سید یونس استروشنی

در حالی که رئیس جمهور  کشور برای تشییع جنازه برادرش و به خاک سپردن او مشغول است، در شبکه اجتماعی نواری منتشر شد که یک کارمند دولتی در حالی که مست است وارد مسجدی شده و متصدیان این مسجد را به قبیح ترین الفاظ و کلمات – که قلم از آوردن آنها شرمسار است – سبّ و دشنام می‌کند و به آنها دستور می‌دهد، هرچه زودتر مسجد را ببندند، وگرنه چنین و چنان خواهد کرد که نوارش را در ذیل می‌گذارم.

سؤالی که در این میان مطرح است این است که: چه چیز باعث شده مسئول یک نهاد دولتی – که فعلاً معلوم نیست چه کسی بوده و در کدام یک نهاد کار می‌کند – به خود این جرأت را بدهد که در حال مستی وارد خانه خدا شود و حریم آن را بشکند و راحت به سبّ و دشنام متصدیان مسجد و نمازگزاران بپردازد و تهدیدشان کند که اگر مسجد را نبستند، آنها را به «سلفی» بودن متهم کرده و ترتیب کارشان را (به همان لفظی که به کار برد) خواهد داد؟ چرا این کارمند دولتی به همین راحتی اقدام به این عمل شنیع می‌کند؟ البته، این را هم عرض بکنم که «سلفی بودن» پیش مقامات، ظاهراً همان «مسلمان پایبند به شریعت» است و «حنفی بودن» اما در نزدشان، «مسلمان لاابالی و بی‌پروا»، یعنی، حنفی از نظر اینان، هر آن کسی است که اولاً، چندان به انجام دستورات شرعی پایبند نیست، و ثانیاً، در برابر هر غلط و سیاست و رفتارهای مقامات، ساکت و خاموش است و جز تسلیم و فرمانبرداری، دیگر حرفی «زیادتی» نمی‌زند.

خوب، چه چیز باعث اقدام به اینچنین عمل غیرانسانی توسط این مسئول دولتی شده است؟

بی تردید، عامل این اقدام و شبیه آن، سیاست های ضددینی و ضدمردمی حاکم و حکومت تاجیکستان در چند سال اخیر است که کارشان در این چند سال، جز قبول و تصویب قانون های محدودکنندۀ آزادیه ای دینی و اجرای آنها نیست.

اگر نبود آن سخنان و موضعگیری های رئیس جمهور  کشور – در نشست هایش، در سفرهایش به شهرستانها، در دیدارهایش با اقشار جامعه – علیه پدیده‌های اسلامی در جامعه و علیه بانوان ستر و حجاب پوش و علیه نمادهای دینی، اگر اینها نبود، هرگز این مسئول کوچک به خود جرأت نمی‌داد در روز روشن در حالی که مست است وارد خانه خدا شود و هر چه از کلمات قبیح که به زبانش آمد، بگوید.

اگر نبود تعطیل مساجد و بستن درب آنها بر روی نمازگزاران در شهرستانها و نواحی کشور از سوی نهادهای قدرتی به خصوص کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان و به دستور شخص رئیسش یعنی جناب «سید مؤمن یتیم اف»، هرگز این مسئول کوچک اقدام به این عمل شنیع نمی‌کرد.

این اعمال که اعمال یک مسلمان نیست. شما مدعی هستید، مسلمان هستید. اگر می‌گفتید، ما مسلمان نیستیم و کافریم، آن وقت از شما هیچ مسلمانی توقع نداشت که به مقدسات اسلامی احترام قائل باشید و مرتکب اعمال ضداسلامی نشوید. اما شما می‌گویید، «ما هم الحمدلله مسلمانیم!»

مسلمان بودن که فقط به ادعای مسلمانی نیست، بلکه شرایط و لوازمی دارد که هر مسلمانی باید به آنها پایبند باشد. حداقل شرط مسلمان بودن این است که او به آنچه در قرآن کریم آمده و در سنت صحیحه وارد شده پایبند باشد.

