سید یونس استروشنی
نویسندۀ این سطرها سعی می‌کند در این مقاله با قطع نظر از گرایش خود از نظر سیاسی به جبهۀ اپوزیسیون، یک تحلیل نسبتاً واقع‌گرایانه دربارۀ وضع فعلی اپوزیسیون تاجیک و دورنمای آن برای خوانندۀ تاجیک (و حتی غیرتاجیک) ارائه بدهد.
پیش از همه، لازم است تصویری کلی از اپوزیسیون تاجیک در حال حاضر، که چه گروه ها و احزاب و شخصیت هایی آن را نمایندگی می‌کنند (و یا لااقل به عنوان اپوزیسیون مطرح هستند) ارائه بشود.
ترکیب فعلی اپوزیسیون تاجیک
1) حزب نهضت اسلامی تاجیکستان: این حزب یکی از بانفوذترین احزاب سیاسی در جبهۀ اپوزیسیون به شمار می‌آید، و به لحاظ اعضا و طرفداران نیز، از بیشترین طرفدار در جامعۀ تاجیکستان (چه داخل و چه خارج) برخوردار است. البته، پس از آن که فعالیتش در داخل از طرف حکومت ممنوع و غیررسمی و به عنوان یک حزب «تروریستی” اعلان شد و اکثر رهبران ارشد آن بازداشت و زندانی شدند و رهبر آن یعنی محی‌الدین کبیری به اتفاق باقی اعضای فعالش به خارج از تاجیکستان مهاجرت کردند، خطر فروپاشی آن را تهدید می‌کرد، اما خوشبختانه در یک مدت زمان کوتاهی گرد هم جمع شدند و توانستند انسجام خود را حفظ و جلوی فروپاشی را بگیرند. در مقطع کنونی این حزب فعالیت منظّمی دارد و طبق یک برنامۀ کاری حساب شده، فعالیت می‌کند.
2) حزب سوسیال- دموکرات تاجیکستان: این حزب، با این که در یکی دو سال اخیر فعالیت قابل توجهی نداشته، ولی هنوز به عنوان یک حزب سیاسی بانفوذ در جامعۀ تاجیکستان شناخته می‌شود، به خصوص از این جهت که از کادر رهبری نسبتاً قدرتمندی (امثال رحمت‌الله‌ زائراف، شاکرجان حکیم اف، علیم شیرزمان اف) برخوردار است که در صورت فراهم آمدن شرایط مناسب در داخل کشور، می‌تواند به عنوان یک حزب مخالف جدی در داخل فعالیت نماید. اخیراً، علیم شیرزمان اف، از رهبران ارشد این حزب که به خارج از کشور مهاجرت کرده است، به هم حزبیان خود پیشنهاد کرده که در حال حاضر فعالیت این حزب را قطع نمایند که البته بعید به نظر می‌رسد که این پیشنهاد مورد قبول رهبران آن واقع شود.
3) «گروه 24”: این گروه در اصل توسط مرحوم عمرعلی قوت اف تأسیس گردید و شادروان با سخنرانی های آتشین خود در رادیوی مجازی Zello و فعالیت های گسترده در شبکه‌های اجتماعی، در یک مدت زمانی بسیار کوتاه توانست جوانان زیادی را پیرامون خود گرد آورد و در آنها امید و باور ایجاد نماید. و نقطۀ قوّت این گروه، شخصیت کاریزماتیک مرحوم عمرعلی قوت اف بود. و اما نقطۀ ضعف آن (حتی در زمان حیات مرحوم عمرعلی قوت اف)، «بی برنامگی”و «بی گدار به آب زدن” بود، که این دو ویژگی در دعوت از مردم برای تجمع در میدان اصلی پایتخت، به وضوح دیده شد.
