سید یونس استروشنی

دلیل وجود نهضت اسلامی، تاجیکستان است، نه ایران، نه اروپا و نه هیچ کشوری دیگر. یعنی، مادامی که تاجیکستان هست، مطمئن باشید نهضت اسلامی هم هست. مادامی که 8 ملیون تاجیکستانی نفس می‌کشند، نهضت اسلامی هم نفس خواهد کشید؛ زیرا، نهضت اسلامی نه حزبی ایرانی است، نه حزبی اروپایی و نه حزبی «مریخی»، بلکه حزبی است برخاسته از متن جامعه تاجیکستان، همۀ اعضایش تاجیکستانی هستند…

* * *

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، دیروز (8 نوامبر)، با دعوت رسمی حکومت تاجیکستان، سفری به کشور ما انجام داد و با «امامعلی رحمان»، رئیس جمهور و نیز همتای تاجیکش «سراج‌الدین اصل اف» دیدار و گفتگو به عمل آورد. بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا، دیدار و گفتگوی ظریف با رحمان، به مدت دو ساعت به طول انجامیده است.

در این نوشتار، راجع به اینکه در این دیدار و گفتگوها چه موضوع هائی بین ظریف و مقامات تاجیک رد و بدل شده نمی‌پردازم، زیرا هنوز از محتوای این گفتگوها در هیچ رسانه‌ای، نه ایرانی و نه تاجیکی و نه روسی، چیزی درز نشده و شاید در روزهای آینده معلوم گردد. و این هم که در رسانه‌های رسمی آمده است که: «در جریان ملاقات، مسائل همکاری های دوجانبه تاجیکستان و ایران بررسی شد و طرفین ضمن ملاقات، مسئله‌های مهم، از جمله تطبیق توافقات قبلاً به دست آمده، رشد همکاری اقتصادی و تجاری، سرمایه‌گذاری، انرژی، حمل و نقل، کشاورزی و صناعت را مورد بررسی قرار دادند»، این قبیل حرفها حرفهای روتین هستند (یعنی حرف هائی که به طور معمول و مکرر انجام می‌شوند) و رسانه‌ها، به خصوص رسانه‌های رسمی، هر دیدار و ملاقاتی را، حتی بر فرض اگر از «مریخ» هم هیئتی تشریف بیاورد، اینگونه گزارش می‌کنند.

بلکه در این جستار، دربارۀ اصل مسئله، یعنی اصل دلیل دعوت حکومت تاجیکستان از ظریف و اینکه چرا بعد از آن همه «پرده‌دری ها» از یک مقام ایرانی به تاجیکستان دعوت می‌شود، بحث به عمل خواهم آورد.

بحث خود را ضمن بیان چند نکته پیشکش خواننده عزیز تاجیک می‌کنم:

***

1) یک حکومت عاقل، در تعامل و روابطش با کشورها، همیشه «خطوط قرمز» را مراعات می‌کند و هرگز – حتی در بدترین شرایط – از آن «خطوط» عبور نمی‌کند و همیشه روزنه ای برای «روز مبادا» باقی می‌گذارد؛ زیرا در عالم سیاست، دوستی و دشمنی ها همیشگی نیستند. چه بسا دیروز با کشوری روابط سردی داشتی و امروز مصالح و منافع تو اقتضا کرده روابطت با این کشور خوب باشد. و عکس این هم صادق است، یعنی شاید امروز با یک کشور روابط تو بسیار صمیمی است، ولی فردا احتمال دارد، به دلایلی، این روابط به سردی گراید، از اینرو، نباید این «صمیمیت» را ابدی بپنداری و سر و اسرار و بود و نبود خود را برایش مکشوف سازی.

این قاعده حتی در سطح فردی هم باید مراعات شود. آدمِ عاقل کسی است که نه در دوستی هایش افراط می‌کند و نه در دشمنی هایش. حضرت پیامبر اکرم (ص) – در روایتی که ترمذی نقل کرده است – فرمایند:

أحبب حبيبك هوناما عسى أن يكون بغيضك يوماما، وأبغض بغيضك هوناما عسى أن يكون خبيبك يوماما

«فردی که مورد علاقه توست و با او رابطه دوستی داری، در صمیمیت با وی، زیاده‌روی مکن؛ زیرا چه بسا روزی دشمنت گردد. و همچنین، شخصی که فعلاً با تو دشمن است و رابطۀ سردی میان شما برقرار است، هرگز در دشمنی با وی، زیاده‌روی مکن که چه بسا روزی دوستت گردد

