یادداشت یکی از روزنامه‌نگاران تاجیک مبنی بر این که «اگر خط چون آثار شناخت ملت محسوب شود، پس لاتین برای تاجیکان باز هم خط خدمت کرده از عربی فارسی است»، با واکنش بسیار تند شماری از فعالان فرهنگی تاجیک در گروه «زبان پارسی» مواجه شد.

سیاف مضراب، روزنامه‌نگار و سردبیر هفته‌نامه «اس اس اس آر»، در یادداشتی، با اشاره‌ به اینکه «لاتین برای تاجیکان، باز هم خط خدمت کرده از عربی فارسی است»، نوشته:

«بزرگترین خطر آویزان سر زبانِ ما، در تقلید کورکورانه از «برادران همزبان»، ارسال واژه‌های تماماً به تاجیکی-فارسی بیگانه از ایران و افغانستان و تعصب عربگرائی است! ولی به پندار عالمان – شرق‌شناس – فیلالاگانِ ما، تنها بازگشت به حروف عربی‌اساس (فارسی) که آن را «خط نیاکان» می‌خوانند، راه رهائی است. این در حالی است که بر فرض مثال، تمامی دولتهای آسیای مرکزی به خط نسبتاً رشدکردۀ لاتین-انگلیسی میل کردن دارند. ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان و امروز یا پگاه ترکمنستان و قرقیزستان نیز به این خط خواهند گذشت. واقعاً هم در سالهای 20-30-40 قرن گذشته در تاجیکستان شوروی، این خط رایج بود و بزرگترین آثار «صدر الدین عینی» که بر شناخت ملت تاجیک آورد، با همین خط نشر می‌شد و با همین لاتین، جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان حجت‌‌گذاری گشته‌اند. یعنی پاسپورت ملت ما با همین خط نوشته شده است. هرگز به چیزی اشاره‌ کردنی نیستم. اما اگر خط چون آثار شناخت ملت محسوب رود، پس لاتین برای تاجیکان، باز هم خط خدمت کرده از عربی فارسی است. ما می‌توانیم!»

این یادداشت، با واکنشهای بسیار تندی از سوی شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان فرهنگی تاجیک مواجه شد که پاره‌ای از این واکنشها را در ذیل می‌‌آوریم:

***

داریوش رجبیان – روزنامه‌نگار:

(سیاف مضراب) می‌گوید، «به پندار عالمان – شرق‌شناس – فیلالاگانِ ما، تنها بازگشت به حروف عربی‌اساس که آن را «خط نیاکان» می‌خوانند، راه رهائی است». خوب، اگر کارشناسان این موضوع معتقد‌ند که بازگشت به خط پارسی، راه رهائی است، ناکارشناسانی چون نویسنده آن متنی غریب باید با درک موقعیت و جایگاه خود، به سخن کارشناسان گوش جان بدهند و در کاری که تخصص ندارند، دخالت بیجا نکنند. نویسنده آن متن حتی با اصطلاح «خط نیاکان» هم موافق نیست، چون لابد نیاکانش را بتمام لاتین و پیریل نویس (سیریلیک نویس) می‌داند، نه پارسی‌زبان و پارسی نویس. این موضوع در ادامه‌ متنش آشکارتر شده است.

او می‌گوید، «این در حالی است که بر فرض مثال، تمامی دولتهای آسیای مرکزی به خط نسبتاً رشدکردۀ لاتین-انگلیسی میل کردن دارند. ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان و امروز یا پگاه ترکمنستان و قرقیزستان نیز به این خط خواهند گذشت».

نویسنده آن متن کسی است که از مسائل هویت و زبان و ملت، کوچکترین آگاهی ندارد، وگرنه خودبخود در اثنای نویشتن آن متن درمی یافت که همه کشورهای یادکرده‌اش به زبانهای ترکی بن صحبت می‌کنند. یعنی نقطه اشتراک آنها ترکی بن بودن زبانهایشان است و می‌کوشند با داشتن یک خط واحد، به همدیگر نزدیکتر شوند. این موضوع چه ربطی به تاجیکان پارسی گو دارد؟

او آگاه نیست که هیچ یک از آن کشورهای یادکرده‌اش 1200 سال تاریخ پارسی‌نگاری ندارند و میراث فرهنگی پیشینشان به خط پارسی به اندازه مرده‌ریگ (میراث) فرهنگی تاجیکان وزین و انبوه نیست. آنها با اختراع دبیره‌های تازه آثار ارزشمند چندانی را از دست نمی‌دهند، و حتی اگر فردا به خط چینی بگذرند، باز هم می‌توانند تمام آثار ارزشمند خود را به خط چینی برگردانند. اما تاجیکان در طول حدود 90 سال لاتین و پیریل نویسی نتوانستند کوچکترین درصد آثار پارسی را به دبیره‌های نوین برگردانند.

