سیدیونس استروشنی

شوکت میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان، در حال انجام اصلاحاتی جدی در سیاستهای داخلی و خارجی کشورش (به خصوص با همسایگانش) است. او با سیاستی کاملاً متفاوت با سیاست سلف خود، یعنی اسلام کریم اف، پا به عرصه گذاشته. سؤال این است که دلایل این رویکرد متفاوت چیست؟ در این نوشتار به بیان آن می‌پردازیم.

***

برای یافتن پاسخ این پرسش که چرا میرضیایف با رویکردی متفاوت با رویکرد کریم اف پا به عرصه گذاشته، لازم است نگاهی به جایگاه کشور ازبکستان در منطقه آسیای میانه بیندازیم.

پیش از برقراری نظام کمونیستی در کشورهای واقع در آسیای مرکزی و تقسیم آن به پنج کشور قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان، در این منطقه (به استثنای مناطقی در قزاقستان) سه کشور مستقل مستقر بود: امارت بخارا، خانیگری قوقند و خانیگری خیوه. و با پای گذاشتن روسها (در زمان روسیه پادشاهی) در این مناطق و سپس برقراری نظام کمونیستی و تقسیم آن به پنج کشور، مراکز و پایتختهای آن سه دولت، همه، در حدود ازبکستان جدید قرار داده شدند: هم بخارا (پایتخت امارت بخارا) امروزه در حدود ازبکستان قرار دارد و هم خیوه (مرکز خانیگری خیوه) و هم قوقند (مرکز خانیگری قوقند).

در واقع، ازبکستان در میان چهار کشور دیگر آسیای میانه‌ای، طوری قرار داده شد که همیشه مرکزیت سیاسی در آسیای میانه (و حتّی مرکزیت دینی و فرهنگی) با او باشد، و به نحوی، روی سائر کشورها تأثیر‌گذار باقی بماند. و در زمان حدود 80 سال حکومت کمونیستها، واقعاً این جایگاه برای ازبکستان وجود داشت. یعنی، چهار کشور آسیای میانه‌ای، در کنار تبعیت از مرکز (مسکو)، به نحوی از تاشکند هم تبعیت می‌کردند و هیچ اقدامی در این کشورها بدون دخالت و نظر ازبکستان صورت نمی‌گرفت. و به سخن دیگر، می‌توان گفت، برای ازبکستان جایگاه «پدری» بر چهار کشور دیگر آسیای میانه اعطا شده بود. این یک واقعیت غیرقابل انکار است.

با فروپاشی شوروی  که این کشورها یکی پس از دیگر استقلال خود را اعلان کردند، ازبکستان در این بازه زمانی، بیشتر با خودش و مشکلات داخلی خود مشغول بود، تا مشکلات همسایه‌هایش، و احیاناً این «پدر» در برابر «فرزندانش» (به خصوص تاجیکستان و قرقیزستان) موضع دشمنی برمیگرفت. و اگر در مواردی هم دخالت می‌کرد، نه از روی «پدری» مثل سابق، بلکه بیشتر به جهت تأمین منافع و مصالح خودش این کار را می‌کرد. و همین موضعگیری بود که تاجیکستان و قرقیزستان از ازبکستان فاصله گرفتند، در حالی که هرگز خواهان دست برداشتن «پدر» از سر خود نبودند.

***

حال، بعد از کریم اف، به نظر می‌رسد شوکت میرضیایف در حال احیای همان جایگاه است، یعنی جایگاه «پدری» بر همسایه‌‌ها، به خصوص بر تاجیکستان و قرقیزستان. او به خوبی به جایگاه کشورش در منطقه آسیای میانه آگاه است. میرضیایف می‌داند که اگر ازبکستان بخواهد دارای یک جایگاه ویژه در جهان و یک کشور تأثیر‌گذار (لااقل در منطقه) باشد، به جای اتخاذ مواضع خصمانه در برابر همسایه‌‌ها، می‌تواند مثل سابق بر آنها «پدری» کند. و همین است که او در سفر اخیر خود به قرقیزستان، روی این نکته بسیار تأکید داشت که اگر قرار است نیروگاه برقی آبی «قنبرآته» در قرقیزستان تکمیل شود، ازبکستان در کنار همسایه اش برای ساخت و ساز و تکمیل این پروژه قرار خواهد گرفت و او را کمک خواهد کرد؛ در حالی که در زمان سلفش یعنی کریم اف موضع این کشور در این خصوص کاملاً خصمانه بود.

بی شک، به زودی شاهد سفر میرضیایف به تاجیکستان هم خواهیم بود، و تردیدی نیست که همین موضعی که میرضیایف در قرقیزستان راجع به نیروگاه «قنبرآته» اتخاذ نمود، در خصوص نیروگاه «راغون» نیز برخواهد گرفت و پیشنهاد همکاری برای تکمیل این نیروگاه را به همتای تاجیک خود مطرح خواهد کرد.

و همچنین، در راستای احیای نقش «پدری»، بعید نیست میرضیایف در آینده نزدیک تمام موانع رفت و آمد شهروندان تاجیکستان و قرقیزستان – با شمول برداشتن روادید – با کشورش را برطرف کند و برای سفر اتباع ازبکستان به این دو کشور و نیز سفر شهروندان این دو کشور به ازبکستان، دیگر نیازی به ویزا و روادید نماند.

Advertisements