سید یونس استروشنی

نشست «سازمان امنیت و هکاری اروپا» که همه‌ساله برگزار می‌شود و جلسۀ اخیر آن در شهر ورشو، پایتخت لهستان برگزار و حضور نمایندگان جامعۀ شهروندی تاجیکستان و نیز نماینده‌های اپوزیسیون و نیروهای مخالف حکومت فعلی کشورمان، در آن، مثل سال گذشته، بسیار پررنگ بود، این نشست، با اینکه یک جلسۀ مشورتی است و از صلاحیت قبول قرارهای اجرایی برخوردار نیست، اما در یک مورد، احدی تردید ندارد. و آن اینکه: نتیجه‌گیریهای این نشست – که به صورت بیانیه و گزارشها به کشورها و سازمانها ارائه می‌شود – بی‌شک در چگونگی شکل‌گیری روابط و تعامل جامعۀ جهانی و به خصوص کشورهای اروپایی با کشوری که حکومتش به نقض حقوق بشر و سرکوب دگراندیشان متهم می‌شود، تأثیر‌گذار است. یعنی، در واقع، جامعۀ جهانی و کشورهای تأثیر‌گذار، نحوۀ روابط و تعامل خود با آن کشور را، در پرتو همین گزارشها شکل می‌دهند. در این امر، کسی تردید ندارد.

با همین مقدمه، در این نوشتار، به بیان دستاوردهای مهم نشست اخیر می‌پردازم. اما در آغاز لازم می‌دانم، خلاصه گپ و گفتگویی را که دیروز با یکی از دوستانم در روسیه داشتم، برایتان بازگو نمایم. آنچه او برایم گفت، بی ارتباط به موضوع مورد بحث ما نیست. این دوستم که البته همه او را می‌شناسند و نمی‌خواهم فعلاً از او اینجا نام ببرم، یک کارشناس و تحلیلگر بسیار معروف است در روسیه، تاجیک هم هست، نظر و دیدگاههایش در تصمیمهای سیاسی مقامات روسی به نظر گرفته می‌شود. گفتگوی من با وی، درباره سیاستهای اخیر «شوکت میرضیایف»، رئیس جمهور ازبکستان بود. از او خواستم، نظر و تحلیلش را در خصوص اقدامهای اخیر «میرضیایف» بگوید. در ذیل، خلاصۀ دیدگاه او را می‌‌آورم:

***

نظر کارشناس درباره چرایی رویکردهای اصلاحگرایانۀ «شوکت میرضیایف»

«شوکت میرضیایف» همان میرضیایف زمان «کریم اف» است؛ کسی که در زمان «اسلام کریم اف» به عنوان یک نخست‌وزیر بسیار سختگیر معروف بود، او همان است، چیزی تغییر نکرده. اما اینکه از ابتدای ریاست جمهوری‌اش، با یک رویکرد کاملاً متفاوت با رویکرد «کریم اف» پا به عرصه گذاشت، دلیلش ربطی به شخصیت او ندارد، بلکه ناشی از درک درست او از وضعیت کشورش در جهان است که ازبکستان چه جایگاهی در جهان معاصر دارد.

در دوران «اسلام کریم اف»، ازبکستان در افکار عمومی و در نزد جامعۀ جهانی و به خصوص در اروپا، به عنوان یک کشور«بسته» شناخته می‌شد؛ کشوری که حکومتش هیچ ترحمی به مخالفان سیاسی‌اش ندارد، زندانهایش پُر از سیاسی هاست. البته، «کریم اف» از طریق دو دخترش، خواست، از ازبکستان یک چهرۀ مثبت و متمدن برای جهانیان نشان بدهد که این تلاشها هیچ تغییری در ترمیم چهرۀ این کشور به وجود نیاورد.

خلاصه، همین واقعیتهای تلخ بودند که در نوبت اول، مانع توسعه اقتصادی این کشور می‌شدند. کشورهای تأثیر‌گذار به ویژه کشورهای اروپائی و آمریکا، علاقه‌مند به این نبودند که با کشوری که حکومتش در جهان چهرۀ منفی دارد و به قلع و قمع مخالفان و به خودکامگی معروف است، روابط داشته و با او تعامل نیکو نمایند. این یک واقعیت بسیار تلخ دوران «کریم اف» است.