به سخن دیگر، اگر با یک نفر، دوست هستی و روابط شما صمیمی است، سعی کن همۀ اسرار خود را برای وی افشا مکنی، بلکه همیشه یک حد معین را در این دوستی نگه دار، زیرا از کجا معلوم است که روزی این آدم دشمنت گردد؟! و همچنین، اگر با کسی فعلاً رابطه‌ات سرد است – به این دلیل که یا در سیاست با تو مخالف است و یا در عقیده و یا فکری با هم اختلاف نظر دارید – در دشمنی با وی، هرگز زیاده‌روی مکن، و به اصطلاح، «خطوط قرمز» را مراعات نما و پرده‌دری مکن، وگرنه وقتی روزی با تو دوست شود، آن وقت شرمنده او خواهی شد.

***

2) متأسفانه، حکومت فعلی تاجیکستان، با اینکه 25 سال است زمام امور کشور را در اختیار دارد، همواره در روابطش با کشورها افراط و تفریط کرده است. اگر با کشوری رابطه‌اش سرد گردد، هیچ «خط قرمزی» نمی‌شناسد. مثلاً، زمانی که با ازبکستانِ همسایه مشکل داشت، دشمنی را تا به حد اعلایش بالا برد و این احتمال را نمی‌داد که روزی این سردی به اصطلاح، آب خواهد شد! البته، پیامدهای وخیم آن موضعگیری های نابخردانه همیشه دامنگیر شهروندان عادی شده است که تا حالا می‌چشند؛ از بستن مرزها و مین گزاری آنها و صدها مشکل دیگر…

و یا یک نمونه دیگر: وقتی با سازمان امنیت و همکاری اروپا – همین یکی دو ماه پیش – مشکل پیدا شد، حکومت تاجیکستان این سازمان را آشکارا تهدید به بستن دفترش در دوشنبه نمود، البته پیش از آن، فعالیت این سازمان را محدود کرده بود. بعد، وقتی دید کسی به این هشدارها و تهدیدهای توخالی اهمیت نمی‌دهد، زود از تصمیمش برگشت. و تازه، همین چند روز پیش، «امامعلی رحمان» با نمایندگانی از پارلمان اتحادیه اروپا دیدار کرده و اظهار داشت که: «تاجیکستان منفعت دار است روابطش را با پارلمان اروپا در مسئله‌های تکمیل نظام پارلمانی، والائیت قانون، حقوق و آزادی های انسان و پیشبرد زینه به زینه اصلاحات دموکراتیک من بعد هم گسترش دهد…»

خوب، اگر چنین هدفی داشته‌اید، پس چرا اول تهدیدش می‌کنید و سپس پشیمان می‌شوید و آنگاه حرفی تماماً دیگر می‌زنید؟! آیا فکر نمی‌کنید، با این موضعگیری های نابخردانه، اعتبار و جایگاه کشور و حتی خودتان را در جهان پائین می‌‌آورید؟! یا اعتبار و جایگاه کشور، برایتان اهمیتی ندارد؟! فکر نمی‌کنید که از این به بعد، هیچ کشوری نه تهدید و هشدارهای شما را جدی خواهد گرفت و نه به صمیمیت شما باور خواهد کرد؟!

***

3) در رابطه با تعامل با ایران نیز، قضیه از همین قرار است. زمانی که نهضت اسلامی را بستید و «تروریست» و «افراطگرا» اعلان کردید و رهبرانش را به زندان انداختید و فعالان باقیمانده این حزب را وادار به ترک میهن نمودید، شروع کردید به دشمنی با ایران به این بهانه که حامی و پشتیبان نهضت اسلامی بوده است! و در دشمنی با این کشورِ هم زبان و هم فرهنگ، چنان افراط و زیاده‌روی کردید که در تاریخ تاجیکستان پس از استقلال، سابقه نداشت. اول، دفاتر فرهنگی و تجاری این کشور را بستید، سپس تجار ایرانی مشغول به فعالیت در تاجیکستان را وادار کردید کشور را ترک بکنند. و بدتر از همه، آن فیلم مسخره را به صورت بسیار گسترده در رسانه‌ها – دولتی و غیردولتی و با زبانهای مختلف دنیا – پخش نمودید، و همچنین، همه‌روزه در رسانه‌های وابسته به دولت، مقالات و مطالب خصمانه علیه ایران منتشر کردید و هنوز هم می‌کنید. خوب، حین این دشمنی ها، آیا فکر این جایش را هم کرده بودید که یک روز مجبور می‌شوید از رئیس جمهور این کشور و یا وزیر خارجه‌اش دعوت به عمل آورید و با وی بنشینید و گفتگو کنید؟! فکر این را می‌کردید یا نه؟!

