امروز (19 سپتامبر) زادروز کارگردان تاجیک «برزو عبدالرزاق اف» است، او پای به 58 سالگی خود گذاشته است. خبرگزاری Asia-plus دو سال پیش (2015) و به همین مناسبت، جمله هایی از این هنرمند تاجیک را که در مصاحبه‌های مختلف خود ابراز داشته است برگزیده و منتشر کرده بود (به روسی)، ما آنها را به فارسی ترجمه و پیشکش خواننده‌های عزیز پایگاه «کیمیای سعادت» می‌کنیم:

***

«هر کجایی که باشم، و در هر مکانی که نمایشنامه‌های خود را برگزار بکنم، همیشه برای خودمان کار می‌کنم».

«من به سرنوشت ایمان دارم. معتقدم، سرنوشت هر یکی از ما نوشته شده، منتها از خود ما نیز چیزی وابسته است».

«من هرگز وارد بازیهای سیاسی نشده‌ام. اما قانوناً این حق را برای خود قائل هستم که درباره هر مسئله‌ای نظر خود را داشته باشم. مفهوم سیاست پیش آنها (اصحاب قدرت)، یعنی «از حکومت انتقاد مکن!»؛ هر غلطی که می‌خواهی، انجام بده، اما هرگز مگو که در ما چیزی بد است. و این، سیاست نیست، این یک کثافتکاری است».

«آیا می‌دانید، چه چیز از همه وحشتناکتر است؟ اینکه وقتی پایبندی به قانون، جرم محسوب بشود».

«بهای ماندنم در اینجا (تاجیکستان)، این بود که می‌بایست از آثار کلاسیک جهان روی بگردانم و آنچه به نمایش بگذارم که خواست «سانسور» را برآورده سازد، اما من به «ادبیات غیربهداشتی» مشغول نمی‌شوم. اینان معتقد‌اند، شکسپیر علیه آنان نوشته، مولر علیه آنان است، ولتر همچنین، گوگول نیز، و حتی صدرالدین عینی علیه ایشان نوشته».

«رژیم، پیروز‌ نشده است، اساساً نمی‌تواند پیروز‌ بشود، تنها می‌تواند بکُشد حتی آن زمان که پیروز‌ نمی‌شود».

«همیشه مرا آدمان بی‌تفاوت کُشته‌اند. در زندگی، ترس من بیشتر از آنها بوده است».

«یک ملت به همان میزان که تحصیلکرده تر باشد، به لحاظ سیاسی نیز فعال تر است و حقوق خود را طلب خواهد کرد. در این صورت، او برده نخواهد بود، از یک پولیس راهنمایی و از هر تبهکاری نخواهد ترسید؛ کسانی که بدون هیچ دلیلی او را بازداشت می کنند».

«عزت و کرامت هنری‌ام، برایم با ارزشتر از هر چیز دیگر است».

«ما، همه، فرزندان یک نامادر بزرگیم. ما برای کشور خودمان کودکان یتیمی گردیده‌ایم».

«تاجیکستان (در دوران شوروی) در عرصه تئاتر یک امپراتوری قدرتمندی بود، بسیار قدرتمند! من از گفتن این خجالت نمی‌کشم. فراوانی کارگردانها، بازیگران، رسامان، آهنگسازان… می‌فهمید؟ اما امروز، در اینباره گفتن مایه شرمندگی است. برای اینکه هیچ چیز نمانده: کسی به خواب رفت، کسی هم مهاجرت کرد، سومی از دنیا چشم پوشید، چهارمی تنزل یافت… هیچ کس باقی نماند».

«کشور در یک توهم است. به ما دروغ می‌گویند و پروا هم نمی‌کنند. چگونه برای خود این اجازه را بدهم که با من اینچنین رفتار بکنند؟!»

«آنها حتی به عنوان روشنفکری هم خیانت کردند، این عنوان را بی‌ارزش کردند. جز نفرت، دیگر هیچ احساسی نسبت به آنها ندارم».

«ما پروفسور «پریوبریژینسکی» نداریم، ما احساس شرم هم نمی‌کنیم از کسی، ما «دمیتری لیخچف» نداریم، «دمیتری لیخچف» را «وجدان ملت روس» می‌دانستند. شما شخصیتی را برایم نشان بدهید که بتوان او را «وجدان ملت تاجیک» نامید!»

«به نظر من، کشور امروز به یک بیماری بی‌تفاوتی گرفتار شده است، از روشنفکرانش بگیر تا فروشنده در بازار «کاروان». چیزی برای کسی اهمیت ندارد».

«من درست زیر «لاکامکه» (سالهای 70 قرن پیشین در دوشنبه) زندگی می‌کردم، در پایین بالکن من، موتورسواران جمع می‌شدند، بالای چمن می‌نشستند و با هم آثار «سالژینیتسین» را بحث و بررسی می‌کردند».

«این شهر (شهر دوشنبه)، شهر بسیار زیبا و دلنشینی بود، در شهر که راه می رفتی، در هر قدم با شخصیتها روبرو می‌شدی، در هر قدم… اینجا «ملکه صابر اوا» را می‌دیدی، آنجا «برنا اسحاق اوا« را، آنجا هم «محمودجان واحد اف» را… الگوهای ما اینان بودند».

«زمانی که دوستم محسن مخملباف، کارگردان ایرانی، از دوشنبه می‌رفت، از او پرسیدم: «چرا می‌روی؟»، او پاسخ داد: «برای آنکه در شهر تو جنب و جوشی نیست». من با او کاملاً موافقم، دیگر جنب و جوشی در این شهر دیده نمی‌شود».

«وقتی تو یک گام به عقب می‌روی، آنها جای تو را می‌گیرند. آنگاه کسانی مثل تو، رفتار تو را که می‌بینند، آنها نیز مثل تو یک گام به عقب می‌روند. جای اینها را نیز آنان می‌گیرند. شما کشور خود را از دست داده‌اید، چرا که کسانی مثل تو عقب رفتند و با این، جای را برای آدمان بی لیاقت خالی کردند. از آنجا که تو باختی، شما هم باختید!»

«در تاجیکستان تئاتر امروز درست مثل کارخانه «باگاتیر» است که همه فراموشش کرده‌اند و کفشهای به دردنخوری را تولید می‌کند».

* * *

«برزو عبدالرزاق اف» 19 سپتامبر سال 1959 در شهر دوشنبه در خانواده هنرپیشه‌های مشهور تئاتر و سینمای تاجیک «حبیب‌الله عبدالرزاق اف» و «فاطمه غلام اوا» به دنیا آمده است. علاقه به تئاتر از خردسالی در نهاد او پروریده شده است. «برزو» بعد ختم مدرسه، در رشته کارگردانی دانشکده هنری «میرزا تورسون زاده» تاجیکستان تحصیل و در سال 1980 آن را ختم نموده است. سپس سالهای 1980-1987 در رشته کارگردانی دانشکده هنر تئاتری شهر مسکو تحصیلش را ادامه داده است. «برزو عبدالرزاق اف» بیش از 50 نمایشنامه‌های گوناگون را در تئاترهای تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان و روسیه به نماش گذاشته است. وی سال 2001 صاحب عنوان هنرپیشه شایسته تاجیکستان شده است.

Advertisements