بعد از ترور مرحوم در ترکیه و شهادتش، این گروه یک زمان کوتاهی تحت رهبری و هدایت داداجان عطاالله، رهبر جنبش «وطندار”، به فعالیت خود ادامه‌ داد، اما دیری نپایید و در داخل این گروه انشعاب و دودستگی ایجاد شد: جمعی، به رهبری شراف‌الدین گدایف، صابر ولی اف و سلیمان دولت اف اعلان کردند که «گروه 24” در واقع آنها هستند، و اما جمعی دیگر به رهبری سهراب ظفر، حسین عشور اف و نور‌الدین رضایی اعلام کردند که نمایندۀ «گروه 24” آنهایند. گروه اول سپس در ضمن انجمن نیروهای سازندۀ تاجیکستان به فعالیت خود ادامه‌ داد. (به صورت جداگانه دربارۀ انجمن نیروهای سازندۀ تاجیکستان بحث خواهیم کرد.)
و اما گروه دوم، در حال حاضر فعالیت نسبتاً منسجمی دارد و برنامه‌ای هم به نام «صدای مردم” به صورت منظم در شبکه‌های اجتماعی ارائه می‌کند.
4) انجمن نیروهای سازندۀ تاجیکستان: این گروه در واقع تشکلی است که تحت هدایت و رهبری داداجان عطاالله فعالیت می‌کند. تا همین اواخر «گروه 24” (شاخۀ شراف‌الدین گدایف، صابر ولی اف و سلیمان دولت اف) جزء این تشکل محسوب می‌شدند، ولی دیروز (23. 08. 2017) اعلان کردند که دیگر در آن نیستند و گروه دیگری تأسیس خواهند داد. از این رو، هستۀ اصلی این تشکل را در حال حاضر داداجان عطاالله، رهبر جنبش «وطندار”و محمد رسول (معاون سیاسی این تشکل) و شماری دیگر تشکیل می‌دهند.
هنوز زود است گفته شود که این تشکل به هم ریخته، به خصوص با توجه به این که خود داداجان عطاالله، رهبر این تشکل، هنوز چیزی در این زمینه اعلان نکرده است.
***
چهار تشکل نامبرده، در واقع امروزه احزاب و گروه های اصلی اپوزیسیون تاجیکستان را تشکیل می‌دهند. البته لازم به یادآوری است که در این میان، چند جنبش و گروهی هم هستند (مثل «جوانان برای احیای تاجیکستان” و «آزادی و عدالت”) که فعالیت آنها زیر چتر یکی از همین گروه های چهارگانه است، نه به صورت مستقل.
و اما چند حزب سیاسی رسمی (مثل حزب دموکرات و یا حزب سوسیالیست) که قبلاً اپوزیسیون حکومت محسوب می‌شدند، امروزه دیگر نمی‌توان آنها را جزء اپوزیسیون به شمار آورد که تفصیلش جداست.
نکته‌ای که در اینجا لازم است یادآوری بشود این است که همۀ اپوزیسیون تاجیک را نمی‌توان فقط در همین چهار حزب و گروه خلاصه کرد. زیرا در این میان، شخصیت های مستقل زیادی هستند که به نحوی از اپوزیسیون محسوب می‌شوند؛ افرادی چون: عبدالملک عبدالله‌جان اف، تیمور ورقی و شمار زیاد دیگر (که لازم نیست از همۀ آنها در اینجا نام برده شود).
و همچنین یک سری شخصیت های دیگر نیز هستند که با وجود آن که با سیاست های کنونی رژیم مخالف اند و می‌خواهند جزء اپوزیسیون باشند، ولی به نظر می‌رسد فعلاً در کار خود عجله نمی‌کنند. بعضی از آنها، با اپوزیسیون فعلی (به خصوص حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و «گروه 24 ”) خود را هماهنگ نمی‌بینند و معتقد‌ند که هدف این گروه ها سرانجام برپایی یک حکومت دینی است. (فعلاً کاری به این ندارم که آیا این برداشت ایشان صحیح است یا نه، بلکه در مقام تحلیلم.) و بعضی دیگر معتقدند که احزاب و گروه های نامبرده ظرفیت و توانایی جایگزین (آلترناتیو) شدن برای رژیم کنونی را ندارند، و از این رو آنها را چندان جدی نمی‌گیرند. از این دست افراد و شخصیت ها کم نیستند و بسیاری از آنها را می‌شناسم و گهگاهی با آنها صحبت می‌کنم.