حال، آیا می‌دانید، معنای دعوت امروز شما از ظریف و دیدار و گفتگو با وی، پس از این همه «پرده‌دری ها» چیست؟ معنایش این است که شما به زبان حال، خطاب به آنها گفته‌اید: ببخشید، ما غلط کردیم! آیا جز این معنا را دارد؟! نه دوستی هایتان معتدل است و نه دشمنی هایتان جدی. اینکه «سیاست پدر و مادر نمی‌شناسد» (که البته این حرف غلط است) قبول، اما نه به این حد از حماقت و پررویی.

در همان روزهای اول شروع این دشمنی های احمقانه، بنده در یک یادداشت و یک برنامه ویدیوئی یادآور شده بودم که مقامات ایرانی هرگز عکس‌العملی به این کنشها نشان نخواهند داد؛ زیرا آنها هرگز و در هیچ شرایطی، خواهان سردی روابط با تاجیکستان که نگاه ویژه‌ای به آن دارند نیستند. و به علاوه، با قطع رابطه با تاجیکستان، آیا چیزی برای از دست دادن دارند؟ برعکس، تمام این اقدامات نابخردانه شما به ضرر و زیان کشور و مردم ما می‌انجامد، زیرا وقتی دفاتر تجاری این کشور را بستید و تجارش را مجبور به ترک تاجیکستان نمودید، خوب، چه عائد شما شد؟ آیا این کشور ضرر و زیانی دید؟ بیشتر آن تاجرها رفتند به قرقیزستان یا قزاقستان و ازبکستان و به جایی آنکه سرمایه خود را به تاجیکستان بریزند، به این کشورها می‌ریزند و سودش هم به مردم آنها می‌رسد.

البته، باز هم جای شکر دارد که وقتی از وزیر خارجه‌اش دعوت کردید، با کمال خونسردی و با تمام گشادگی، دعوت شما را پذیرفت و چیزی به رختان نکشید و بلکه با لبخند همیشگی‌اش که خاص اوست، با شما دیدار و گفتگو کرد و دستتان را فشرد. و بعد از آن گندی که کاشتید، آیا نمی‌توانست پاسخ منفی بدهد؟ می‌توانست! اما این کشور چنین نکرد. و مطمئن هستم حتی به گلایه هایتان نیز خوب گوش فرا داده است. در عکسی که از دیدار ظریف با «اصل اف» در رسانه‌ها منتشر شد، دیده می‌شود در این دیدار جناب «یتیم اف» و به نظرم، دادستان کشور اگر اشتباه نکرده باشم نیز حضور داشتند. نمی‌دانم، حکمت حضور رئیس امنیت کشور در کنار وزیر خارجه تاجیکستان چیست، ولی احتمال می‌دهم او برای متقاعد کردن ظریف به اینکه نهضت اسلامی مثلاً تروریستی است و مانع روابط حسنه دو کشور است و غیره… آنجا حضور پیدا کرده. به هر صورت، خلاصه حرفم این است که عاقل کاری نمی‌کند که بعد پشیمان شود.

راقم سطور در اینجا، از ایران به عنوان نمونه ذکر کرده‌ام، وگرنه چنین تعامل و برخورد ناسنجیده و مبتنی بر منافع شخصی و یا گروهی، نه تنها با ایران، بلکه با هر کشوری بی‌ معنی است و ضرر و زیانش دامنگیر مردمان عادی خواهد شد. بلی، اگر کشور ما یک کشور ابرقدرت و یا لااقل نیمه‌ابرقدرت می‌بود، آن وقت می‌شد اینگونه اقدامات را توجیه کرد. (البته حتی در این صورت هم قابل توجیه نیست.) اما کشور ما، با وجود تاریخ کهن و فرهنگ والا و مردمانی ریشه‌دار داشتن، ولی واقعیت امروز حکم می‌کند پایمان را به اندازه گلیم خودمان دراز کنیم، بازیچه دست بعضی از کشورها که ایران را رقیب و دشمن منطقه‌ای خود می‌داند و حاضر است در این راستا حتی با شیطان همکاری کند، تا بتواند ضربه‌ای به ایران بزند، نشویم. قرار نیست تاجیکستان با هیچ کشوری، به خصوص کشورهای همسایه و تأثیر‌گذار جهان، از سر دشمنی وارد تعامل شود. این منطقی نیست.

