جنگ اعصاب به رهبری امریکا علیه ایران با این هدف طراحی و هدایت می شود که ایران را از اصلی ترین برد خود در جنک اراده ها که سند برجام است نا امید سازد و ایران را به این نتیجه برساند که برجام نتوانسته است هدف استراتژیک ایران در داشتن فناوری صلح آمیز هسته ای را محقق سازد و به نوعی ایران را به تجدید نظر وادار نماید.

در دوران پیش از برجام وقتی می خواستم شرایط موجود بین ایران و قدرتهای بزرگ را در عبارتی موجز و کوتاه توصیف کنم از اصطلاح » جنگ اراده ها » استفاده می کردم و در تفسیر آن توضیح می دادم که شرایط موجود به گونه ای است که هر طرف اراده قوی تری داشته باشد نتیجه مناقشه را از آن خود خواهد کرد. در آن مقطع زمانی هدف گیری طرف اصلی مقابل ایران یعنی امریکا اراده ایران در پیگیری اهداف خود بود.

ایران دقیقا می دانست چه می خواهد و چه نمی خواهد.ایران فناوری هسته ای می خواست و اصلا به دنبال سلاح هسته ای نبود و در مقابل حریف برای مقابله با خواسته بر حق ایران یعنی فناوری هسته ای موضوع سلاح هسته ای را مطرح می ساخت و در» مناقشه چه می خواهیم وچه نمی خواهیم «آن چه تعیین کننده بود اراده بود که خوشبختانه در جنک اراده ها جمهوری اسلامی ایران سربلند بیرون آمد و برجام سند پیروزی ایران در این جنگ بود.

درباره برجام بسیار سخن رفته است و خواهد رفت و بحثهای آن تمامی نخواهد داشت ولی یک موضوع را هیچ کس نمی تواند در خصوص برجام منکر شود که برجام توانست این هدف استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را به جامعه جهانی بقبولاند که ایران در جستجوی فناوری صلح آمیز هسته ای بوده و در پی سلاح هسته ای نیست و ایران در داشتن فناوری هسته ای صلح آمیز محق است و می تواند دستاوردهای هسته ای صلح آمیز خود را حفظ کرده و آن فعالیتها را ادامه دهد.
برجام سند پیروزی ایران در جنگ اراده ها بود ولی این پیروزی به معنی شکست قطعی حریف و عادی شدن شرایط بین المللی در مقابل ایران نبود و ما در دوران پسا برجام با جنگ دیگری روبرو شده ایم که می توان آن را » جنگ اعصاب» نامید. البته در این مرحله ایران با صف بندیهای جدیدی روبروست که با صف بندیهای دوران » جنگ اراده ها » متفاوت است هرچند که رهبریت جنگ اعصاب هم همانند دوره گذشته با امریکاست.

جنگ اعصاب به رهبری امریکا علیه ایران با این هدف طراحی و هدایت می شود که ایران را از اصلی ترین برد خود در جنک اراده ها که سند برجام است نا امید سازد و ایران را به این نتیجه برساند که برجام نتوانسته است هدف استراتژیک ایران در داشتن فناوری صلح آمیز هسته ای را محقق سازد و به نوعی ایران را به تجدید نظر وادار نماید.
در اینجا در پی ورود به بحث ترامپ و این که ترامپیسم چه پدیده ای است و ترامپ از بدو ورود به کاخ سفید در ارتباط با موضوعات بین المللی چه رویکردی داشته است نیستیم ولی رویکرد و نحوه نگرش ترامپ به برجام موضوع حائز اهمیتی است که باید به آن پرداخته شود. بطور کلی ترامپ در تمامی موضوعات داخلی و بین المللی یک رویکرد کلی دارد و آن «اوبامازدایی» از سیاستهای اتخاذ شده امریکا در همه عرصهاست.

ترامپ با حساسیت غیر متعارفی میراث اوباما را به چالش می کشد و هر آن چه را که دستاورد اوباما چه در عرصه داخلی امریکا مانند نظام سلامت و چه در عرصه بین المللی مانند برجام محسوب می کشد به چالش کشیده در صدد نابودی آن است و از طرف دیگر ترامپ در منطقه خاورمیانه اسراییل و عربستان را به عنوان متحد خود انتخاب کرده است و تمام مسایل منطقه را از دریچه چشم آنان نگاه می کند. در این شیوه نگرش به مسایل منطقه ای و بین المللی منطق و دلیل و حقوق اصلا جایی ندارد و اصل منافع و خواسته های متحد منطقه ای است و در خصوص برجام دیدگاههای رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی مشخص است و آنها از ابتدا برجام را برضد منافع خود می دانستند.

دو عامل فوق یعنی سیاستهای اوبامازدایی و اولویت منافع اسراییل و عربستان در منطقه اساس سیاست برجام ستیزی ترامپ است ولی همزمان ترامپ و تیم کاخ سفید او به جایگاه بین المللی برجام وقوف کامل دارند و می دانند که هزینه کنار رفتن یکچانبه از برجام برای همه حتی کشوری در اندازه امریکا بسیار زیاد است لذا امریکای ترامپی شیوه ای در برخورد با برجام را انتخاب کرده است که با عصبی ساختن ایران ، کاری کنند که ایران بهانه ای در خصوص نقض برجام بدست امریکا بدهد و این فرصت را برای ترامپ و تیم او فراهم آورد که با دامن زدن به تنش و بزرگنماییهای غیر متعارف و تحریف واقعیتها برجام را به هزینه ایران لغو کند.

در شرایط کنونی این شیوه رفتار و رویکرد امریکا در قبال برجام را می توان » جنگ اعصاب » نامید زیرا هدف اصلی در این جنگ حمله به اعصاب طرف مقابل است و حریفی که عصبی شود بازنده صحنه خواهد بود. اگر این صحنه را خوب تشخیص دهیم و محیطی غیرعصبی را بر نظام تصمیم گیری کشور حاکم کنیم همانگونه که پیروز جنگ اراده ها شدیم از صحنه جنگ اعصاب هم سرافراز بیرون خواهیم آمد و این اجازه را به ترامپ نخواهیم داد که منافع رژیم صهیونیستی را به هزینه جمهوری اسلامی ایران تامین نماید.

خبرآنلاین

Advertisements