حال، «میرضیایف» همین نکته را درک کرده است. او می‌خواهد، در گام اول، چهرۀ کشورش را ترمیم نماید. لازمه این هم، در قدم اول، تجدید نظر کلی در سیاستهای داخلی کشورش بود که «میرضیایف» در حال انجام آن است؛ زیرا او این نکته را خوب درک کرده است که مقدمۀ هر نوع توسعه، اعم از اقتصادی و اجتماعی و بهبود وضع شهروندان ازبکستانی، ترمیم چهرۀ منفی این کشور در جهان است.

(این بود خلاصۀ آنچه دوستم در رابطه با چرائی رویکردهای اصلاحگرایانۀ «میرضیایف» بیان داشت.)

***

هدف از نقل این دیدگاه در نوشتار مزبور آن است که بدانیم، چهرۀ منفی داشتن یک کشور در جهان و به عنوان کشوری که رژیم حاکمش به خودکامگی و دیکتاتوری و تعامل غیرسازنده با دگراندیشان معروف است، چه قدر در نحوۀ تعامل جامعۀ جهانی با وی، به خصوص در زمینه اقتصادی، تأثیر‌گذار هستند.

در همین کشور همسایه امان، یعنی ازبکستان، در زمان «اسلام کریم اف» در حالی که او به قلع و قمع مخالفان سیاسی‌اش در داخل مشغول بود و توجهی هم به افکار عمومی در جهان نداشت، اپوزیسیون ازبکستان – که سرانش بیشتر در اروپا متمرکز هستند – با حضور فعال در کنفرانسها و نشستهای بین‌المللی و برقراری تماس با سازمانهای مدافع حقوق بشر، به بازگو کردن واقعیتهای تلخ کشورشان می‌پرداختند. یعنی، اگر ازبکستان در زمان «کریم اف» چهرۀ بسیار منفی در جهان داشت و کسی حاضر به برقراری روابط حسنه با او نبود و امروز «میرضیایف» به ترمیم این چهره می‌پردازد، در واقع، این اپوزیسیون ازبکستان بودند که این واقعیتهای تلخ را برای جهانیان منتقل می‌کردند.

از اینرو، تأثیر حضور و بازگو کردن واقعیتهای یک کشور در نشستهای بین‌المللی، به هیچ وجه کمرنگ نیستند.

***

دستاوردهای نشست «سازمان امنیت و همکاری اروپا» در ورشو

با توجه به آنچه در بالا گفته آمدیم، به نظر من، از مهمترین دستاوردهای این نشست (و البته نشست سال گذشته)، موارد ذیل هستند:

1) جامعۀ جهانی یک تصور واقعی از وضع موجود در کشور عزیزمان حاصل نمود. جامعۀ جهانی، از خلال سخنرانیها و گزارشهایی که نمایندگان جامعۀ شهروندی و اپوزیسیون تاجیک – به خصوص «محی الدین کبیری»، رئیس حزب نهضت اسلامی، «علیم شیرزمان اف»، فعال سیاسی، «روشن تیموریان»، نماینده جامعه شهروندی، «تیمور ورقی»، روزنامه‌نگار و فعال حقوقی، «خالد محمدسعید»، فعال سیاسی، «محمدسعید رضایی»، عضو ریاست عالی حزب نهضت اسلامی، «حسین عاشوراف»، فعال «گروه 24» و دیگران – در این نشست ارائه دادند، متوجه شد که حکومت تاجیکستان نه به قلع و قمع« تروریستها» و «افراطیها» و «داعشیها» – چنانکه ادعا می‌کند – مشغول بوده است، بلکه در حال سرکوب و خفه کردن مخالفان سیاسی کاملاً مسالمت‌آمیزش بوده است؛ زیرا، جامعۀ جهانی نه تنها به سخنرانیهای رهبران و نمایندگان «تروریستهای» مورد ادعای مقامات تاجیک در نشستهای رسمی گوش سپرد، بلکه از نزدیک با آنها نشست و گفتگو کرد و دید، نه تنها هیچ یک از علائم و نشانه‌های داعشیها در آنها دیده نمی‌شود، بلکه اینان به مراتب دموکراتیکتر از کسانی بوده‌اند که ادعا دارند، نظامشان نظامی «دموکراتیک، آزاد و حقوق بنیاد» است.

