سیدیونس استروشنی

«زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌ماند»… این مثل که یک مثل فارسی است، در جایی به کار برده می‌شود که شما اگر در یک شرایط بسیار سخت قرار داشته باشید و کسانی که شما از آنها توقع دارید در کنارتان باشند و شما را دستگیری کنند، تا از دشواریهایتان کاسته شود، آنها اما یا از روی نادانی و بی‌بصیرتی و یا از روی بی‌انصافی و ناجوانمردی، کاری کنند که بر دشواریها و سختیهای شما افزوده شود؛ غافل از آنکه بی شک روزی این شرایط سخت و دشوار پایان خواهد یافت و همیشه پس از زمستان بهار فرا خواهد رسید، و آنگاه، روسیاهی و سرافکندگی و خجالت برای آن عده بی‌انصاف باقی خواهد ماند.

امروزها همۀ ما شاهد حضور فعال آپازیسییون تاجیک در نشست دوره‌ای «سازمان امنیت و همکاری اروپا» (ساها) در ورشو، پایتخت لهستان هستیم؛ تنها منبر باقیمانده برای آپازیسییون تاجیک که وقتی همۀ درها در داخل کشور و حتی درهای کشورهای به اصطلاح، ضامن صلح و سازش، بر رویش بسته شد و کسی حاضر نشد به صدای او گوش فرا دهد، توانست از این منبر نه فقط برای جهانیان، بلکه حتی برای شهروندان تاجیکستانی واقعیتهای موجود در کشور ما را بازگو کند. تنها منبر باقیمانده برای وی که توانست از آن درباره ناجوانمردیهایی که به او می‌شود بگوید، از ستمهایی که به بستگان و نزدیکانش می‌شود بگوید. تنها منبر باقیمانده که برای آپازیسییون این امکان را فراهم ساخت که بتواند حتی به گوش خود تاجیکستانیها و هم میهنانش این حقیقت تلخ را یادآور شود که: هم اینک، حدود 200 نفر از هم میهنان شما و همخونهایتان، بی دلیل و بی یگان اتهام موجّه، در داخل زندانهای نظام حاکم به سر می‌برند، وکیلان مدافع شما فقط به خاطر وکالت و دفاعشان، وارد زندان شده‌اند.

در واقع، آپازیسییون از این منبر، صدای ملت مظلوم تاجیک را به گوش جهانیان می‌رساند، نه صدای یک حزب یا یک گروهی خاص را، نه صدای اسلامگراها را چنانکه این گمان به شدت در حال ترویج است؛ مگر اینکه پنداشته شود آن 200 تن زندانی بیچاره را دیگر شهروند تاجیکستان نشماریم، بلکه افرادی فرودآمده از «مریخ» بدانیم.

***

حال، موضع حکومت کنونی در برابر این نشست و دعوت شدن آپازیسییون در آن، و خشم و غضبی که به سبب آن دامنگیرش شده، کاملاً قابل درک است. او نمی‌خواهد پرده از روی حقائق برداشته شود، هرگز نمی‌خواهد حکومت تاجیکستان در جهان به عنوان یک نظام دیکتاتوری و خودکامه – که زندانهایش مملو از سیاسیهاست – شناخته شود. این کاملاً قابل درک است.

در این میان اما موضع رسانه‌های به اصطلاح مستقل در برابر این نشست و حضور آپازیسییون در آن و نیز موضع بعضی از روزنامه‌نگاران و افرادی که فرهیخته‌اشان می‌شناسیم، قابل درک و فهم نیست. اگر برای حکومت، حضور آپازیسییون و رهبرانش در این نشست، دردناک بوده و تحمل حتی شنیدن آن را نداشته باشند، به شما چه شده که درست در زمانی که آپازیسییون در حال رساندن پیام ملت رنجدیده تاجیک به گوش جهانیان است و در واقع در حال رساندن پیام خود شماست، شما عمداً و بردروغ حضور آپازیسییون را کمرنگ نشان می‌دهید؟ در حالی که می‌دانید، واقعیت غیر آن است که شما در رسانه‌های خود منعکس می‌کنید. آیا شما جزء این ملت نیستید؟ آیا شما خود را در رنج زندانیهای سیاسی شریک نمی‌دانید؟ آیا برایتان سخت است که گفته شود، بستگان و نزدیکان اعضای آپازیسییون مورد آزار و اذیتهای روحی و فیزیکی از سوی دستگاههای امنیتی قرار می‌گیرند؟

به شما چه شده که درست در زمانی که نمایندگان آپازیسییون تاجیک از ناجوانمردیها و تبعیضها و ستمهای نظام حاکم در تاجیکستان می‌گویند و برچیده شدن همه این ناعدالتیها از جامعه عزیزمان را درخواست می‌کنند، شما در همین وقت، یکدفعه با طرح مسائل کاملاً خصوصی و شخصی رهبران آپازیسییون و بافتن قصه‌های «لیلی و مجنون» درباره آنها، در صدد کاستن از اعتبار آنها و سیاه کردن چهره آنها برمیآیید؟!

نگارندۀ این سطرها نمی‌گوید، شما جانبدار و هوادار آپازیسییون باشید. هرگز! حرف من این است که لااقل همانطور که ادعا می‌کنید، مستقل و بی‌طرف باشید.

همچنین، اظهار نظرهای بعضی افرادی که فرهیخته‌اشان می‌دانیم در فضای مجازی سؤال برانگیز است. درست در روزهایی که آپازیسییون به نمایندگی از شما حرف دل شما را، بلی، حرف دل شما را، به جهان می‌رساند، شما با حمله و هجومی بی‌سابقه به رهبران آن، در حال پراکندن حرفهای بسیار زشت و ناپسند درباره آنها هستید.

«زمستان» آپازیسییون و شرایط دشوار و سختی که امروزها به سر می‌برد، روزی پایان می‌یابد و بهار فرا می‌رسد، در این شکی نیست. آن وقت، شما می‌مانید و روسیاهی و سرافکندگی و خجالتتان!

«زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌ماند»

Advertisements