آیا می‌دانید، حکم بستن درب مساجد و منع مردم از ادای مراسم مذهبی اشان در مسجدها، از نظر قرآن کریم چیست؟ لااقل همین را می‌دانید؟

راقم این سطرها اگر می‌دانست شما مسلمان نیستید، هرگز به قرآن و سنت استشهاد نمی‌کرد، بلکه همان روشی را در برابر شما به کار می‌گرفت که در مقابل افرادی به کار می‌برد که خود را مسلمان نمی‌شمارند و خدا و رسول و قرآن و سنت و شریعت را از ریشه باطل و «خرافه» می‌پندارند که در میان تاجیکها هم هستند این اقلیت و به ویژه در نهادی که معروف بود به «مرکز آموزش روندهای معاصر و آینده‌نگری علمی» که منکر همه چیزند؛ و البته این اختیار آنهاست و کسی کاری به کار آنها ندارد؛ زیرا به کافر بودن خود معترفند. اما شما مدعی هستید که مسلمانید.

***

حالا که مسلمانید، پس لطف کنید و به این دستور قرآنی توجه بفرمایید:

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمن منَعَ مَسَاجِدَ اللهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلا خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَه عَذَابٌ عَظِيمٌ

«و کیست ظالمتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا نام خدا برده شود و در ویرانی مساجد بکوشد؟! آنان حق ندارند در مسجدها درایند جز ترسان. ایشان را در این دنیا خواری و در آخرت عذابی بزرگ است.» (سوره بقره، آیه 114)

امام ابولیث سمرقندی در تفسیر خود (معروف به «بحر العلوم» و یا «تفسیر سمرقندی») می‌فرماید:

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمن منَعَ مساجد الله، قال في روايه الكلبي معناه ومن أكفر

«و کیست ظالمتر از آن کس که نگذارد…» در روایت کلبی، «و کیست ظالمتر» به «کیست کافرتر» معنا شده…»  (ج. 1، ص. 102، الشامله) یعنی، مرتکب این عمل، کافرتر از کافر است.

امام فخر رازی در تفسیر خود، در معنای «در ویرانی مساجد بکوشد» می‌فرماید:

السعي في تخريب المسجد قد يكون لوجهين. أحدهما: منع المصلين والمتعبدين والمتعهدين له من دخوله فيكون ذلك تخريباً. والثاني: بالهدم والتخريب

«کوشش در ویران کردن مسجد، به دو وجه است: یکی، منع نمازگزاران از داخل شدن به آن، و دیگر، تخریب و ویران کردن آن…»  (ج. 2، ص. 293، الشامله)

به علاوه، این رفتار، نوعی استخفاف (سبک شمردن و اهانت) به مسجد است که فقها مسلمانی را که مسجد را – که خانه خداست – سبک شمارد، حکم به کفر او داده‌اند.

عبدالرحمان شیخی زاده، فقیه برجسته حنفی، در کتاب شریف «مجمع الانهر فی شرح ملتقی الابحر» – که یکی از کتابهای معتبر در فقه حنفی است – می‌گوید:

إذَا أَنْكَرَ آيَه مِنْ الْقُرْآنِ وَاسْتَخَف بِالْقُرْآنِ أَوْ بِالْمَسْجِدِ أَوْ بِنَحْوِهِ مِما يَعْظُمُ فِي الشرْعِ أَوْ عَابَ شَيْئًا مِنْ الْقُرْآنِ أَوْ خَطِئَ أَوْ سَخِرَ بِآيَه مِنْهُ كَفَرَ

«اگر آیه ای از قرآن را انکار کند و نیز قرآن و یا مسجد یا هر آنچه را که در شریعت دارای عظمت است سبک شمارد و یا چیزی از قرآن را عیب بداند یا خطا شمارد یا آیه ای از آن را مسخره کند، او کافر شده است…»  (ج. 4، ص. 418، الشامله)

این است حکم شرعی کسانی که درب مساجد را به روی نمازگزاران می‌بندند و یا مسجد را اهانت و سبک می‌شمارند.

تکرار می‌کنم، اگر می‌دانستم، شما مسلمان نیستید، نیازی به این حرفها نبود، ولی شما مدعی هستید که مسلمانید، و چون خود را مسلمان می‌شمارید، پس شایسته است با این احکام آشنا باشید.

Advertisements