داریوش رجبیان، روزنامه‌نگار تاجیک، در صفحۀ فیسبوک خود، با اشاره‌ به اینکه «بسیاری از کتابهای «کازوئو ایشی گورو» به خط پارسی ترجمه شده و در دسترس است، به مانند «بازمانده‌های روز» یا «منظر کم رنگ تپه‌ها»، «شبانه‌ها»، «هرگز رهایم مکن»، «روستائی پس از تاریکی»، این سؤال را مطرح کرده است که: «کدام یک از اینها را می‌شود به خط پیریلیک (سیریلیک) پیدا کرد و خواند؟»

وی در این یادداشت کوتاه خود نوشته است: «کازوئو ایشی گورو» برنده جایزه ادبیات نوبل امسال شد. آیا طرفداران خط پیریلیک در تاجیکستان هیچ کتاب این نویسنده ژاپنی‌تبار انگلیسی را به خط پیریلیک دیده‌اند؟»

رجبیان در ادامه‌، در پاسخ به یکی از کاربران، تأکید کرده است: «به پیریلیک هیچ کتابی از این نویسنده وجود ندارد، تا کسی آن را خوانده باشد. به همین خاطر بود که توجه مردم شریف را بار دیگر به زیان رسم‌الخط پیریلیک جلب کردم.»

وی افزوده است: «نه تنها داستانهای این نویسنده جهانی، بلکه آثار 99.9 درصد نویسندگان نام‌آور جهان به خط پیریلیک وجود ندارد… عجیب است که تا کنون برخی از هم‌میهنان ما به درک ضرورت بازگشت به خط پارسی و بهره‌وری از نعمات ذهنی جهان به زبان مادری نرسیده‌اند؟»

«عبدالقادر رستم»، نویسنده تاجیک نیز در یادداشتی در صفحه خود در فیسبوک، با اشاره‌ به اینکه «کازوئو ایشی گورو» نویسنده ژاپنی‌تبار انگلستان، برنده جایزه نوبل ادبیات شد» نوشته: «ایشی گورو سال 1954 در ژاپن به دنیا آمده و در انگلستان تحصیل کرده است و در سال 1982 شهروندی انگلستان را پذیرفت. او برنده جایزه بوکر – معروفترین جایزه ادبی انگلیسی زبانها نیز شده بود. البته، «کازوئو ایشی گورو» بهترین نویسنده جهان معاصر نیست، ولی برای من پسندیده تر از «هاروکی موراکامی» – نویسنده ژاپنی است که بیشتر منتقدان ادبی او را پُرشانسترین نامزد به جایزه نوبل سال 2017 می‌دانستند. دو رمان ایشی گورو – «بازمانده‌های روز» و «هرگز رهایم مکن» را خوانده‌ام و به ویژه رمان دوم ارزش خواندن را دارد… بیشترین آثارش به زبانهای روسی و فارسی ترجمه شده‌اند. از جمله چند رمانش در کتابفروشی های دوشنبه (به زبان روسی) هست.»

در حالی که اعطای جایزه نوبل ادبیات 2017 به «کازوئو ایشی گورو» با واکنشهای گسترده‌ای در جهان به خصوص از سوی نویسندگان مطرح و منتقدان رو به رو شده، ولی در میان تاجیکها در فضای مجازی (تا جایی که پیگیری کردم)، به جز این دو یادداشت، دیگر خبری نیست. و دلیل آن هم روشن است چنانکه جناب رجبیان به آن اشاره‌ کرده، که هیچ اثری از این نویسندۀ مطرح به خط سیریلیک (خط رایج در تاجیکستان) موجود نیست.

***

دلیل انتخاب «ایشی گورو» برای جایزه نوبل از زبان مترجم فارسی آثار وی

سهیل سمی، مترجم چندین کتاب «کازوئو ایشی گورو» از جمله «تسلی‌ناپذیر»، «هرگز رهایم مکن» و «غول مدفون» (هر سه از انتشارات ققنوس)، لحظاتی بعد از اعلام نام این نویسنده بریتانیایی ژاپنی‌تبار به عنوان برنده جایزه ادبی نوبل در سال جاری میلادی، در گفتگویی با خبرگزاری مهر، درباره جهان داستانی این نویسنده، گفت: «ایشی گورو» از لحاظ تماتیک، روی ژانرهای مختلفی در حوزه روایت داستانی کار کرده است از جمله ژانر علمی – تخیلی در کتاب «هرگز رهایم مکن» یا ژانر روانشناختی در رمان «تسلی‌ناپذیر» و یا ژانرهای دیگر از جمله آخرالزمانی. ایشی گورو در «غول مدفون» هم که آخرین کتاب منتشرشده از او تاکنون به شمار می‌رود، سبک تازه‌تری را هم تجربه کرده است.