البته، این نکته را هم یادآور شوم که: اینکه در وجود آنها هیچ یک از علائم داعشیها را ندید، نه به این است که اینان ظاهری داشتند غیر از ظاهر مثلاً یک داعشی. مسئله، مسئله ظاهر و لباس و پوشش یا کراوات نیست. این بسیار کوته‌اندیشی است اگر گمان بشود با تغییر ظاهر، بتوان کسی را متقاعد کرد که تو مثلاً تروریست نیستی! تروریست و داعشی بودن تو، از ادبیات تو ظاهر می‌شود، از سلوک تو ظاهر می‌شود، از رفتار تو ظاهر می‌شود، نه سر و لباس و ظاهرت. اگر یک داعشی فرضا ریشش را کاملاً بتراشد و کراوات هم ببندد، با اولین برخورد و گفتگو، داعشی بودنش برای انسان هویدا می‌گردد.

بلکه منظور این است که جامعۀ جهانی به عیان دید که ادبیات اپوزیسیون تاجیک، ادبیات افراطگرایانه نیست، رفتارش رفتار تندروانه نیست، سلوکش هیچ شباهتی با سلوک تروریستها ندارد.

2) جامعۀ جهانی متوجه شد که نمایندگان اپوزیسیون تاجیک تنها اسلامگرایان نبوده‌اند چنانکه ادعا می‌شود، بلکه در میان آنها سکولارها و کسانی که دارای اندیشه و افکار احیاناً مخالف با اسلام سیاسی می‌باشند نیز وجود داشته‌اند. حضور و سخنرانی «علیم شیرزمان اف»، «تیمور ورقی» و «روشن تیموریان» در نشستهای رسمی «سازمان امنیت و هکاری اروپا»، به وضوح این امر را نشان داد.

3) جامعۀ جهانی متوجه شد که تمام اتهاماتی که حکومت به حزب نهضت اسلامی وارد کرده و بر اساس آن، فعالیت این حزب را متوقف و رهبران ارشدش را محکوم به زندان نمود – مبنی بر اینکه گویا در شورش ژنرال «عبدالحلیم نظرزاده» شریک بوده‌اند – همه، بی پایه و اساس بوده است. این حقیقت به خصوص از خلال پخش گفتگوی تلفنی «عبدالعزیز جعل اف»، معاون رئیس سازمان امنیت ملی تاجیکستان با «عبدالقهار دولت»، عضو زندانی ریاست عالی حزب نهضت اسلامی ثابت گردید که «جعل اف» بوضوح می گوید، دلیلی بر شرکت نهضت در آن در دست نیست.

4) جامعۀ جهانی متوجه شد که دستگاههای امنیتی و نیروهای انتظامی تاجیکستان، با نادیده گرفتن و پایمال کردن تمامی معیارهای حقوقی و قوانین بین‌المللی و حتی قوانین تاجیکستان در مورد بازداشت شده‌ها و زندانیان، به آزار و شکنجه زندانیها و بازداشت شده‌ها و حتی نزدیکانشان می‌پرداخته است. این مسئله به ویژه با ارائۀ یک گزارش کامل از وضع «محمدعلی هئیت»، معاون زندانی رئیس حزب نهضت اسلامی و ارسال عریضه وی به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برملا شد.

بیانیۀ مشترک 23 سازمان بانفوذ بین‌المللی خطاب به وزرای مالیه و خارجه ایالات متحده مبنی بر وارد کردن اسم «سید مؤمن یتیم اف»، رئیس سازمان امنیت ملی تاجیکستان به فهرست افراد تحت تحریم این کشور، از نتائج ملموس این تلاشها بود.

5) جامعۀ جهانی متوجه شد که در تاجیکستان نه تنها آزادی بیان محلی از اعراب نداشته است، بلکه حتی وکلای مدافع نیز از دفاع یک متهم در دادگاه – همانطوری که خودشان صلاح می‌دانند – محروم بوده‌اند و باید به صورتی از او «دفاع» می‌کرده‌اند که «دفاعیات»اشان با نظر عیبدارکننده هماهنگ بوده باشد، و در غیر این صورت، وکیل مدافع نیز همراه متهم روانه زندان می‌شده است. در قضیه «بزرگمهر یاراف» این حقیقت تلخ به وضوح آشکار گردید.

6) جامعۀ جهانی متوجه شد که در تاجیکستان نه تنها فضای تک گرائي و خواست یک فرد در عرصۀ سیاسی حاکم بوده است، بلکه حکومت فعلی در حال تحمیل یک رنگی در عرصۀ فرهنگ و اجتماع بوده است، از خلال تحمیل پوشش یک نواخت (به ادعای لباس ملی) و منع بانوان پایبند به دین از اینکه ستر بر سر بگیرند و غیره؛ کاری که صریحاً خلاف قانون اساسی کشور می‌باشد که در آن، به آزادی شهروندان در اندیشه و سلوک تصریح شده است.