این است یک تصویر نیمه کامل (البته، به ادعای نویسندۀ این سطرها) از وضع اپوزیسیون فعلی تاجیکستان.
حال، پیش از پرداختن به بحث بعدی (دورنمای اپوزیسیون) ، لازم می‌دانم به یک نکتۀ دیگر اشاره‌ بکنم که به نظرم ضرورت دارد.
و آن این است: این که بعضی از شخصیتها که گفتم اپوزیسیون را با همین ترکیب فعلیش چندان جدی نمی‌گیرند، این موضع گیری از آنها به نظرم اشتباه است. زیرا، در همه جای دنیا (و در طول تاریخ) اپوزیسیون همین گونه و به همین صورت زاییده شده و می‌شود. یعنی شماری از جوانان حماسی و بااراده جمع می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که کاری بکنند (حزب نهضت اسلامی تاجیکستان هم 45 سال پیش به همین صورت زاییده شده است)، نه این که از ابتدا پخته متولد شوند. پختگی و تجربه به تدریج و در طول فعالیت به دست می‌آید. بنابراین، انتظار تولد یک حزب یا گروه پخته و قدرتمند – و از همان اول کار – واقعاً یک انتظار بیجاست. تازه، احزاب و گروه های موفق سیاسی، غالباً متشکل از جوانان است، نه افراد کهنسال.
بنابراین، اپوزیسیون کنونی تاجیکستان، چه بخواهیم یا نخواهیم، همین احزاب و گروه های نامبرده هستند که فعالیت می‌کنند، یعنی: حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، «گروه 24”، انجمن نیروهای سازنده، حزب سوسیال دموکرات و شخصیتهای مستقل که بعضی نام برده شدند. حال، اگر قرار است گروه دیگری ابراز ‌اندام کند، او هم به ناچار مراحلی را که این گروه ها پیموده‌اند و در حال پیمودن هستند، باید بپیماید. خوب، این خودش یک بحث جداست که باید سر فرصت دربارۀ آن صحبت کرد.
***
دورنمای اپوزیسیون تاجیک
در این بخش، در واقع می‌خواهم به پاسخ این پرسش اصلی بپردازم که آیا اپوزیسیون (با همین ترکیب فعلی) می‌تواند به اهداف خود نایل شود؟ و برای رسیدن به هدف خود، چه کار می‌تواند بکند؟
پس، اول لازم است، هدف او را مشخص کنیم که چیست؟
اینجا دو احتمال مطرح است:
1) احتمال اول، انقلاب. انقلاب به تمام معنای کلمه، یعنی سرنگونی رژیم فعلی و برپایی یک نظام دیگر با قانونی دیگر. اگر هدف اپوزیسیون این باشد، این هدف -با توجه به واقعیت های سیاسی حاکم در منطقه و جهان – اولاً، امکان‌پذیر نیست، و ثانیاً اگر امکان‌پذیر هم باشد، به ضرر و زیان همه تمام خواهد شد. تاجیکستان از نظر سیاسی، تقریباً وضعی دارد شبیه کشورهای عربی که در آنها شاهد وقوع انقلابها و به اصطلاح «بهار عربی” بودیم و دیدیم به کجا کشیده شد. یعنی، در صورت وقوع انقلاب در تاجیکستان (بر فرض وقوع)، اولاً هرج و مرج پیش خواهد آمد، و ثانیاً دست ابرقدرتها و کشورهای تأثیر‌گذار منطقه برای دخالت باز خواهد شد که در نتیجه احتمال دارد باز یک جنگ داخلی بی‌معنی درگیرد که به مصلحت احدی نیست.