گذشته از این، او نمی‌داند که امروز هم به خط پارسی تمام آثار مهم جهان منتشر می‌شود و برای دستیابی به یافته ها و ساخته‌های علمی و ادبی نوین جهان، به زبان مادری ما و شما کافی است 32 حرف الفبای پارسی را فرا بگیریم. و چنین شرایط و امکانی را هیچ یک از کشورهای یادکرده او ندارد.

می‌گوید، «واقعاً هم در سالهای 20-30-40 قرن گذشته در تاجیکستان شوروی، این خط رایج بود و بزرگترین آثار «صدر الدین عینی» که بر شناخت ملت تاجیک آورد، با همین خط نشر می‌شد و با همین لاتین، جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان حجت‌‌گذاری گشته‌اند. یعنی پاسپورت ملت ما با همین خط نوشته شده است».

نویسنده آن متن نمی‌داند که هیچ یک از آثار «صدرالدین عینی» به خط لاتین نویشته نشده و همه آثار او بدون استثنا، در شکل اصلی به خط پارسی بوده‌اند. عینی از رنگ و روی خط لاتین و بعد پیریلیک (سیریلیک) بیزار بود و هرگز به هیچ یک از این دو بیگانه آورد تن نداد.

نویسنده آن متنی غریب «پاسپورت ملت ما» را متعلق به سالهای 1920-40 می‌داند که این ادعای او نهایت گمراهی و سرگردانی او را آشکار می‌کند. یا شاید هم براستی قصد دارد که این ملتِ هزاران ساله را به مردمی با فقط 90 سال تاریخ تبدیل کند که فقط و فقط از یک خائن یا دشمن تاجیکان برمی‌آید.

می‌گوید، «اما اگر خط چون آثار شناخت ملت محسوب رود، پس لاتین برای تاجیکان باز هم خط خدمت کرده از عربی فارسی است».

او نمی‌داند که تمام آثار منتشره ما به خط لاتین، بار یک بیت رودکی پارسی نویس را ندارد که می‌گوید:

چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده،

ز مکر روبه و زاغ و ز گرگ بی‌خبرا!

و طبق معمول، شعار میان‌تهی می‌دهد: «ما می‌توانیم!»

طول 90 سال دیدیم که چه چیزی از دستتان برمی‌آید. هر آنچه توانسته‌اید بکنید، حاصلی جز خرابی و بدبختی و پدیداری منقورتان نداشته است…

«ارسال واژه‌های تماماً به تاجیکی-فارسی بیگانه از ایران و افغانستان…»

ارسال واژه؟ این نابلد عجب تعابیری به کار می‌برد!

پس واژه‌های دانشگاه، دانشکده، هواپیما، دادستان، دادگستر، بهداشت، ارتش، سامانه و خود همین «واژه»، که (هفته نامه) «اس اس اس آر» به کار برده است، تماماً بیگانه‌اند؟ سپهسالار و سرلشکر و سرگورد چه؟ استان و شهرستان چه؟ همه این واژه‌ها را فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تهران برساخته یا دوباره در زبانها جاری کرده است.

***

اسفندیار آدینه، روزنامه‌نگار:

سیاف می‌نویسد، پاسپورت ملت ما با همین خط (الفبای لاتین) نویشته شده است! عجب حرف چرندی! یعنی ملت ما در سال 1929 ملت شد، قبل از آن وجود نداشت؟ ما قبل از آن، فرهنگ و خط و سواد نداشتیم؟ ما قبل از آن، قبیله‌ای کوچی بودیم و کتاب نداشتیم؟ نویسنده این جملات باید از این نویشته‌اش خجالت بکشد! توصیه من به او این است که اگر می‌توانید، پس خط پارسی یاد بگیرید و ثابت کنید که توانا هستید و می‌توانید.

***

احسان زروان، روزنامه‌نگار:

بعضیها اگر خط فارسی دوباره برقرار شود، سطح اندک دانششان برملا می‌شود، به همین خاطر هم از این خط خوششان نمی‌آید. اخیراً، رئیس جمهور تاجیکستان زباندانیِ یک هنرمند افغانستان (غزال عنایت) را ستایش کرد و گفت، مصاحبه با او هر قدر طولانی می‌شد، می‌خواست گپهای این هنرمند را تا آخر بشنود، و به روزنامه‌نگاران و هنرمندان توصیه کرد از او یاد بگیرند. مگر همین سخنان رئیس جمهور بیان وضع زبان در تاجیکستان نیست؟ و چرا همین زبان در ایران و افغانستان، روان و فصیح است، اما در تاجیکستان در آن سطح نیست؟! باید چرائی این موضوع و نقش خط در آن، تحقیق شود به نظرم.

***

محمداقبال صدرالدین، فعال اسلامی:

رسم‌الخط ما فارسی است و بازگشت ما به آن بدون هیچ شک و تردیدی مفید است. همه آثار بزرگان، نویسندگان، شاعران، ادیبانِ ملت ما با این رسم‌الخط بود. جای این رسم‌الخط را هیچ رسم‌الخطی دیگر نمی‌تواند بگیرد یا قائم مقامش گردد.