وی با اشاره به برخی داستان‌های ایشی گورو که او در آنها نشان می‌دهد وامدار شیوه داستان‌گویی کلاسیک بریتانیایی است، افزود: به زعم من، با اینکه خاستگاه ایشی گورو ژاپن است و علیرغم نگارش رمان کوتانی مانند «منظر کم رنگ تپه‌ها» که در آن به ژاپن سفر می‌کند، اما بیشتر از اینکه بخواهد نوستالژی یا غمِ غربت داشته باشد، به همان ادبیات داستان گوی بریتانیایی وابسته است و بیشتر به این نوع فرم داستان‌گویی، مقید است. کما اینکه حتی در همین رمان کوتاه (منظر کم رنگ تپه‌ها) هم، ایشی گورو چندان ژاپنی به نظر نمی‌رسد و برعکس، خیلی خوب در فرهنگ نوشتاری بریتانیایی جا افتاده است.

این مترجم همچنین درباره این انتخاب آکادمی نوبل و اینکه فکر می‌کند آیا حق ایشی گورو بود که این جایزه را از آن خود کند یا خیر؟ گفت: ایشی گورو کارهای خیلی شاخصی انجام داده است که از آن جمله می‌شود به «بازمانده‌های روز»، «هرگز رهایم مکن» یا «تسلی‌ناپذیر» اشاره کرد که رمان‌های برجسته‌ای به شمار می‌روند اما همانطور که می‌دانیم آکادمی نوبل هر سال با راهکارها و سیاست‌های خاصی، برنده را اعلام می‌کنند؛ اگر از من بپرسید، باید بگویم که من نمی‌توانم بین «فیلیپ راس» و «کازوئو ایشی گورو» یک نفر را انتخاب کنم و شاید حتی بگویم این جایزه بیشتر حق «راس» بوده است تا «ایشی گورو». با این وجود، این حرف من، هیچ از ارزش نوع نوشتن ایشی گورو کم نمی‌کند.

سُمی درباره میزان شناخت خوانندگان ایرانی کتاب از برنده امسال جایزه ادبی نوبل هم یادآور شد: همین که رمان آخر او یعنی «غول مدفون» را غیر از من، چند نفر دیگر هم ترجمه کرده‌اند، نشان از اقبال جامعه مخاطب ایرانی به آثار ایشی گورو دارد. از طرف دیگر، ایشی گورو چندان نویسنده خاص‌نویسی نیست و همین در علاقه‌مندی مخاطبان به خواندن آثارش اثرگذار است؛ به عنوان مثال رمان «بازمانده‌های روز» یا رمان بسیار سوزناک «هرگز رهایم مکن» را یک مخاطب عادی هم می‌تواند بخواند و آن را دنبال کند اما در مورد کتابی مثل «نویسنده پشت پرده» از فیلیپ راس، اینگونه نیست و تعداد خیلی کمتری از خوانندگان از آن لذت خواهند برد.

وی اضافه کرد: به همین اعتبار شاید بشود گفت که سیاست آکادمی نوبل در سال جاری این بوده که گستره مخاطبان آثار برنده نوبل را هم در نظر بگیرد و این را به عنوان یک ملاک در انتخاب خود لحاظ کرده باشد به خصوص با توجه به انتخابی که سال گذشته انجام دادند (باب دیلن). در واقع به نظر می‌رسد که انتخاب امسال نوبل، نوعی فاصله گرفتن از خاص نویسی و نوشتار روشنفکرانه و خلق اثر برای بخش اِلیت (نخبه) جامعه و گرایش به نویسندگانی بوده است که مخاطبان بیشتری دارند. این جمله را هم لازم است بگویم که نوبل، هرگز نمی‌تواند معیار اول و آخر در انتخاب بهترین نویسندگان باشد.

Advertisements