پس، انقلاب در شرایط فعلی در تاجیکستان معقول و منطقی نیست. از این نظر، راقم سطور فکر نمی‌کند، هدف اپوزیسیون انقلاب باشد. اگر هم باشد، غیرمنطقی است.
2) احتمال دوم، وادار کردن حکومت فعلی به این، که: دست از سیاست های سرکوبگرایانۀ خود بردارد و در تاجیکستان فضای سیاسی آزاد ایجاد نماید و در قانون اساسی اصلاحاتی وارد گردد؛ اصلاحاتی که بر مبنای آنها، انتخابات ها در کشور ما به صورت شفاف و آزاد برگزار گردند؛ که قطعاً، مقدمۀ اصلاحات اقتصادی نیز همین خواهد بود.
اگر هدف اصلی اپوزیسیون همین باشد، پس لازمۀ آن، اوّلاً این است که اپوزیسیون قانون اساسی کنونی را می‌پذیرد (به استثنای بندهای مربوط به اختیارات «پیشوا” و انتخابات و یک سلسله بندهای دیگر که همگی قابل اصلاحند.) و از قضا، قانون اساسی فعلی تاجیکستان (به استثنای چند بندی که عرض شد) قانون معقولی است. اساساً، مشکل در تاجیکستان در قانون اساسی نیست، بلکه در اجرای آنها و در پایبند نبودن مجریان قانون به قانون است.
حال، سؤالی که اینجا به صورت خودکار پیدا می‌شود و نیاز به پاسخ دارد این است، که: اگر هدف اپوزیسیون همین باشد، پس، با توجه به شرایط فعلی، آیا اساساً تصوری وجود دارد که اپوزیسیون به این هدف نایل آید، در حالی که حکومت و حاکم فعلی تازه احساس می‌کند، همۀ مانع‌ها از سر راهش برداشته شده و خاطرش دیگر جمع است؟
پاسخ این پرسش، در واقع پاسخ پرسش دوم است که در بالا آورده شد. (یعنی، برای رسیدن به هدف خود، اپوزیسیون چه کاری می‌تواند بکند؟)
پاسخ مثبت است. بلی، اپوزیسیون تاجیک در صورت داشتن یک برنامۀ منسجم و حساب شده، می‌تواند به این هدف نایل آید، و ما در جهان معاصر برای آن نمونه‌هایی نیز داریم.
تحقق این هدف (یعنی عملی گردیدن آن) به نظر نگارنده، سه زمینه دارد و سه شرط.
و اما سه زمینه:
1) زمینۀ اول این که هدف مذکور معقول است، و احدی در تاجیکستان (حتی خود حکومت هرچند به زبان) مخالف آن نیست. آیا کسی در تاجیکستان مخالف این است که فضای آزاد در جامعۀ ما حاکم گردد؟ آیا کسی در تاجیکستان مخالف این است، که انتخابات ها در تاجیکستان آزاد و شفاف برگزار گردند؟ آیا احدی در تاجیکستان مخالف این است که حکومت ها متداول (دست به دست) گردند؟ آیا کسی در تاجیکستان مخالف این است که قانون اساسی مو به مو اجرا شود و همه در برابر آن برابر باشد؟ اینها مسائلی هستند، که کسی در کشور مخالف آنها نیست.
2) زمینۀ دوم این که جامعۀ جهانی نیز مخالف این نیست، که تاجیکستان کشوری باشد واقعاً دموکراتیک (نه در زبان، بلکه در عمل). آیا جامعۀ جهانی نمی‌داند که در حال حاضر تاجیکستان در حال تبدیل شدن به یک دیکتاتوری تمام عیار است؟ آیا جامعۀ جهانی نمی‌داند که حقوق شهروندان در تاجیکستان پایمال می‌شود؟ آیا جامعۀ جهانی نمی‌داند که فعالیت احزاب سیاسی در تاجیکستان آزاد نیست؟
از این رو، اگر احساس بشود که نیرویی در تاجیکستان وجود دارد که می‌خواهد قانون مداری و احترام به قانون در این کشور حاکم گردد و نمی‌خواهد کشورش به یک کشور دیکتاتوری تبدیل گردد، به نظرم کسی مانع او نخواهد شد.
