یاد می‌کند. اما در ماه مارت همان سال همسر تيسوانگيري در یک تصادف کُشته و شخص او نیز زخمی می‌شود. مورگان تيسوانگيري با وجود همه تهدیدات و مشکلات، سعی می‌کند به کارش ادامه‌ دهد.

در اکتبر سال 2012 و پیش از انتخابات ریاست جمهوری، فعالان حقوق بشر اعلام می‌کنند که هواداران سرکوبگر حزب حاکم، به مانند انتخابات سال 2008 مجدداً فعال می‌شوند. مورگان تيسوانگيري، رهبر اپوزیسیون و نخست‌وزیر وقت، اعلام می‌کند که اگر خشونتی علیه اعضای حزبش اعمال شود، از دولت وحدت ملی خارج خواهد شد.

موگابه در سال 2013 یک بار دیگر برای هفتمین بار رئیس جمهور می‌شود و حزب حاکم (زانو-پی‌اف) سه چهارم کرسی های پارلمان را کسب می‌کند و مخالفان اعلان می‌کنند، یک تقلب گسترده و نظاممند صورت گرفته است.

سال 2014، رابرت موگابه 90 سالگی اش را پس از گذراندن دوره درمان در سینگاپور جشن می‌گیرد. گریس موگابه، همسر رئیس جمهور، به طور غیرمنتظره وارد رقابت رهبری حزب می‌شود که باعث گمانه‌زنی هایی می‌شود که ممکن است او جا‌نشین شوهرش شود. موگابه در ماه فوریه همان سال جويس موجورو معاون اول خود و هفت وزیر را به اتهام «برنامه‌‌ریزی برای کُشتن وی» اخراج می‌کند. هرچند موجورو این اتهام را رد می‌کند، اما در نهایت از حزب حاکم نیز کنار گذاشته می‌شود. (منبع: ویکی پدیا، رابرت موگابه)

***

حال، خواننده عزیز خودش قضاوت کند که آیا زيمبابوه و تاجیکستان از نظر تحولات سیاسی در سه دهه اخیر، با هم شباهت و مانندی دارند یا نه.

یادم هست، پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در تاجیکستان، وقتی انتقادها زیاد شد مبنی بر اینکه چرا امامعلی رحمان برای چندمین بار نامزد می‌شود، «جمعه‌خان دولت اف»، مشاور حقوقی رئیس جمهور، با تشبیه امامعلی رحمان به رابرت موگابه در این جهت، به افتخار گفته بود: «پرزیدنت 89 ساله زيمبابوه رابرت موگابه نیز 33 سال است که پرزیدنت می باشد و دارای نفوذ و موفق است.» (6 سپتامبر 2013، در نشست کمیسیون مرکزی انتخابات و رأی‌پرسی)

امیدواریم، جناب امامعلی رحمان نیز مثل جناب رابرت موگابه موفق شوند!

Advertisements