7) جامعۀ جهانی متوجه شد که حکومت فعلی با زیر پای گذاشتن و پشت کردن به تمام تعهداتش به سازشنامه صلح تاجیکستان – که در سال 1997 بین او و اتحاد نیروهای مخالف منعقد شده و به موجب آن، جنگ شهروندی پایان پذیرفت – آن را صریحاً نقض کرده است. در سخنرانی «روشن تیموریان» در یکی از جلسه‌های رسمی «سازمان امنیت و هکاری اروپا»، به این مطلب اشاره‌ گردید.

8) بازتاب گستردۀ نشست «سازمان امنیت و همکاری اروپا» در رسانه‌های جهان و انتشار مقاله‌ها و گزارشها درباره آن در بعضی از رسانه‌های معتبر، یکی دیگر از دستاوردهای این نشست به شمار می‌رود که در آشنا ساختن افکار عمومی از واقعیتهای وضع موجود در تاجیکستان، بسیار تأثیر‌گذار بود.

این بود چند مورد از دستاوردهای مهم نشست اخیر «سازمان امنیت و هکاری اروپا» که البته به جز آنچه اشاره‌ شد، می‌توان از دستاوردهای دیگری نیز یاد کرد، ولی نوشتار مزبور گنجایش ذکر تک-تک آنها را ندارد.

***

در پایان این جستار، لازم می‌دانم یک نکته را یادآور بشوم. و آن اینکه: حکومتهای عاقل و دوراندیش در جهان، هرگز کاری نمی‌کنند که جایگاه و اعتبار کشورشان لکه‌دار شود؛ کاری که حکومت فعلی تاجیکستان، به ویژه شخص جناب «امامعلی رحمان»، در صدد ارتکاب آن در مورد تاجیکستان عزیزمان است.

وقتی شما به شهروندان خودتان فشار می‌‌آورید و در جامعه یک فضای خفقان درست می‌کنید و صدای مخالف را خاموش و صاحبش را سرکوب می‌نمایید، طبیعی است که سرکوب شده‌ها برای احقاق حق خود بپا خیزند و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. آنها آدمند، نه تودۀ چارپا. آنها کرامت دارند، نه اینکه به هر ذلتی تن دهند.

از اینرو، اگر بخواهید اعتبار و جایگاه کشورمان – که برای همه ما عزیز است – بیش از این لکه‌دار نشود، لطفاً به فشارها و تعقیبها و ستمها و سرکوبها نقطه گذارید، زندانهای خود را از وجود زندانیهای سیاسی تخلیه کنید، به احزاب و گروههای سیاسی آزادی فعالیت بدهید، فشار بر رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را متوقف نمایید. در این صورت، نه کسی از شهروندانتان با شرکت در نشستهای بین‌المللی، از شما شکایت خواهد کرد و نه هیچ سازمان و کشوری در صدد تحریم مقامات کشور خواهند برآمد.

پیشتر در یک مقاله به این نکته اشاره‌ کرده بودم و اینجا باز تکرارش می‌کنم که اپوزیسیون تاجیک هرگز در صدد انقلاب نیست. (لااقل احزاب و گروه هایی که می‌شناسم و با برنامه‌هایشان آشنا هستم.) اپوزیسیون تاجیک به قانون اساسی خود را پایبند می‌داند. او فقط حق طبیعی و قانونی خود را می‌خواهد. او می‌خواهد، بی جهت متهم و روانۀ زندان نشود. او می‌خواهد، انتخابات در کشورش – چنانکه در قانون اساسی به آن اشاره‌ شده است – آزاد و شفاف برگزار گردد و به رأی مردم احترام شود. او می‌خواهد، از سیاستهای حکومت، اگر خطا و اشتباه باشند، آزادانه انتقاد نماید. او توسعه و پیشرفت کشورش را می‌خواهد.

آیا اینها درخواستهای غیرقانونی و غیرانسانی هستند؟ در قرن 21، این درخواستها، از ضروری ترین و عادی ترین و حداقل حقوق شهروندان محسوب می‌آید که همۀ اینها، در تاجیکستان ما وجود ندارند.

Advertisements