3) زمینۀ سوم امکان تحقق این هدف آن است که اپوزیسیون تاجیکستان به لحاظ نیرو و ظرفیت، قابل قیاس با اپوزیسیون های کشورهای همسایه مثل ازبکستان یا ترکمنستان و حتی قزاقستان نیست. (این نکته را پیشتر نیز در یک مقاله بیان داشته بودم.) اپوزیسیون تاجیکستان تقریباً نیمی از جمعیت کشور را به همراه دارد، اگر نگوییم اکثر مردم آن را. به علاوه، این واقعیت را نیز نباید دور از ذهن گذاشت که اکثر به اتفاق شهروندان تاجیکستان امروزه از سیاست های فعلی حکومت راضی نیستند.
و امّا سه شرط تحقق این هدف:
1) شرط اول اینکه اپوزیسیون در رساندن پیام و اهدافش برای جامعه (که هدفش جز اصلاح وضع موجود نیست) باید از همۀ امکانات و ظرفیت ها استفاده نماید. آری، اپوزیسیون تاجیک در شبکه‌های اجتماعی فعالیت نسبتاً ملموسی دارند و در این عرصه گوی سبقت را ربوده‌اند، به حدی که در شبکه‌های اجتماعی از هواداران رژیم خبری نیست، مگر به نام های مستعار که این خود نشان می‌دهد فضا در این شبکه‌ها در اختیار اپوزیسیون است. اما اینها کافی نیست. در کنار این فعالیت ها، اپوزیسیون تاجیک باید به نوعی به خنثی سازی دروغ هایی بپردازد که نسبت به آنها بافته می‌شود، از قبیل این که اینها همان داعشی ها هستند و قصد خرابکاری دارند و برای «اربابان خارجی” کار می‌کنند و از این قبیل اراجیف…
به نظرم، در این زمینه اپوزیسیون را لازم است که هرچه زودتر شبکۀ واحد تلوزیونی اپوزیسیون را فعال نماید.
2) شرط دوم آن که اپوزیسیون تاجیک روابطش با سازمان های بین‌المللی، کشورهای تأثیر‌گذار (به خصوص روسیه)، کشورهای همسایه (به خصوص ازبکستان و قزاقستان) را تقویت کند و به نحوی به آنها برساند که هدفی جز اصلاح وضع موجود در کشور را ندارد. این یک واقعیت غیرقابل انکار است که بدون داشتن روابط حسنه با این همسایه‌‌ها و رفع نگرانی های احتمالی آنها، رسیدن اپوزیسیون به هدفش اگر نگوییم محال است، لااقل می‌توان گفت، بسیار دشوار است. (البته، طبق معلوماتی که دارم، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان اخیراً در این راستا اقداماتی انجام داده است، ولی به نظرم کافی نیستند.)
3) شرط سوم آن است که احزاب و گروه های چهارگانۀ مذکور به اضافۀ شخصیت های مستقل هرچه زودتر یک ائتلاف واحدی را تشکیل کنند و با یک برنامۀ واحد و منسجم فعالیت نمایند.
***
یک نکتۀ دیگری در این میان هست که باید در مقاله‌ای جدا راجع به آن بحث کرد. و آن این که: در صورت رئیس جمهور شدن یکی از فرزندان امامعلی رحمان (رستم یا آزاده) که این احتمال دور نیست، آیا امکان این هست که او را به وجهی قانع نمود که در سیاست های کلی پدرش تجدید نظر نماید و دست به اصلاحات ریشه‌ای در کشور بزند یا نه؟ البته، این بحثش جداست و نیاز به مقاله‌ای جداگانه دارد.

Advertisements