***

نصیب جان امانی، روزنامه‌نگار:

یکی از از انگیزه هائی که در قزاقستان به خط لاتین برگشتنی هستند، این پیوند رابطه با قزاقهای سراسر عالم است. همچنین هدف دیگرشان تقویت همبستگی مردم ترک زبان است. به نظرم، در تاجیکستان اشخاصی که بازگشت به دبیره لاتین را به میان می‌گذارند، یا تاجیکِ هویت گم کرده‌اند و یا عموماً تاجیک نیستند و کمر به خدمت بیگانگان بسته‌اند. آخر حتی به کور هم روشن است که دبیره فارسی گنجینه بزرگی است برای ما. ما خود بالای این گنجینه هستیم، ولی چون کورانی آن را نمی‌بینیم و یا نادیده می‌گیریم. اگر هر ملت دیگری می‌بود، به عوض هر گونه قربانی، این خط را از دست نمی‌داد و یا دوباره به این خط برمی گشت. ولی این ماییم که حتی پس از استقلال، به جای بازگشت به اصل خویش، از خود دور می‌شویم و خود را به آغوش بیگانگان و فرهنگِ بیگانه می‌‌اندازیم. مقال «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم // یار در خانه و گرد جهان می‌گردیم» بیانگر وضع امروز و دیروز ماست.

***

خلوت شاه محمود ، روزنامه‌نگار:

خط لاتین هیچ خدمتی برای ملت ما نکرده و هم نمی‌کند. اینکه طول 12-14 سال با این خط در قلمرو تاجیکان می‌نوشتند (آن هم اجبارا)، اقدامی بود مخصوص از جانب پانترکیست ها و بدخواهان ملت. هدف، به سایه بردن تاریخ کهن ملت، آثار ادبی و از خاطره‌ها زدودن افتخارات ملت بود، نه چیزی بیشتر از آن. به خط فارسی برگشتن، یگانه راه رسیدن به آرمانهای ملی و به جای خود نشاندن بزرگی و شوکت و شأن ماست.

***

بابا جان شفیع، پژوهشگر و روزنامه‌نگار:

تنها افراد بی هویت، بی‌ناموس، بی‌ننگ طرفداری از گذار به خط لاتین می‌کنند. با خط لاتین ملت ما 10-13 سال بیش ننوشت، ولی با فارسی عصرهای عصر می‌نوشت و می‌خواند. بهترین اکتشافات علمی را بزرگان ملت با انقلاب «لنین» به فارسی کردند. ترک ها به خاطر همبستگی ترکی، به خط لاتین می‌گذرند. آنها به دنبال هویت، عرق و نژاد هستند. اما بی هویت ها از اصل خود در گریزند.

***

بایر سعید اف، فعال فرهنگی:

خط، این یک وسیله‌ای است برای افادۀ فکر، نه بیش از آن. از خط پهلوی به فارسی عربی‌اساس گذشتن در پهنای ایران، این یک ضرورت زمانه بود و امکان داد که ایرانیان، تمدن و معرفت خود را حفظ کنند و تا این زمان به این خط، میراث گرانبها جمع شده و با پیشرفت اقتصادی و فرهنگی، ایران از دستاوردهای فنی زمانوی غنی گشته است. افزون بر این، فارسی‌زبانهای دیگر کشورها نیز حصه‌ای ‌از خود به این ثروت گذاشتند. مقصد از به خط فارسی گذشتن آن است که جوانهای ما از این دریای معرفت برخوردار باشند. با خط سیریلیک بدون دانستن زبانهای اسلاو منبعی به دست نمی‌توان آورد. به خط لاتین گذشتن نیز همین نقص را دارد، بدون دانستن زبان نمی‌شود استفاده کرد. تا سال 1928 میلادی اکثر امپراتوری عثمانی که بعداً ترکیه نام کردند، کارگزاری را با خط و زبان فارسی انجام می‌دادند. و تا زمان به خط لاتین گذشتن، خیلی کم منبع های فنی به این خط برگردانده شدند و این چند سال تجربه ترکمنستان و ازبکستان نشان داد که تفاوت زبان ترکی و این کشورها تا حدی نیاز به مترجم دارد، و اشتباهی گران بود. چرا ما باز به این اشتباه دست زنیم؟ مگر تاجیکستان کشور پرثروت است که مردم این احمقی را تحمل کنند؟ پیش از طرح یک پیشنهاد، اول ضرورت اقتصادی را در نظر بگیریم، نه حرف های بی‌ربط و بی‌معنی. به خط فارسی گذشتن بدون شک برای رشد و شکوفائی اقتصاد تاجیکستان مفید است و دروازۀ ثروت بزرگ گذشته گانش را به مردم باز خواهد کرد.

Advertisements