***

4) مسئله مهم، مسئله نهضت اسلامی است. زیرا، تمام «دشمنی های» اخیر حکومت تاجیکستان با ایران، ناشی از این است که گمان می‌کند، ایران حامی و پشتیبان این حزب است، که اگر دست از این حمایت بردارد، دیگر همه چیز حل و فصل خواهد شد.

فکر می‌کنید، مسئله به همین سادگی است؟! یعنی، اگر ایران دست از حمایت نهضت اسلامی بردارد – البته بنا بر پندار شما که فکر می‌کنید حمایت می‌کرده است – آیا همه چیز سر جایش خواهد نشست و آنگاه «مزاحمی» به نام نهضت اسلامی از سر راحتان برداشته خواهد شد؟! چه پندار خام!

اساساً، اشتباه شما دقیقاً همین جاست که فکر می‌کنید، اگر نهضت اسلامی هست و نفس می‌کشد، به این دلیل است که چون مثلاً ایران از آن حمایت می‌کند و یا در اتحادیه اروپا راحت تحرک می‌کند. این پندار و این برداشت، کاملاً اشتباه است.

دلیل وجود نهضت اسلامی، تاجیکستان است، نه ایران، نه اروپا و نه هیچ کشوری دیگر. یعنی، مادامی که تاجیکستان هست، مطمئن باشید نهضت اسلامی هم هست. مادامی که 8 ملیون تاجیکستانی نفس می‌کشند، نهضت اسلامی هم نفس خواهد کشید؛ زیرا، نهضت اسلامی نه حزبی ایرانی است، نه حزبی اروپایی و نه حزبی «مریخی»، بلکه حزبی است برخاسته از متن جامعه تاجیکستان، همۀ اعضایش تاجیکستانی هستند؛ حزبی که در انتخابات سال 2010، بیش از نصفی از کرسی های پارلمان را تصاحب کرده بود، آن زمان، کسانی که به او رأی داده بودند، نه ایرانی بودند و نه اروپایی و نه «مریخی»، بلکه همه تاجیکستانی بودند. از اینرو، این فکر و پندار را برای همیشه از ذهن مبارک خود دور بریزید که اگر مثلاً فلان کشور دست از حمایت نهضت اسلامی بردارد، دیگر نهضت اسلامی ای نخواهد ماند. شما اشتباه می‌کنید!

حال، امروز بیشتر اعضای فعال این حزب در اروپا هستند، و اگر بالفرض از این قاره هم رانده شدند، یک جایی دیگر پیدا می‌کنند، و اگر از آنجا هم بیرون شدند، باز جایی برای حضور خواهند یافت.

بنابر این، تنها راه منطقی برای حل و فصل این مسئله – اگر واقعاً به دنبال راه حل هستید – این است که شما برای فعالیت این حزب در داخل کشور، از نو و مجدداً رسمیت بدهید، رهبرانش را از زندانها بیرون سازید، و خلاصه، بگذارید شرایط در تاجیکستان، همان شرایطی پیش از سال 2011 باشد. وگرنه، تمام عمر همّ و غمّتان این خواهد شد که چه کار کنیم، تا این حزب محو و نابود و «ساکت» بشود! در حالی که شما به عیان دیدید و همه تاجیکستانیان هم دیدند که بعد از بستن نهضت اسلامی در داخل کشور، هیچ چیز تغییر نکرد، نهضت اسلامی کماکان هست، و بلکه نگرانی هایتان امروزها نسبت به قبل از 2015 بیشتر شده. تمام رسانه‌های شما مشغول موضوع نهضت اسلامی است، دیگر همّ و غمّی ندارند. و با اینکه به زبان می‌گویید، نهضت اسلامی دیگر جایگاهی در جامعه تاجیکستان ندارد، ولی عملاً نگرانید و مدام به این کشور یا آن کشور باج می‌دهید، تا نهضت اسلامی را یا «تروریستی» اعلان بکند و یا از حمایتش دست بردارد و غیره…

تنها راه حل همین است، بقیه راهها همه سرابند. بنابر این، اگر نخواهید آبروی کشور و خودتان را در برابر یک کشور، چه ایران باشد یا اتحادیه اروپا، ببرید و به خاطر نهضت اسلامی حاضر به باج دادن باشید، پس، بگذارید فرزندان خودتان در داخل کشورِ خودشان، نه ایران یا اروپا، فعالیت کنند. این است راه حل!

Advertisements