سید یونس استروشنی

انتخابات ریاست جمهوری در کشور همسایه یعنی قرقیزستان که در یک فضای رقابتی و کاملاً دموکراتیک و شفاف برگزار شده و با پیروز‌ی «سورون بای جین بیک اف» انجام یافت، دربردارنده چند پیام، به خصوص برای ما تاجیکهاست، از جمله:

1) اولین و مهمترین پیام این انتخابات، متوجه مقامات کنونی تاجیکستان است، و آن اینکه: دست به دست شدن قدرت و انتقال آن از یک دست به دستی دیگر، هرگز جنگ و درگیری و هرج و مرج و بی‌بند و باری را در جامعه به دنبال نداشته است؛ در حالی که 25 سال است مقامات تاجیک در واکنش به تقاضای مخالفان سیاسی خود مبنی بر لزوم تداول قدرت در تاجیکستان، می‌گویند: شما، مخالفین سیاسی، به دنبال یک جنگ دیگر هستید! یعنی 25 سال است که با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم از یک جنگ خیالی، بر عمر بقای خود در قدرت افزوده و می‌افزایند؛

2) اگر حاکم، تهش خیس نباشد، هرگز از برای بقای خود بر اریکه قدرت، با قانون ‌بازی نمی‌کرده است؛ اینکه هر از گاهی قانون را به نفع خود تغییر داده و مدت زمان ریاست جمهوری خود را تمدید بکند. و چون «الماس بیک آتامبایف»، رئیس جمهور قرقیزستان، تهش خیس نیست و با سوءاستفاده از جایگاه و مقام، برای خود پول و مال و ثروت نیندوخته است، از اینرو، نه مدت زمان ریاست جمهوری خود را تمدید کرد و نه دست به تغییر قانون اساسی یازید، تا باری دیگر نامزد شود و نه پسر یا دختر خود را برای این مقام «آماده» کرد.

3) پیام دیگر این انتخابات که متوجه مقامات تاجیک است این است که: مخالف سیاسی (اپوزیسیون) لزوما «دشمن ملت»، «خائن»، «وطن‌فروش» و غیره از این قبیل عناوین نبوده است، بلکه او هم، شهروند کشور خود و طبق قانون اساسی، از حق و حقوقی برخوردار بوده است، فقط «عیبش» اینکه با سیاستهای غلط حکومت موجود موافق نبوده است.

همگان به عیان دیدیم که بیشتر نامزدهای کرسی ریاست جمهوری در قرقیزستان – که از مخالفین سیاسی رئیس جمهور «الماس بیک آتامبایف» بودند و انتقادهای بسیار شدیدی هم از او می‌کردند – همۀ اینان در این یا آن نهاد یا مؤسسه دولتی مشغول به کار هستند و نه «خائن» دانسته شدند و نه «وطن‌فروش» عنوان گردیدند و نه «جنگ‌خواه».

4) این انتخابات پیامی هم به اپوزیسیون دارد، و آن اینکه: یک مخالف و اپوزیسیون، در درجه اول، باید از سعه صدر لازم برخوردار باشد و بتواند «دیگر» را تحمل کند، چه آنکه آن دیگر، در برنامه‌های سیاسی با او اختلاف داشته باشد، و چه در فکر و اندیشه با او اختلاف نظر داشته باشد، مثلاً اسلامگرا باشد، و چه حتی در شکل و صورت با او متفاوت بوده و از شکل و شمایلش خوشش نیاید. دارندۀ فکر حذفی – یعنی کسی که فکر می‌کند، فقط او باشد و دیگر هیچ، فقط فکر او درست است و اندیشه‌های دیگر «قرون وسطایی» و «خرافه» هستند – اینچنین انسانی اصلاً در برنامه خود موفق نخواهد شد؛ زیرا تمام همّ و غمّش، کوبیدن «دیگر» گردیده و فرصتی برای اجرای برنامه‌های خود نخواهد یافت.

Advertisements